𝚬ꪀ𝗁ყρꫀꪀ
Open in Telegram
𝗍ᥲᥣkіᥒg ᥕі𝗍һ ᥲᥒgᥱᥣs? t.me/Itsmyasirbot
Show moreIran226 677The category is not specified
189
Subscribers
No data24 hours
-157 days
-2430 days
Posts Archive
189
آخـراے شـب اونقـدر نوشـیده بـود ڪـہ ڪاملا مـست شـده بـود. هنـوزم فڪر اون پسـر دیـوونش میڪرد ، بےقـرار میـشد و دلـش بـراے شبے ڪه گـذرونده بـودن تنـگ میشـد. تقریبـا بـا فڪر به شبـی ڪه زیر اون پسـر نالـہ میڪرد داشـت ڪام میشد.. طاقـت نیـاورد و بـا شیشـہ مشـروب توے دستـش راهے ڪافے شـاپے شـد ڪه پسـر اونجـا ڪار میڪرد. تـوے راه تـلو تـلو میخـورد و گـیج بـود وقتے رسـید در رو جـورے ڪوبیـد ڪه تمـام توجـہ هـارو بـہ خـودش جلـب ڪرد . خـودشو به جـلوے پیشـخوان رسـوند و بـدون فڪر داد زد : هے میـن! ... اینـجایے نـہ؟! فـردے جـلو اومـد ولے قبـل از گفـتن چیزے هـوسوڪ دوبـاره داد زد : با توام!! عـوضـے بـودن بـهت نمیاد..!! فردے ڪه بـرای گفـتن چـیزے جـلو اومـده بـود عصبـانی تو صـورت هوسوڪ زمزمـه ڪرد: هرڪس ڪه هسـتی ، زودتـر گـورتو گـم ڪن . هوسوڪ تقریبـا چیزے متوجـہ نمیشـد از حرفـاش، تـمام حـواسش پیـش پسـرے بـود ڪه تمـام وجـودش اون رو التـماس میڪرد. پسـر پشت پیـشخوان دوبـاره ولـے بـا صداے بلندتـر گفـت: گفتـم گـورتو گـم ڪن یونـگے هیونـگو چـے فـرض ڪردے ڪ.. اون اسـم .. هوسـوڪ متوجـہ ایـن اسـم آشنـا شـد برگشـت و به پسـر نگـاه کـرد توے حرفـش پـرید: اون اینجاست؟!! اصـلا توجهے به پسـر نداشـت . پـسر ادامـہ داد : هیونـگ و بـا شـخص دیگـہ اے اشتبـاه نگیـر و حـرف دهنـت رو بفهـم عوضـے. هوسوڪ از این حجـم احـمقے پسر ڪلافـہ شده بود : ببین بچـہ شایـد تو اونو فقط یه باریستـا بـدونے بـا قهوههاے اعتیـاد آور..ولے قـول میـدم بهـت.. انـگار تقـریباً به هـوش اومـده بـود، یقـہ لبـاس پسـر رو گـرفت و ادامـه داد : قـول میـدم بهـت ! اون عـوضے توے تخـت از ڪافئین اون قـهوه هاے خـوش بـوشم اعتـیاد آورتـره . بے قرار حـرف میـزد و چشمـاش از توصـیف اون پسـر بـرق میـزدن . +:اون مـین فاڪینگ یونگے هـزار بـرابـر تلـخ تـر ، اعتـیاد آورتـر و عـذاب آورتـر از قهـوه هاے لعـنتیشـہ!!
