391
Subscribers
No data24 hours
-327 days
-11630 days
Posts Archive
Repost from 𝚸𝗍𝖽𝗆𝗂𝗇𝗍. ( انتقال داده شد )
قلبم پُر از او بود ، این قلب دیگر برایِ من نبود.
من تورا مهتاب گون در پِی آسمان نیلوفری دیدم.
خوشتر از هزاران عسل است طعم بوسه هایِ تو.لحظهٔ دیدنش انگار که یک حادثه بود حیف که چشمان من آمادگی این حادثه را نداشت. نیروی جانبخش زندگیام شد از همان موقع به طوری که من جان میدهم برایش. روز به روز جامِ علاقه من به او لبریز میشود و نمیتوانم در وصفش چیزی بیابم.
آری معشوق من ؛ ورود تو از همان ابتدا روشنی به همراه داشت. خیالِ تو لحظهای مرا رها نمیگذراد. من تورو خواهش کردم ، تو به من عطا شدی.دیگر آرزویی ندارم ، زیرا برآورده شدی. در اقیانوسِ چشمانت غرق شدم هاو.
