en
Feedback
Mindtale

Mindtale

Open in Telegram

اینجا اتاقیه که برای خودم ساختم. خودم دیوارهاش رو صورتی کردم، با استیکرهای قدیمی تزئینش کردم، عروسک (#جدی_جون) خوشگلم و وسایلم توت فرنگیم رو یک گوشه گذاشتم، ته همه خودکارهام ته مدادی گذاشتم تا همه چیز رنگ داشته باشه. خودمم با موهای ژولیده وسطش نشستم.

Show more
227
Subscribers
+224 hours
+117 days
+430 days
Posts Archive
یک آپشن ارائه پروژه هم تا حدودی وجود داره. با اعضای گروه (البته من همچین همگروهی‌ای نداشتم) و خود TA صحبت می‌کنیم اگه موضوع خوب باشه می‌تونیم‌ پروژه رو گسترش بدیم تا یک جایی برسه. نمی‌دونم ما این رو ادامه میدیم یا نه ولی TA گفته باهامون همکاری می‌کنه و اگه بتونه از یکی از منتورها هم می‌خواد جلسات منتورینگ رو ادامه بده. ولی خب این قسمتش هنوز در هاله ای از ابهامه. #NCATale

حالا نتایجی که من می گرفتم همه اش منفی بود. هی به TA می‌گفتم بهتر نیست ما اصلا ارائه ندیم؟ اون می گفت به خودت بیا نتیجه منفی هم بالاخره نتیجه‌اس. در نهایت این پروژهه اینقدر به چشمم مسخره بود که حتی دوبار فکر نکردم سر ارائه چی بگم. رفتم و فی‌البداهه گفتم چیکار کردم. وقتی هم ارائه تموم شد فیدبکی که بهمون دادن خیلی خوب بود، یک سوال هم ازمون پرسیدن که خیلی سخت بود. بعد ارائه من TA گفتم حال کردی به سوال سختشون چه جوابی دادم؟ گفت سوال چی بود بهش سوال و جواب رو گفتم گفت واو باریکلا باریکلا. #NCATale

گروه ما اولش ۲۰ نفر بود و فکر می‌کنم بقیه گروه‌ها (کلا ۹ تا گروه بود) همین حدود ممبر داشتن. هفته اول عملا نصف شدیم، کلاس‌ها با ۱۱ نفر تشکیل میشد. هر گروه به دوتا ساب گروه تقسیم میشدن که با جمعیت کمتر روی پروژه کار کنن. ساب گروهی که من توش بودم ۵ نفر و ساب گروه بغلی ۶ نفر بود. جداگانه روی پروژه کار میکردیم و خب یک سری مشکلاتی وجود داشت مثلا اینکه یک تعدادی از بچه‌های ساب گروه (سه نفر از پنج نفر) تا روز دهم یازدهم مشکل وصل شدن به کولب داشتن و هیچ کدی نزده بودن. هفته اخر یکی از بچه‌ها مریض شد و دیگه نیامد، شدیم چهار نفر. یکی دیگه که بک‌گراند کامپیوتری داشت هی روی جزئیات گیر میداد و تا روزهای اخر کارش رو خیلی پیش نبرده بود در نهایت دو روز مونده به ارائه فرار کرد گفت من نمیام و ما هیج داده‌ای ازش نداشتیم و یک بخشی از سوالمون رو کلا نتونستیم کاور کنیم. شدیم سه نفر. از این سه نفر یکی یک‌ مقدار کد زده بود ولی خیلی در جریان نبود چیکار کرده (هنوزم نمی‌دونم چقدر فیلترهای لازم رو اعمال کرده و نتایجش چقدر درست بوده) TA کمکمون کرد این قسمت از کار قابل ارائه بشه. نفر سوم هم دست به کد نزد، عملا هیچ کاری برای پروژه نکرد. آخرش هم دادیم Intro پروژه رو بگه. قرار بود پاور رو درست کنه که مون رو هم خودم درست کردم. آخرش در حالی که بقیه گروه‌های از بک‌گراندهای مختلف بودن گروه ما سه نفر بود که هممون بک‌گراند بیولوژی داشتیم و توی عمرمون کد نزده بودیم. گروه بغلی بگ‌گراندهای خیلی متنوعی داشت از فیزیک و کامپیوتر گرفته تا زیست. بعد ما، بهتر بگم من پاره شدم تا تونستم پروژه رو به جای نقطه قابل ارائه برسونم. #NCATale

برای ثبت نام باید یک فرم پر می‌کردیم و یک چیز میز مثل انگیزش نامه پر میکردیم، همین طور یک سری ترجیحات مثل اینکه کلاس‌ها صبح باشه یا عصر یا مثلا ترجیح میدیم روی چه مدل دیتاستی کار کنیم رو مشخص می‌کردیم‌. درباره ترجیح دیتاستمون من fMRI گذاشته بودم اول و نورون رو گذاشته بودم آخر‌. ولی توی گروهی بودم که روی نورون کار می کرد، از این بابت هم خیلی خوشحالم چون TA که داشتیم خیلی دوست داشتنی بود. ولی برای ترجیح ساعت همه رو طبق ترجیحشون گذاشته بودن. من ساعت ۴ عصر تا ۱۲ شب رو انتخاب کرده بودم که همچین انتخاب خوبی نبود ولی همچنان راضی‌ام. #NCATale

دوره‌ای که ثبت نام‌ کرده بودم این بود. داستانش هم از این قراره که نورومچ هر ساله برگزار میشه و یکی بهترین منابع برای شروع علوم اعصابه، چندین دوره داره که یکیشون علوم اعصاب محاسباتیه. آنلاینه و از هر جای دنیا به جز ایران میشه شرکت کرد. علتش هم‌مشخصه ما تحریمیم، تا پارسال تبصره میامد و از ایران هم میشد شرکت کرد ولی امسال به لطف همه وقایعی که پیش آمد تبصره‌ای نیامد و همه ایران محروم شدن. بعد از اینکه مشخص شد تبصره ای نمیاد یک سری از بچه‌های داخل و خارج ایران تلاش کردن یک دوره مشابه رو برگزار کنن. منابع نورومچ اپنه و هر کسی میتونه بهش دسترسی داشته باشه، این دوره هم از همون منابع استفاده کرد و ساختاری شبیه نورومچ رو ساخت. سه هفته کل مدت دوره بود و هر روز (به جز پنجشنبه و جمعه) هشت ساعت باید سرکلاس می‌بودیم. چهار ساعت کورس‌ها رو می‌دیدیم و سه ساعت روی پروژه کار می‌کردیم. یک ساعت هم وسطش بهمون استراحت می‌دادن. کل این مدت یک TA همراهمون بود. برای پروژه هم روی اپن دیتاست کار می‌کردیم و براساس همون دیتاست یک سوال و فرضیه مطرح می کردیم، بعد از هفته اول باید پروپوزوال می‌نوشتیم و برای منتورمون و مدرسه می فرستادیم. جلسات هفتگی با منتور داشتیم و اگه اشتباه نکنم منتور گروه ما یک هفته رو نیومد ولی منتور گروه گروه بغلی هفته‌ای دوبار میامد. روز آخر مدرسه باید پروژه‌هامون برای گروه‌های دیگه ارائه می‌دادیم. من به قسمت‌ گواهی و اینا اهمیت نمی‌دادم و نمیدم ولی بهمون گفتن احتمالا گواهی از دانشگاه تهران صادر میشه. #NCATale ##MeTellApproved

Repost from CONNECT
نوروکانکت مدرسه‌ی تابستانه‌ی علوم اعصاب محاسباتی آزاد و مستقل، با الهام از نورومچ 📆 ۱۷ مرداد تا ۴ شهریور 🌐 تماماً آنلاین 👨
نوروکانکت
مدرسه‌ی تابستانه‌ی علوم اعصاب محاسباتی
آزاد و مستقل، با الهام از نورومچ 📆 ۱۷ مرداد تا ۴ شهریور 🌐 تماماً آنلاین 👨‍🏫 یادگیری در گروه‌های کوچک، به همراه TA و منتور 💻 جلسات Professional Development ◀️ مشاهده سرفصل‌ها و اطلاعات بیشتر ثبت‌نام [رایگان] به‌زودی 🧠 CONNECT (Community for Neuroscience and Cognitive Techs) Telegram | Instagram | LinkedIn | lets-connect.org

الی آمد فکر کرد من باز دارم گریه می‌کنم. من در همون لحظه 👇
الی آمد فکر کرد من باز دارم گریه می‌کنم. من در همون لحظه 👇

خب این دوره رسما تموم شد و واقعا به خودم افتخار می‌کنم، عملکردم عالی بود TA هم موافق بود. پروژه رو عملا تک نفری جلو بردم. 😌

امروز قراره ارائه این دوره رو بدیم. حقیقتا ارائه بدیه، اگه به من بود از اول تا آخرش رو عوض میکردم (که وقت نیست) یا کلا ارائه نمی‌دادم (که TA گفت غلط نکن اینقدر پروژه‌تون با احقیر نگاه نکن). قسمت عجیب ماجرا اینه که سه روز آخر دوره رو عملا گریه‌کنان شرکت کردم. تازه دیشب جلوی TA زدم زیر گریه گفتم نمی‌دونم چرا من دو روزه همه‌اش دارم گریه می‌کنم. #NCATale

خب سهمیه اشک یک سالم رو مصرف کردم به گمونم تموم شد.

فکر کنم کل سهمیه اشک سالم رو تو این و روز مصرف کردم. اینشالا فردا خشک شه اینقدر دماغم آویزون نباشه. 😁

اینقدر از دیشب هی برای هر چیزی گریه کردم که دارم حساب و کتاب میکنم ببینم وقت دارم برای نشتی دادن خودکارم و کثیف کردن بقیه خودکارام گریه کنم یا برم توی بولت ژونالم واردش کنم که فردا براش گریه کنم. #همین

احیانا کسی تجربه این رو داشته که دوتا بلیت برای یک قطار بگیره و صندلی‌های تو یک کوپه نباشن؟ میشه با مسئولین قطار صحبت کرد و جا به جامون کنن طوری که دوتایی توی یک کوپه باشیم؟

به قسمت زیستی هم رسیدیم، توی پروژه همه‌اش زیسته. #NCATale

توی فکرم روز آخر رو نرم. باید از پروژه‌مون ارائه بدیم و من حوصله‌اش رو ندارم و همین طور روزش با روز کلاب بافتنی تداخل داره. 😁 #NCA

یک‌ آپدیتی از این بدم، خب من تقریبا جلسه دوم جلوی منتور گند زدم. 😌 در این حد که حتی کلمات رو اشتباه تلفظ کردم. همین دیگه‌.

بچه‌ها اگه لطف کنید اینو فوروارد کنید توی کانال‌هاتون ممنون می‌شم. من می‌خوام دوباره ویدیو گذاشتن توی یوتیوب رو شروع کنم و نیاز به ادیتور دارم. یه کسی که خودش علاقه به ادیت داره و دنبال ویدیوهای خام می‌گرده که روش تمرین کنه. بعدا ممکنه همکاری طولانی مدت و با حقوق داشته باشیم با هم. 🤝 خیلی هم خوش اخلاقم و خودم هم کلی ایده می‌دم برا ادیت. اگر علاقه‌مند هستی بهم پیام بده. 🤍

کلاس پنجم شیشم دبستان برای اولین بار یکی هم اسم خودم دیدم که کلاس اولی بود. چندین بار همین جوری الکی رفته بودم کلاسشون انکار
کلاس پنجم شیشم دبستان برای اولین بار یکی هم اسم خودم دیدم که کلاس اولی بود. چندین بار همین جوری الکی رفته بودم کلاسشون انکار دوستمه. 🤣 فکر کنم اولین بار و اخرین‌باری بود که یکی هم اسم خودم دیدم.

ناهار نداشتیم و حالا نمیدونیم شام چی بخوریم، شما پیشنهادی ندارین؟ 🤣

مکالمه درونی من وقتی سینک رو حسابی سابیدم و برق میزنه.
مکالمه درونی من وقتی سینک رو حسابی سابیدم و برق میزنه.