en
Feedback
حوالیِ نور✨️

حوالیِ نور✨️

Open in Telegram

از میانِ ابهام و سکوت گذشتم و حالا آرام در حوالیِ نور نفس می‌کشم.✨️ سیّن‌صآد✨️(سایه‌صآدقی) https://t.me/SendHarfBot?start=456a38317724

Show more
264
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-930 days
Attracting Subscribers
June '26
June '26
+11
in 0 channels
May '26
+7
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+20
in 3 channels
Get PRO
January '26
+11
in 1 channels
Get PRO
December '25
+10
in 2 channels
Get PRO
November '25
+3
in 0 channels
Get PRO
October '25
+3
in 0 channels
Get PRO
September '25
+9
in 2 channels
Get PRO
August '25
+469
in 3 channels
Get PRO
July '25
+30
in 2 channels
Get PRO
June '25
+275
in 3 channels
Get PRO
May '25
+57
in 3 channels
Get PRO
April '25
+12
in 1 channels
Get PRO
March '25
+23
in 7 channels
Get PRO
February '25
+4
in 0 channels
Get PRO
January '25
+1 015
in 3 channels
Get PRO
December '24
+22
in 2 channels
Get PRO
November '24
+15
in 1 channels
Get PRO
October '24
+4 794
in 2 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
22 June0
21 June0
20 June+1
19 June+1
18 June0
17 June0
16 June0
15 June+1
14 June+1
13 June0
12 June0
11 June+1
10 June0
09 June+2
08 June+1
07 June0
06 June0
05 June+1
04 June+1
03 June+1
02 June0
01 June0
Channel Posts
خواستم بگم اونم گند زد :)
خواستم بگم اونم گند زد :)

2
00:28
11
3
No text...
9
4
آخ درست شد
7
5
وای الان واقعا گریه میکنم
11
6
۲ تا سوال جاخالی گذاشته بودم ننوشتمممم
11
7
واییییییییقی
11
8
آخرش هم یک دیقه وقت اضافه آوردپ☺️😂
11
9
بدترین امتحان زندگیمو دادم، وسطش از استرس اینکه وقت کم بیارم میخواستم گریه کنم☺️
11
10
بدترین امتحان زندگیمو دادم، وسطش از استرس میخواستم گریه کنم☺️
1
11
اینو پارسال همین موقع های رضوانی بهم گفته بود و الان دوباره دیدمش و اینجوریم کهه آخیییی:*)
8
12
فاطمه تو خیلی رفیق خوبی هستی باور کن میدونی اینحوریی که من قشنک میتونم رازامو بت بگم باهات درد و دل کنم میدونم گرمی،مهربونی،راهنمایی خودتو از ما ها نگیر
1
13
ما تفنگارو به سمت هم نشونه گرفتیم، من قلبم براش میتپید ولی تفنگارو به سمت هم نشونه گرفتیم و شلیک کردیم و خون ریخت رو زمين.. تنها چیزی که تو اخرین لحظه تکرار میکردم این بود: " تفنگ من تیری توش نبود." -سین‌صآد✨️
42
14
ما تفنگارو به سمت هم نشونه گرفتیم، من قلبم براش میتپید ولی تفنگارو به سمت هم نشونه گرفتیم و شلیک کردیم و خون ریخت رو زمين.. تنها چیزی که تو اخرین لحظه تکرار میکردم این بود " تفنگ من تیری توش نبود."
1
15
دروغ میگم مگه¿:)))
12
16
از زندگیم رفته. کاش از تو خوابامم بره.
44
17
سایه حاضرم آلزایمر بگیری، ولی فراموشش کنی. -نجلا✨️
46
18
سایه حاضرم آلزایمر بگیری، ولی اونو فراموش کنی. -نجلا✨️
1
19
مثل قاتل که سر صحنه‌ی جرمش برود. کاش می‌آمد و میدید چه با ما کرده.
1
20
اونوقت من با ماژیک غیروایت‌برد دور تورو خط میکشم.
1