en
Feedback
تاریخ وب

تاریخ وب

Open in Telegram

معرفی کتابها، و اتفاقات تلخ و شیرین در دوره های مختلف تاریخی

Show more
2 008
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-2630 days
Posts Archive
زندگی روستایی مردم رشت در دهه چهلم @sarrbook

‼️‼️داگلاس مک آرتور دوم ۶۲ ساله، برادرزاده فرمانده جنگ کره بود. او پیش از پست سفارت خود در تهران در سپتامبر ۱۹۶۹ میلادی به عنوان دیپلمات عالی‌رتبه آمریکا در ژاپن، بلژیک و اتریش خدمت کرده بود. مهم‌ترین نگرانی همکاران مک آرتور تا آن زمان این بود که او در حضور شاه ایران نتواند تاب بیاورد. آن‌ها هرگز تصور نمی‌کردند این نگرانی در برابر اسلحه‌ای که آن شب در پشت شقیقه‌اش قرار داده شد تا چه اندازه ناچیز است. مک آرتور چند روز بعد از واقعه از امیرعباس هویدا نخست‌وزیر می‌خواهد که این حادثه نزد او، اسدالله علم و شاه محفوظ بماند و از بوق و کرنا کردن آن پرهیز کند. دو ماه بعد، ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ وقتی عده‌ای از اعضای چریک‌های فدایی خلق در سیاهکل به پاسگاهی حمله بردند و رئیس پاسگاه را کشتندو به جنگل‌های دیلمان گریختند، سازمان امنیت و اطلاعات متوجه فاز جدیدی از رودررویی مخالفان با شاه شد. ماجرای استقرار نیروهای ساواک در جنگل‌های سیاهکل و پرواز هلیکوپترهای ارتش برای تجسس در بالای جنگل‌های پوشیده از برف، کم و بیش روزانه از سوی روزنامه کیهان گزارش می‌شد. پس از دستگیری چند عضو این سازمان ، آنان اعدام شدند اما جزئیات حمله به سفیر آمریکا، آنچنان که سفیر خود خواسته بود برای مدتی در هاله‌ای از ابهام باقی ماند. سه سال بعد، به تدریج جزئیاتی از حادثه آن شب به بیرون درز کرد.موضوع حمله به سفیر آمریکا، یک سال پس از سرقت بانک «ایران و انگلیس» در ۲۳ تیر ۱۳۴۸ صورت می‌گرفت که از سوی سازمان آزادیبخش خلق‌های ایران انجام شده بود. سرقت از بانک ایران و انگلیس اولین سرقت مسلحانه از بانک‌های ایران با انگیزه سیاسی بود. این گروه بعد‌ها به این نتیجه رسید حالا که پول کافی برای آزادی رفقای خود از زندان‌های ایران بدست آورده، بهتر است کسی را گروگان بگیرد که حاکمیت را برای آزادی او به تکاپو بیاندازد. سیامک لطف‌اللهی یکی از اعضای کنفدراسیون دانشجویان ایرانی بعد‌ها در مصاحبه با کیهان در این باره شرح داد: «در زندان [قصر] بچه‌های سازمان آزادیبخش می‌گفتند ربودن سفیر آلمان یا سفرای دیگر کشورهای اروپایی بسیار راحت‌تر از ربودن سفیر آمریکا بود. این موضوع هم مطرح شد ولی رهبریت سازمان ـ سیروس نهاوندی ـ گفت فقط سفیر آمریکا؛ چون هم حرکتی است علیه سلطه آمریکا بر ایران و هم جنبه تبلیغی آن بسیار زیاد است.» بی‌تردید ربودن سفیر آمریکا در تهران بازتاب گسترده‌ای در جهان داشت و با این عمل سازمان آزادیبخش یک شبه نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان شناخته می‌شد. @sarrbook

‼️ربودن سفیر آمریکا ساعت ۱۲ شب نهم آذر ۱۳۴۹ در یکی از کوچه‌های خیابان ظفر دو ماشین به صورت از پیش برنامه‌ریزی شده‌ای پشت و رو
‼️ربودن سفیر آمریکا ساعت ۱۲ شب نهم آذر ۱۳۴۹ در یکی از کوچه‌های خیابان ظفر دو ماشین به صورت از پیش برنامه‌ریزی شده‌ای پشت و روبروی اتومبیلی قرار گرفتند که برای لحظاتی مجبور به توقف شد. سپس با زد و خوردی که در داخل آن اتومبیل درگرفت راننده اتومبیلی که مورد سوءقصد مهاجمان مسلح قرار گرفته بود آنچنان مهارتی از خود نشان داد که توانست از محل حادثه بگریزد. آن زمان، چندان آشکار نشد که مهاجمان و افراد مورد حمله داخل اتومبیل کادیلاک نمره سیاسی چه کسانی بودند. بعد‌ها در اعترافات کسان دیگری از اعضای مارکسیست سازمان مجاهدین خلق آشکار شد که مهاجمان از اعضای سازمان آزادیبخش خلق‌های ایران بودند و مردی که داخل ماشین کادیلاک مورد سوءقصد قرار گرفته کسی نبود جز داگلاس مک آرتور دوم (۱۹۷۲-۱۹۶۹) سفیر ایالات متحده آمریکا در ایران که آن شب از قضا از ضیافت شام منزل وزیر دربار ـ اسدالله علم ـ به سفارتخانه باز می‌گشت که مورد حمله عده‌ای مهاجم قرار گرفت. @sarrbook

📚کتاب تاریخ زیدیه در قرن دوم و سوم هجری 👤تالیف: فضیلت الشامی 👤ترجمه: محمد ثقفی؛ علی اکبر مهدی پور @sarrbook

‼️‼️کتاب سلاخ خانه شماره پنج، رمانی علمی تخیلی نوشته ی کورت ونه گات است که اولین بار در سال 1969 انتشار یافت. این رمان که اثر
‼️‼️کتاب سلاخ خانه شماره پنج، رمانی علمی تخیلی نوشته ی کورت ونه گات است که اولین بار در سال 1969 انتشار یافت. این رمان که اثری کلاسیک به حساب می آید، یکی از برجسته ترین کتاب های ضد جنگ در جهان است. داستان این اثر به بمباران جنجال برانگیز شهر درِسدِن آلمان، و شخصیتی به نام بیلی پیلگریم می پردازد که سفرهایش در زمان، بازتاب دهنده ی سفر اسطوره وار همه ی ما در طول زندگی برای یافتن معنی و مفهوم است. @sarrbook

لویی چهاردهم عاشق رقص بود و آنرا به عنوان «عالی ترین و مهمترین تمرین های انضباطی برای پرورش بدن» می ستود. وی در سال ۱۶۶۱ میلا
لویی چهاردهم عاشق رقص بود و آنرا به عنوان «عالی ترین و مهمترین تمرین های انضباطی برای پرورش بدن» می ستود. وی در سال ۱۶۶۱ میلادی پاریس «آکادمی شاهی رقص» را تاسیس کرد. خود او در صحنه های باله شرکت می جست، و اعیان کشور نیز از او پیروی می کردند. آهنگسازان دربارش پیوسته در کار تصنیف قطعات موسیقی برای رقص ها و باله ها بودند. و در آن محیط بود که فن ترکیب موسیقی و رقص ترقی کرد. منبع: تاریخ تمدن، ویل دورانت، ترجمه پرویز مرزبان و ابوطالب صارمی و عبدالحسین شریفیان، جلد هشتم، ص۴۳ @sarrbook

موساد دارای ۸ بخش اصلی‌است. جزئیات سازمان‌های داخلی، کارمندان، مراکز فعالیت و رؤسای آن‌ها همگی جزو اسرار محرمانه کشور اسرائیل است. بخش جمع‌آوری اطلاعات: بزرگ‌ترین بخش موساد است و مسئولیت عملیات جاسوسی را برعهده دارد. بخش همکاری و اقدام سیاسی (وادات): فعالیت‌های سیاسی و همکاری با سرویس‌های اطلاعات خارجی کشورهای دوست اسرائیل را انجام می‌دهد. اعضای کمیته وادات عبارت‌اند از اشخاص زیر: مدیر سازمان اطلاعات نظامی موسوم به آمان مدیر سازمان اطلاعات داخلی شین بت مدیر سازمان امنیت عمومی شاباک مدیر مرکز مطالعات راهبردی و برنامه‌ریزی وزارت امور خارجه (این مرکز در زمینه جاسوسی سیاسی یا دیپلماتیک تخصص دارد) مدیر بخش عملیات ویژه پلیس موسوم به ماتام مشاوران خصوصی نخست‌وزیر در امور سیاسی، نظامی، امنیتی و مبارزه با تروریسم بخش عملیات ویژه (متساوا): ترورهای بسیار حساس کسانی که دشمنان کیان اسرائیل تلقی می‌شوند و اقدامات شبه نظامی دقیق و پروژه‌های ربودن «افراد خاص» بر عهدهٔ آن است. بخش تبلیغات و ضد تبلیغات: مسئول اجرای جنگ روانی، تبلیغات و عملیات فریب می‌باشد. بخش تحقیقات: مسئول تولید اطلاعات نظیر گزارش‌های روزانه، خلاصه وضعیت‌های هفتگی و گزارش‌های مشروح ماهانه. بخش تکنولوژی: مسئول توسعه فناوری‌های پیشرفته برای پشتیبانی فنی از عملیاتهای گسترده موساد است. کیدون (سرنیزه):یکی دیگر از بخش‌های حساس موساد واحد سرنیزه یا به زبان عبری کیدون می‌باشد تکاوران ویژه موساد در آن برای ترورهای حساس استفاده می‌شوند @sarrbook

حکم داوید بن گوریون که در آن فرمان برپائی موساد را چنین صادر نموده‌است: «محرمانه» ۲۲ کیسلو سال ۵۷۱۰ ۱۳ دسامبر ۱۹۴۹ مخاطب: وزا
حکم داوید بن گوریون که در آن فرمان برپائی موساد را چنین صادر نموده‌است: «محرمانه» ۲۲ کیسلو سال ۵۷۱۰ ۱۳ دسامبر ۱۹۴۹ مخاطب: وزارت خارجه از: نخست‌وزیری طبق اوامر من، سازمانی به منظور تمرکز و هماهنگی فعالیت‌های سرویسهای اطلاعاتی رژیم (بخش اطلاعات ارتش، بخش سیاسی وزارت خارجه، سرویس اطلاعات کل و غیره)، برپا می‌گردد. وظیفه سازماندهی موساد را بر عهده رئوبن شیلوخ، مشاور امور ویژه در وزارت خارجه، گذاشته و وی را به ریاست این سازمان منصوب می‌نمایم. روبن شیلوخ تحت فرمان من بوده، طبق اوامر من فعالیت نموده و گزارش‌های کار خود را به صورت دائم به من ارائه خواهد داد، لاکن از نظر اداری، مقر اداره‌اش در چهارچوب وزارت خارجه، خواهد بود. به ر. شیلوخ و مدیریت وزارت خارجه دستور داده‌ام که بدین منظور برای سالهای ۱۹۵۱ – ۱۹۵۰ چهارچوبی برای استخدام و اشتغال افراد وبودجه‌ای در حدود ۲۰۰۰۰ لیره اسرائیلی پیشنهاد نمایند، تا مبلغ ۵۰۰۰ لیره اسرائیلی از آن بودجه صرفاً با تأیید قبلی من، صرف عملیات ویژه گردد.۱ از شما درخواست می‌شود که این بودجه را به بودجه وزارت خارجه برای سالهای ۱۹۵۱ – ۱۹۵۰، اضافه نمائید. (امضا) د. بن گوریون

دولت اسرائیل مأموریت گردآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل اطلاعات و انجام عملیات مخفیانه ویژه در خارج از خاک اسرائیل را، به عهده موساد واگذار کرده‌است، اما برخلاف سایر سازمان‌های مشابه در جهان، وظایف موساد تنها به جمع‌آوری اطلاعات محدود نمی‌شود. موساد این را هم وظیفهٔ خود می‌داند تا «اطلاعات جمع‌آوری شده را به عملیات‌های تهاجمی یا فیزیکی تبدیل کند»، که این عملیات‌ها شامل «انفجارها و ترورهای هدفمند» نیز می‌شود. مقر اصلی موساد در محلی نامعلوم در حومه شمالی تل‌آویو قرار دارد. این سازمان در برآوردهای اخیر دارای ۷٬۰۰۰ نفر کارمند دفتری و اداری می‌باشد.هویت مدیران ارشد بخش‌های داخلی موساد معمولاً جزو اسرار حکومتی تلقی می‌شود. اما هویت رؤسای موساد همواره اعلام می‌شود. موساد یک سازمان کشوری است که دستورهای خود را از نخست‌وزیر اسرائیل و کابینهٔ جنگی دریافت می‌نماید. بلافاصله پس از برپایی اسرائیل، داوید بن گوریون نخستین نخست‌وزیر اسرائیل، نظر خود را در رابطه با برپائی چهارچوب‌هایی کشوری برای نهادهای اطلاعاتی، که در زمان پیش از برپائی اسرائیل فعال بودند، ابراز داشت. در ۷ ژوئن ۱۹۴۸ داوید بن گوریون، نخست‌وزیر اسرائیل، دو نفر را به ملاقات با خود فراخواند: رئوبن شیلواخ (که یکی از افراد بخش سیاسی آژانس یهود بود) ایسر بئری (ایسر بیرنتسوایگ، ملقب به «ایسر بزرگ») که عملاً مدیریت «شای» را بعهده داشت و اخیراً جایگزین «داوید شاالتی ال» شده بود) نتیجه اولیه این ملاقات تعیین حیطه نهادهای اطلاعاتی رژیم نو پای اسرائیل بود. در نهایت به وسیله هاگانا یک سازمان سری ویژه تشکیل شد که دفتر اطلاعات موسوم به شای نام گرفت. در سال ۱۹۳۷ نیز هاگانا سازمان «موساد لیالیفی بیت» (به معنی دفتر مهاجرت) را تشکیل داد. سازمان اطلاعات اسرائیل در سال ۱۹۵۱ وقتی که برای نخستین بار به صورت رسمی اعلام موجودیت کرد، این اسم را داشت و شبکهٔ جاسوسی آن نیز از آن زمان موساد نامیده می‌شوند.

سازمان اطلاعات و عملیات ویژه (موساد) (به عبری: המוסד למודיעם) نام سازمان اطلاعاتی خارجی اسرائیل است که خنثی‌سازی فعالیت‌های ع
سازمان اطلاعات و عملیات ویژه (موساد) (به عبری: המוסד למודיעם) نام سازمان اطلاعاتی خارجی اسرائیل است که خنثی‌سازی فعالیت‌های علیه اسرائیل از اقدامات این سازمان مخفی است. این سازمان در فعالیت‌های خود جنبه مخفیانه کار کردن را رعایت می‌نماید. در رابطه با موضوعات مختلفی که توسط این سازمان مورد رسیدگی قرار می‌گیرد، می‌توان از روابط مخفیانه‌ای که کمک زیادی به بستن پیمان‌های صلح بین اسرائیل و کشورهای مصر و اردن داشته‌است، قضیه اسرا و مفقودان، تکنولوژی، پژوهش و تحقیق نام برد. این سازمان یکی از سازمان‌های سه‌گانه اطلاعاتی اسرائیل به همراه شاباک و امان می‌باشد.این سازمان در اول آوریل سال ۱۹۵۱ تشکیل شد. موساد توسط نخست‌وزیر وقت اسرائیل، داوید بن گوریون تأسیس شد. او هدف آن را این‌گونه اعلام کرد: برای کشور ما که از ابتدای تأسیس تحت فشار دشمنانش قرار داشته‌است، اطلاعات به عنوان خط مقدم دفاع ضروری‌است و ما باید به خوبی بیاموزیم و بدانیم که در اطرافمان چه می‌گذرد. @sarrbook

اینان سخنان محمدعلی شاه قاجار در پاسخ به مشروطه‌خواهان: رعیت غلط میکند اعتراض کند، غلط میکند مطالبه حق کند، غلط میکند دیوان م
اینان سخنان محمدعلی شاه قاجار در پاسخ به مشروطه‌خواهان: رعیت غلط میکند اعتراض کند، غلط میکند مطالبه حق کند، غلط میکند دیوان مظالمه بخواهد، غلط میکند نظارت کند، غلط میکند قدرت ما را محدود کند، غلط میکند مشروطه بخواهد،ملت غلط میکند ما را نخواهد…سایه ماست که آرامش میدهد، رعیت را چه به سرکشی، رعیت را چه به استنطاق صاحبقران، رعیت را چه به فریاد حق‌طلبی! رعیت غلط میکند ما را نخواهد! رعیت گوسفند و ما شبانیم! سایه‌ی ماست که آرامش میدهد، نعمت ارزانی میدارد و دفع بلا میکند! ماییم که آبرو میدهیم، ماییم که مالک ایرانیم! 📚منابع: انقلاب مشروطه، ابوالقاسم خان ناصرالملک @sarrbook

در همین سال (۱۳۲۴ش.) قوام‌السلطنه، نگران برخی ناآرامی‌های اجتماعی بود. این نآرامی‌ها حاصل تحولاتی بود که در سال‌های پس از جنگ دوم بین‌الملل روی داد. همچنین گسترش روزافزون نارضایتی میان کارگران _ که حزب‌توده ایران به آن دامن می‌زد _ بر نگرانی قوام‌السلطنه می‌افزوداحمد آرامش پس از تاسیس حزب ‌دموکرات ایران به رهبری قوام‌السلطنه به عضویت کمیته تبلیغات حزب درآمد؛ زیرا وی در مقدمات ایجاد آن، نقش اساسی داشت. در آن زمان، تصمیمات مهم مملکتی و سیاست‌های حزب مذکور برای مقابله با گروه‌های سیاسی رقیب در جلسات خصوصی حزب مذکور اتخاذ می‌شد. علی امینی، احمد آرامش، اسدی و اعزاز نیک‌پی در وزارت امور خارجه، این جلسات را برپا می‌کردند. او تا سال ۱۳۳۹ش. که به سفارش جعفر شریف امامی (برادر همسرش) و تایید شاه به سمت وزیر مشاور و سرپرست سازمان برنامه منصوب شد، فاقد سمت دولتی و رسمی بود. کار عمده وی در طول این مدت، خواندن کتاب‌ها و مقالات جراید، دیدار با آشنایان همفکر و همچنین شرکت در جلسات بحث و گفتگوی گروه «ایران‌پرستان» بود.اعضای سرشناس آن گروه که خود را ضدبیگانه می‌دانستند و برای یافتن راه حلی برای نجات ایران، گرد هم جمع شده بودند، عبارت بودند از: احمدخان ملک ساسانی، سرلشگر گرزن، علی سپهر و احمد آرامش. در این دوران، مقالات بدون امضا و ضد آمریکایی وی که با کمک علی سپهر در روزنامه دیپلمات به چاپ می‌رسید، باعث نگرانی کارگزاران حاکم و مقامات حکومتی ‌شد و به اعتباری می‌توان گفت که علت اصلی مخالفت حکومت‌های وقت و بازداشت و زندانی‌ کردن آرامش در سال‌های بعد را می‌بایست، در نگارش چنین مقاله‌هایی جستجو کرد. یکی دیگر از کارهای سیاسی او، تاسیس گروه «ترقی‌خواهان ایران» در سال ۱۳۳۴ش. است. اعضای سرشناس این گروه کوچک سیاسی عبارت بودند از: دکتر اسلامی، دکتر نیاکی، دکتر لاهیجانی و... در نخستین بیانیه آن گروه که به امضای آرامش نشر یافت، چنین آمده است: «برکناری ناگهانی آقای علا و تشکیل دولت جدید به ریاست آقای دکتر اقبال نمودار صحنه‌سازی تازه‌ای در عرصه سیاست ایران است. ملت ایران، دوره دو ساله حکومت شوم علا را با شرمساری و نفرت به خاطر خواهد داشت.»او پس از سقوط کابینه شریف امامی و به قدرت رسیدن دکتر علی امینی با نگارش مقالات مختلف و همکاری همفکران خویش در گروه ترقی‌خواهان به مخالفت با حکومت جدید برخاست و در نتیجه در هشتم تیرماه ۱۳۴۰ش. دستگیر شد و سیزده روز در زندان به سر برد. مدتی بعد، کابینه علی امینی سقوط کرد و اسدالله علم، زمام امور را در دست گرفت؛ ولی مخالفت و ضدیت احمد آرامش و یاران وی با نظام حاکم ادامه یافت، تا جایی ‌که آنان با صدور اعلامیه «کمیته جمهوری‌خواهان ایران» خواستار تغییر شکل رژیم شدندبدیهی است که صدور چنین اعلامیه تندی از سوی وی و همفکرانش می‌توانست، عواقب خطرناکی برای آنان به همراه داشته باشد؛ چنان‌که‌ اندکی بعد، آنان به اتهام بر هم زدن امنیت داخلی کشور دستگیر شدند. شخص احمد آرامش در دادرسی ارتش بر اساس ماده ۳۱۷ قانون دادرسی و کیفر ارتش به اتهام قیام علیه حکومت سلطنتی و مشروطه، محاکمه و به ده سال حبس محکوماو بعد از گذراندن هفت سال در زندان آریامهر به علت شدت‌ یافتن بیماری کبد و کلیه‌ آزاد شد. سپس در خانه دخترش مهدخت منزل گزید و به توصیه دامادش، دکتر صادق میرعماد، برای مداوا و کسب سلامتی چند هفته‌ای در بیمارستان بستری شدسرگرمی عمده آرامش در این دوران، پیاده‌روی در پارک بود، یعنی در گردشگاهی که در آن به استناد اخبار مندرج در جراید در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۵۲ش به ضرب چند گلوله کشته شد و دکتر بقایی، نماینده سابق مجلس شورای ملی، جواز دفن وی را به دلیل پارگی قلب صادر کرد

احمد اشتری" که بعدها نام خانوادگی خود را به «آرامش» تغییر داد، پسر محمدعلی اشتری است که در سال ۱۲۸۷ش. در یزد متولد شد. احمد آرامش پس از اتمام تعلیمات مقدماتی در یزد، برای گذراندن دوره دبیرستان به تهران آمد و سپس برای تکمیل تحصیلاتش وارد کالج آمریکایی تهران شد. وی مدتی بعد کارمند وزارت راه شد و دیری نپایید که ریاست حسابداری بنادر شمال را بدو سپردند.او در سال ۱۳۱۸ش. ریاست اداره طرق و شوارع شهسوار را به عهده گرفت و تا سال ۱۳۲۰ش. که به وزارت پیشه و هنر انتقال یافت، در آن سمت بود. وی نخست به عنوان رئیس حسابداری وزارت پیشه و هنر و سپس مدیر کل آن وزارتخانه شد و سرانجام در سال ۱۳۲۴ش. به معاونت وزارت پیشه و هنر ارتقای مقام یافت. در همین سال (۱۳۲۴ش.) قوام‌السلطنه، نگران برخی ناآرامی‌های اجتماعی بود. این نآرامی‌ها حاصل تحولاتی بود که در سال‌های پس از جنگ دوم بین‌الملل روی داد. همچنین گسترش روزافزون نارضایتی میان کارگران _ که حزب‌توده ایران به آن دامن می‌زد _ بر نگرانی قوام‌السلطنه می‌افزود

کتاب حرمسرای قذافی، اثری نوشته ی آنیک کوژان است که اولین بار در سال 2013 به انتشار رسید. ثریا، دختری دانش آموز در شهر ساحلی س
کتاب حرمسرای قذافی، اثری نوشته ی آنیک کوژان است که اولین بار در سال 2013 به انتشار رسید. ثریا، دختری دانش آموز در شهر ساحلی سرت، تنها پانزده سال داشت که «افتخار» این را پیدا کرد تا دسته گلی را به سرهنگ قذافی، «پیشوای کشور»، به هنگام بازدید او از مدرسه تقدیم کند. همین ملاقات، زندگی ثریا را برای همیشه تغییر داد. او خیلی زود به «باب العزیزیه»، عمارت مجلل قذافی در نزدیکی شهر طرابلس احضار شد. ثریا در آنجا به زنان جوانی پیوست که توسط قذافی به شکلی خشونت آمیز مورد سوءاستفاده قرار می گرفتند. کتاب حرمسرای قذافی، داستان ثریا را تعریف می کند؛ داستانی که اولین مورد از نمونه های مشابه ای است که به تدریج در حال شنیده شدن هستند. کتاب رو از این سایت میتونید تهیه کنید 👇👇👇👇 https://www.iranketab.ir/c/86abeb

#کنیسه_حییم  - تهران کنیسه حییم نخستین کنیسه‌ای بود که در سال ۱۲۹۲ شمسی (۵۶۷۴ عبری) در خارج از محله عودلاجان که مرکز اصلی سکونت یهودیان بود، توسط آقایان اسحاق صدق و اسحاق مراداف در یکی از کوچه‌های فرعی خیابان سی تیر (قوام‌السلطنه سابق)، کوچه سیمی ساخته شد. این کنیسه را اولین کنیسه خارج از محله عودلاجان است. پیروان آیین یهودیت پیش از آن بیشتر در محدودهٔ محله‌های یهودی‌نشین یعنی محله عودلاجان کنیسه داشتند. کنیسه‌های قدیمی‌تر بیشتر در خیابان سیروس وجود دارند که قدمت آنها به ۲۰۰ سال پیش برمی‌گردد. کنیسای حییم نتیجه تحولات مشروطه است که طی آن یهودیان در مجلس دارای وکیل شدند. قدمت کنیسای حییم بیش از یک قرن است. بعدها در اطراف این کنیسه، خانه‌های جامعه یهودی به تدریج ساخته شدند. @sarrbook

بعد از سقوط کابینهٔ حکیمی، عبدالحسین هژیر در ۲۳ خرداد ۱۳۲۷ و در حالی‌که ۴۶ ساله بود، با رأی اکثریت نمایندگان مجلس نخست‌وزیر و
بعد از سقوط کابینهٔ حکیمی، عبدالحسین هژیر در ۲۳ خرداد ۱۳۲۷ و در حالی‌که ۴۶ ساله بود، با رأی اکثریت نمایندگان مجلس نخست‌وزیر و مأمور تشکیل دولت شد. پس از انتشار خبر نخست‌وزیری هژیر، کسبه و اصناف با صلاح‌دید سید ابوالقاسم کاشانی، مغازه‌های خود را تعطیل و در میدان بهارستان اجتماع کردند و ضمن ایراد سخنرانی، نمایندگان مجلس را به باد سرزنش گرفتند.

📚کتاب نادرشاه 👤تالیف: هنری مورتیمردیوراند 👤 ترجمه: عبدالرضا بلادی @sarrbook

بازسازی مدرن از کشتی سانتا ماریا(مریم مقدس). همان کشتی که کریستف کلمب با آن اقیانوس اطلس را پشت سر گذاشت و به آمریکا رسید. صل
بازسازی مدرن از کشتی سانتا ماریا(مریم مقدس). همان کشتی که کریستف کلمب با آن اقیانوس اطلس را پشت سر گذاشت و به آمریکا رسید. صلیب روی بادبان‌های این کشتی همان صلیب معروف تمپلارها است. _ @sarrbook

داستان تا مدت‌ها مسکوت ماند و از آنجا که افرادِ درگیر در ایران زندگی می‌کردند، کسی جرئت بازگوییش را نداشت. مسعود بهنود می‌گوید که در همان ابتدا پیشنهاد نوشتن نامه‌ای به هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت، را داده‌است ولی فرج سرکوهی شدیداً با وی مخالفت کرده و او را از عواقب این اقدام بر حذر داشته‌است. این نامه هرگز نوشته نشد. با این حال بهنود ماجرا را در همان زمان به صورت خصوصی برای عده‌ای تعریف کرد و در نواری کل ماجرا را شرح داد و آن را به صورت دربسته در اختیار سازمان عفو بین‌الملل قرار داد. این ماجرا پس از افشای قتل‌های زنجیره‌ای ایران به صورتِ علنی مطرح شد و منصور کوشان آن را در کتابِ حدیث تشنه و آب منتشر کرد. بعدها در سال ۱۳۹۰، محمد محمدعلی در مستند زندگی و شعر علی باباچاهی (با عنوان «این قیافهٔ مشکوک») شرح مبسوطی از این واقعه ارائه کرد. در نمایشنامهٔ مجلس شبیه؛ در ذکر اتفاقات استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین اشاراتی به این ماجرا هست. سالها بعد که اسم خسرو براتی به عنوان یکی از متهمان پرونده قتلهای زنجیره ای رسانه ای شد مسافران اتوبوس ارمنستان متوجه شدند که خسر و همان راننده اتوبوسی است که دوبار به ته دره رفت. @sarrbook

به گفته منصور کوشان، در گردنه حیران، نزدیک صبح مسافران ناگهان متوجه می‌شوند که اتوبوس بر سر یکی از پیچ‌ها توقف کرده و راننده
به گفته منصور کوشان، در گردنه حیران، نزدیک صبح مسافران ناگهان متوجه می‌شوند که اتوبوس بر سر یکی از پیچ‌ها توقف کرده و راننده نیست. او را کمی دورتر می‌بینند که ایستاده است و می‌گوید خوابم برد، ترسیدم و پیاده شدم. در این هنگام نویسندگان به یاد جمله غفار حسینی می‌افتند (که گفته بود همه به ته دره می افتید )اما با وجود وحشت زیاد تصمیم می‌گیرند دو نفر در نزدیکی راننده مستقر شده و او را زیر نظر یگیرند و سفر ادامه یابد. پس از حدود ۴ متر حرکت، راننده پس از پرگاز کردن اتوبوس پایین می‌پرد. و پس از آن مسعود توفان یکی از نویسندگان فرمان را در دست می‌گیرد و شهریار مندنی‌پور ترمز دستی را می‌کشد. اتوبوس متوقف و مسافران پیاده می‌شوند. مسعود توفان نیز به شرح ماجرا از دیدگاه خود پرداخته که در روزنامه آفتاب امروز ۲۰ آبان ۱۳۷۸ چاپ شد. توفان می‌نویسد که در همان بار اول کنار راننده نشسته بوده و پس از پیاده شدن او فرمان را چرخانده و اتوبوس لب دره متوقف شده است. در این زمان براتی به اتوبوس بازمی‌گردد و ادعا می‌کند که پیاده شده تا زیر اتوبوس سنگ بگذارد، اما بلافاصله پس از راه افتادن اتوبوس دوباره همان عمل را تکرار می‌کند. @sarrbook