تاریخ وب
Open in Telegram
2 008
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-2630 days
Posts Archive
2 008
💥خلبان جلیل زندی در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۰ در گرمسار زاده شد. پدرش «عزتالله زندی»؛ تکنسین راهآهن و زادهٔ روستای لجران و مادرش «گوهرتاج فولادی»؛ خانهدار و از اهالی شهر گرمسار بود. جلیل به همراه خانوادهاش تا پایان کلاس نهم دبیرستان (۱۳۴۴) در گرمسار زندگی میکرد و به علت انتقالی پدرش به تهران (محلهٔ خزانهٔ فرحآباد) نقل مکان کرد.
💥او دورهٔ دبیرستان را در تهران، «دبیرستان وحید» واقع در محله خانیآباد به پایان رساند.وی در سال ۱۳۴۷ دیپلم گرفت. در آن دوران در آزمون ورودی دانشگاه پهلوی شیراز در رشته مهندسی کشاورزی پذیرفته شد، ولی به علت زیادی مخارج، از رفتن به شیراز بازماند. به دلیل آن که سن اعزام به خدمت سربازی در آن دوران ۲۰ سالگی بود، باید ۲ سال دیگر صبر میکرد و چون بدون کارت پایان خدمت سربازی، اجازهٔ استخدام در ادارات را نداشت، به ارتش شاهنشاهی ایران پیوست.
💥او در اواخر سال ۱۳۴۸ بهعنوان همافر، به نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی ایران پیوست، اما پس از چند ماه در اوایل سال ۱۳۴۹ به علت علاقهای که به خلبانی داشت، به عنوان هنرجوی خلبانی، به ایالات متحده آمریکا اعزام شد .
2 008
در پی قتل انور سادات رئیسجمهور مصر توسط جهاد اسلامی مصر، نیروهای امنیتی مصر در چند رشته عملیات امنیتی بیش از سیصد تن از افراد وابسته به سازمان جهاد اسلامی مصر را به جرم کمکهای مستقیم یا غیر مستقیم در قتل رئیسجمهور مصر، دستگیر و در دادگاهی جمعی و با حضور رسانههای بینالمللی به محاکمه نشاند. از آن جمله میتوان به خالد اسلامبولی، شیخ عمر عبدالرحمان و ایمن الظواهری که بعدها رهبر گروه تروریستی القاعده شد اشاره کرد.
در دادگاه از آنجا که ایمن الظواهری مسلط به زبان انگلیسی بود به عنوان سخنگوی زندانیان جهاد اسلامی مصر انتخاب شد. سخنرانیهای وی در دادگاه باعث مشهور شدن وی در نزد افکار عمومی شد. نهایتاً پس از اعلام حکم دادگاه، خالد اسلامبولی به اعدام و ایمن الظواهری و شیخ عمر عبدالرحمان هر کدام به زندان محکوم شدند.
2 008
انور سادات در طول دوران زندگیاش دو بار ازدواج کرد. همسر اول وی احسان مدی نام داشت که وی را پس از ازدواج با همسر دومش، جهان رئوف (که بعدها به جهان سادات) مشهور شد، طلاق داد. جهان سادات که دارای پدری مصری و مادری انگلیسی بود، در زمان ازدواج ۱۶ سال داشت. حاصل زندگی مشترک انور سادات و جهان سادات سه فرزند دختر و یک پسر است.زنی از مصر عنوان کتابی از جهان سادات همسر انور سادات رئیسجمهور دهه هفتاد میلادی مصر است که ترجمه فارسی آن را مترجم فقید مریم بیات نوشته و توسط نشر نو به چاپ رساندهاست.
2 008
در دوران پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی و پیش از انقلاب ۵۷ رابطه تهران و قاهره رابطهای بسیار گرم و دوستانه بود چنانکه پادشاه ایران، انور سادات را برادر محبوب خود مینامید. پس از خروج شاه از ایران و وقوع انقلاب اسلامی، وی مدتی را به دعوت دوست قدیمی و وفادار خود در کشور مصر گذراند و پس از بازگشت از چند سفر دوباره به مصر بازگشت و واپسین روزهای عمر خود را در این کشور سپری کرد.
پس از مرگ محمدرضا شاه پهلوی، انور سادات با دعوت از مردم مصر برای ادای احترام به پادشاه ایران، پیکر وی را با تشریفات کامل نظامی و رسمی در مسجد الرفاعی که از مهمترین مسجدهای کشور مصر بهشمار میآید، دفن کرد.
2 008
محمد انور السادات (۲۵ دسامبر ۱۹۱۸ – ۶ اکتبر ۱۹۸۱) سیاستمدار و نظامی مصری بود. او سومین رئیسجمهور مصر بود و این سمت را از ۱۵ اکتبر ۱۹۷۰ تا روز ترورش توسط جهاد اسلامی مصر در ۶ اکتبر ۱۹۸۱ به عهده داشت.
وی اولین حاکم یک کشور عرب بود که پیمان صلح با دولت اسرائیل امضاء نمود و این کشور را به رسمیت شناخت؛ در نتیجه به دلیل همین تلاشها برای برقراری صلح، جایزه صلح نوبل توسط بنیاد نوبل در سال ۱۹۷۸ به او اعطا گردید. هرچند این پیمان در افکار عمومی غرب و اسرائیل یک موفقیت جدی برای اسرائیل محسوب و انور سادات به عنوان فردی صلح طلب معرفی میشد اما افکار عمومی اغلب اعراب مسلمان مخالف این قرارداد بود.
در سپتامبر ۱۹۸۱، سادات اقدام به دستگیری گروههای چپ سیاسی در جهت آرام کردن و کنترل کامل اوضاع مصر نمود که موج دستگیریها، در خارج از مصر با محکومیتهایی مواجه شد.
انور سادات کتب بسیاری را در طول زندگیاش به رشته تحریر درآورد که از آن جمله میتوان به کتب ذیل اشاره کرد:
داستان کامل انقلاب (۱۹۵۴)
صفحات نامعلوم انقلاب (۱۹۵۵)
شورش نیل - جُستاری درباب شورش افسران ارتش (۱۹۵۷)
پسرم، این عمو ناصر است - خاطرات انور سادات از جمال عبدالناصر (۱۹۵۸)
در جستجوی هویت: رشته خاطرات محمد انور سادات (۱۹۷۸), داستان زندگیاش و کشورش پس از سال ۱۹۱۸ میلادی
2 008
انور سادات که در آن لحظه ایستاده بود، مستقیماً و از ناحیه سر مورد هدف تیر مسلسل قرار گرفت و درجا به قتل رسید. انور سادات پس از اصابت تیر مسلسل به سرش، با سقوط به داخل جایگاه افتاد. اما مهاجمان اقدام به جلو آمدن تا مقابل جایگاه ویژه کردند. زیرا گمان میکردند وی خود را به داخل زمین جایگاه انداختهاست تا مانع از قرار گرفتن در معرض تیر شود. یکی از مهاجمان به نام خالد اسلامبولی موفق به قرارگرفتن در مقابل جایگاه ویژه شد و با فریاد «مرگ بر فرعون» اقدام به بستن رگبار به سوی جسد انور سادات نمود. نهایتاً وی و یکی از همدستانش به نام عبدالحمید عبدالسلام، عطا طایل مضروب و دستگیر و دو نفر دیگر از افراد مستقر در جیپ نظامی توسط محافظین انور سادات کشته شدند و حسین عباس محمد نیز فرار کرد ولی چند روز بعد دستگیر شد.
به غیر از انور سادات که در جریان ترور به قتل رسید، مدعوین و مهمانان حاضر از جمله جیمز تولی، وزیر دفاع وقت ایرلند و تنی چند از مشاورین آمریکایی حاضر در جایگاه ویژه مورد اصابت گلوله واقع شدند. همزمان با این جریان، هفت نفر از جمله سفیر کوبا در مصر کشته شدند و ۲۸ نفر نیز مجروح شدند.
2 008
ترور انور سادات به دست خالد اسلامبولی اولین ترور رئیس دولت مصر در طول تاریخ این کشور بود که توسط عوامل جهاد اسلامی مصر صورت میگرفت. خالداسلامبولی در دادگاه رسیدگی به ترور انور سادات، به جرم شرکت مستقیم در ترور رئیسجمهور مصر به اعدام محکوم و حکم وی در ۱۵ آوریل ۱۹۸۲ به اجرا گذاشته شد.مدت زمان سوءقصد به انور سادات جمعاً ۲ دقیقه به طول انجامید. در روز رژه، انور سادات توسط محافظان حفاظت میشد. درست در زمانی که هواپیماهای میراژ از بالای میدان رژه با ارتفاعی پائین و بهطور هماهنگ پرواز میکردند و تا حدی باعث پرت شدن حواس محافظان میشدند، جیپ نظامی ای در روبروی جایگاه مخصوص که انور سادات در مقابل آن سان نظامی میدید در حال عبور بود که ناگهان افراد مستقر در داخل جیپ با پرتاب نارنجک و شلیک مسلسل اقدام به حمله به سوی جایگاه و به سوی شخص انور سادات را کردند.
2 008
انور سادات که در آن لحظه ایستاده بود، مستقیماً و از ناحیه سر مورد هدف تیر مسلسل قرار گرفت و درجا به قتل رسید. انور سادات پس از اصابت تیر مسلسل به سرش، با سقوط به داخل جایگاه افتاد. اما مهاجمان اقدام به جلو آمدن تا مقابل جایگاه ویژه کردند. زیرا گمان میکردند وی خود را به داخل زمین جایگاه انداختهاست تا مانع از قرار گرفتن در معرض تیر شود. یکی از مهاجمان به نام خالد اسلامبولی موفق به قرارگرفتن در مقابل جایگاه ویژه شد و با فریاد «مرگ بر فرعون» اقدام به بستن رگبار به سوی جسد انور سادات نمود. نهایتاً وی و یکی از همدستانش به نام عبدالحمید عبدالسلام، عطا طایل مضروب و دستگیر و دو نفر دیگر از افراد مستقر در جیپ نظامی توسط محافظین انور سادات کشته شدند و حسین عباس محمد نیز فرار کرد ولی چند روز بعد دستگیر شد.
به غیر از انور سادات که در جریان ترور به قتل رسید، مدعوین و مهمانان حاضر از جمله جیمز تولی، وزیر دفاع وقت ایرلند و تنی چند از مشاورین آمریکایی حاضر در جایگاه ویژه مورد اصابت گلوله واقع شدند. همزمان با این جریان، هفت نفر از جمله سفیر کوبا در مصر کشته شدند و ۲۸ نفر نیز مجروح شدند.
2 008
استیو جابز در سال ۱۹۷۶ اولین کامپیوتر اپل را در یک گاراژ در کالیفرنیا به معرض نمایش گذاشت. تنها یک نفر آن را خرید و بعدها ۵۰ فروشگاه آن را سفارش دادند
2 008
زمانی که مجلس اول مشروطه تأسیس شد هیچ یک از نمایندگان مجلس به دنبال حقوق و مزایا نبودند. هدف صرفاً اجرای اهداف مشروطه یعنی تأسیس عدالتخانه و حکومت مشروطه و اجرای قانون بود.
نمایندگان مجلس بعد از یک سال از تاسیس مجلس متوجه شدند که بدون حقوق و مزایا قادر نیستند کار کنند. تعدادی از نمایندگان مجلس توانایی مالی داشتند. اما بسیاری از نمایندگان برای سفر به تهران و حضور در مجلس مجبور شده اساسیه منزل خود را بفروشند.
احتشام السلطنه دومین رئیس مجلس شورای ملی برای نخستین بار پیگیر حقوق و مزایای نمایندگان مجلس شد ـ برپایه اسناد نویافته و مکاتباتی که موجود است ـ احتشام السلطنه مقرر کرد که ماهی یکصد تومن به نمایندگان مجلس به عنوان حقوق پرداخت شود.
سید حسن تقی زاده درباره حقوق نمایندگان دوره اول مینویسد. مقرر کردند ماهی یکصد تومن حقوق به نمایندگان مجلس پرداخت کنند از ۲۲ ماه نمایندگی، تنها سه و نیم ماه پرداخت کردند. که معادل ۳۵۰ تومان بود. آن هم همه نمایندگان ۳۵۰ تومان را دریافت نکردند.
شاید مهمترین دلیل به تعویق افتادن حقوق نمایندگان دوره اول شرایط نابسامان مجلس اول و امور اداری این مجلس بود البته برخی از نمایندگان در دوره اول طلب حقوق نکردند و آن را بخشیدند افرادی نظیر ارباب جمشید نماینده ـ اقلیت زردشتی ـ و صنیع الدوله
البته تاریخ دقیقی وجود ندارد که همین سه ماه و نیمی حقوقی که به نمایندگان پرداخت شد چه زمانی بود چون محل تأمین بودجه مجلس برای پرداخت حقوق به نمایندگان مجلس مشخص نبود و بودجه کافی هم وجود نداشت.
مطابق اسناد موجود در مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی برخی از نمایندگان نخستین دوره مجلس یا بازماندگان آنها حتی تا دوره نهم مجلس شورای ملی طلب حقوق معوقه خود را داشتند.
گویا تنها کمک مالی که به مجلس اول شد در زمان ریاست وزرایی ناصرالملک است که حدود ۲۰ هزار تومن از طرف دولت و محل عوارض گمرک به حساب مجلس واریز شد.
البته وضعیت کارکنان مجلس کمی متفاوت بوده آنها هم برپایه اسناد، حقوق مشخصی نداشتند. تا قبل از وضع آیین نامه پرداخت حقوق به مجلسیان در دومین دوره مجلس، از طرف روسای مجلس به آنها مساعدههایی میدادند. به صورت پراکنده مبالغی را دریافت میکردند.
در دوره دوم مجلس شورای ملی ارباب کیخسرو شاهرخ نماینده اقلیت زردشتی که ریاست اداره مباشرت مجلس را برعهده میگیرد برای حل این مشکلات دست به ابتکاراتی میزند. اولا وضعیت حقوقی کارمندان و نمایندگان را تا حد زیادی مشخص میکند و از سوی دیگر هم پرسشنامههایی را طراحی میکند برای نمایندگان دوره اول یا بازماندگان آنها ارسال میکند که مشخص کند میزان دریافتی نمایندگان دوره اول یا مطالباتشان به چه صورت است.
2 008
پس از پایان انتخابات نیز ترکیب نمایندگان به نحو جالبی شکل گرفت. از کل نمایندگان اولین دوره مجلس شورای ملی، ۲۶ درصد از بزرگان اصناف، ۲۰ درصد از روحانیون و ۱۵ درصد از تجار بودند. سایر اعضاء مجلس را بزرگان قاجار، خوانین محلی و روشنفکران ( که طبقه ای جدید بودند) تشکیل میدادند.
یراوند آبراهامیان (مورخ ایرانی) معتقد است اعضاء اولین دوره مجلس را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: مستبدان، اعتدالیون و آزادی خواهان. دسته اول شامل خوانین و شاهزادگان قاجاری و اشراف بودند که اصولا علاقه ای به مذاکرات مجلس نداشتند و دوست داشتند به صورت مستقل عمل کنند و نه بر مبنای شورا. دسته دوم بیشتر شامل تجار و نمایندگان اصناف بودند که تحت حمایت آیت الله طباطبایی و آیت الله بهبانی و با زعامت امین الضرب و محمد علی شالفروش فعالیت میکردند. این عده که بیشتر نماینده طبقه متوسط سنتی بودند اعتقاد به تغییر آرام، رعایت اعتدال و مراعات با قاجاریه داشتند و هدف اصلی آنها تنها ایجاد مجلس و عدالت خانه بود و نه تغییر ساختاری یا مدرنیزاسیون ایران. دسته سوم اما شامل روشنفکران بودند که به رهبری سید حسن تقیزاده از تبریز و یحیی اسکندری از تهران فعالیت میکردند. آنها اقلیت مجلس اول بودند اما به علت تحصیلات و آشنایی با قانون اساسی به اصطلاح نمک مجلس به حساب آمده و قدرت زیادی در رهبری سایر نمایندگان داشتند. این نمایندگان بر خلاف دسته دوم سر پرسودایی داشتند و به دنبال تغییر ساختار حکومت، شکلگیری احزاب گوناگون، مدرنیزاسیون ایران و حتی غربی سازی ایران بودند.
ماموریت اول مجلس نخست تنظیم قانون اساسی بود. اعضاء مجلس در طول چند ماه این سند را تنظیم کردند و بعد از رای آوردن در مجلس به امضاء مظفرالدین شاه رساندند. شاه قاجار چند روز بعد از امضاء این سند، از دنیا رفت و تاج و تختش را به پسرش دارد. محمد علی میرزا، شاه جدید با مجلس سر ناسازگاری گذاشت و چندی بعد با توپخانه روس مجلس را بمباران کرد.
2 008
انتخابات اول تاریخ ایران به صورت عجیبی با انتخاباتهای امروزی متفاوت بود. نباید فراموش کرد که جامعه ایران در آن روزگار هنوز طبقاتی بود و به خاطر همین نگاه، طبقات در شکل گیری مجلس نقش زیادی داشتند.اولا رای دهندگان شامل همه ایرانیان نمیشدند و فقط بخشی از جامعه حق رای داشتند. در واقع، رای دهندگان باید از ویژگیهای زیر برخوردار میبودند:
۱- شرایط طبقه اجتماعی:
شاهزادگان قاجار، روحانیون، اشراف، تجار، زمینداران و اصناف طبقههایی بودند که به فرمان شاه میتوانستند نمایندگان خود را برگزینند و از مردم عادی کسانی حق رأی داشتند که ملکی به ارزش دست کم هزار تومان میداشتند یا جزو اصناف شناختهشده میبودند و اجاره مغازهشان حداقل به اندازه متوسط اجاره محل میبود و صنفهایی کمدرآمد مانند حمالان و شتربانان نماینده و حق رأی نداشتند.
۲-شرایط سنی: داشتن بیست و پنج سال سن و «رعیت ایران» بودن از شرایط افرادی بود که حق رأی داشتند.
۳-زنان حق رای نداشتند
2 008
صدور فرمان مشروطیت در سال 1285 از سوی مظفرالدین شاه مقدمات تدوین نخستین نظام نامه انتخاباتی فراهم آمد. نظام نامه انتخاباتی مجلس اول در ابتدا در نسخه های متعدد نوشته شد. اما با ورود صنیع الدوله به جمع نویسندگان نظام نامه به جهت توانمندی و دانش ایشان سرانجام نظام نامه انتخاباتی به تصویب مظفرالدین شاه رسید. مخبرالسلطنه، محتشم السلطنه به همراه دو فرزند مشیرالدوله (میرزاحسن خان و میرزا حسین خان) از دیگر اعضای کمیسیون نظام نامه انتخابات بودند.[۲]
در ۱۷ شعبان ۱۳۲۴ ه. ق. (۱۴ مهر ۱۲۸۵) پس از افتتاح اولین دورهٔ مجلس شورای ملی، صنیعالدوله به ریاست آن انتخاب شد و در رجب ۱۳۲۵ از آن مقام استعفا داد. دلیل این استعفا دریافت یک نامهٔ تهدیدآمیز پس از ترور امینالسلطان بود.
از آن پس با سمت وزیر مالیه در دو کابینه مشیرالسلطنه و وزیر علوم و فواید عامه در کابینه های ناصرالملک و نظام السلطنه شرکت داشت. در ترمیم کابینه نظام السلطنه در ۲۶ محرم ۱۳۲۶ (اسفند ۱۲۸۶) وزیر مالیه شد[۳]. پس از دورهٔ استبداد صغیر و فتح تهران بهدست مجاهدان با بازگشایی مجلس بار دیگر به نمایندگی انتخاب شد اما با تشکیل کابینهٔ اول محمدولی سپهدار تنکابنی به وزارت معارف و اوقاف منصوب شد. با سقوط این کابینه در تیر ۱۲۸۹ به مجلس بازگشت و در کابینهٔ دوم حسن مستوفیالممالک در هشتم آبان ۱۲۸۹ به مقام وزارت مالیه رسید. از جمله مهمترین اقدامات او در دوران سه ماهه وزارتش، تقدیم لایحه ای به مجلس برای نظام مند کردن تجارت تریاک بود. این لایحه یک ماه پس از مرگ با عنوان قانون تحدید تریاک به تصویب مجلس رسید. [۴]
صنیع الدوله در پانزدهم بهمن ۱۲۸۹ هنگامی که در راه تقدیم اولین بودجه کشور به مجلس بود، به دست یک گرجی و همدست ارمنی او (هر دو تبعهٔ روسیه) به قتل رسید. در بازجویی از قاتلین گفته شد که اختلاف مالی با صنیع الدوله داشته اندولی اصل قضیه این بود که صنیع الدوله به عنوان یک حامی تولید بودجه ای را تنظیم کرده بود که دست دلالان و وارد کننده های خارجی را بسته بود و بودجه در راستای تولید بود و به همین دلیل منافع کشورهای خارجی روس و انگلیس با توجه به انقلاب مشروطه و بودجه کنونی به خطر می افتاد لذا صبح تقدیم بودجه ترور شد . قاتل و همدستش پس از بازجویی به سفارت روسیه تحویل داده شدند.
2 008
به کوشش پدرش در تلگرافخانه و وزارت معادن مشغول به کار شد. در سال ۱۲۶۶ با احترامالسلطنه، دختر مظفرالدینشاه ازدواج کرد.
صنیعالدوله در ۱۳۱۲ق/۱۲۷۳خ به همراه حاجی محمدتقی شاهرودی که از بازرگانان ثروتمند آن دوره بود، یکی از اولین کارخانههای نخریسی ایران را در تهران راه انداخت. گفته میشود که محصول این کارخانه مرغوب بوده و حتی ناصرالدینشاه در بازدید از آن به تحسین محصولات پرداخته است. اما رقابت دولتهای روسیه و انگلستان و ارزانفروشی بازرگانان آن کشورها باعث شد کارخانه دچار ضرر شده و در نهایت تعطیل شود.
وی همزمان با احداث کارخانه ریسندگی یک کارخانه فلزکاری هم در تهران راهاندازی کرده بود. تولیدات این کارخانه، پایههای چراغ و چند نوع چراغ چدنی بود که به «چراغ صنیعالدوله» مشهور شد. صنیعالدوله به دلیل کمبود منابع مالی مجبور به تعطیلی این کارخانه شد.
عدم موفقیت در صنعت باعث شد وارد عرصه سیاست شود.
در ۱۲۷۵ به ریاست ضرابخانه و خزانهداری منصوب شد اما تنها یک سال بعد از هر دو سمت استعفا داد. او در سال بعد به وزارت قورخانه و پستخانه منصوب شد.
در سال ۱۲۸۲ خورشیدی به ریاست ادارهٔ پست و گمرک منصوب شد. صنیعالدوله توانست در سال ۱۲۸۳ امتیاز ساخت راههای اتوموبیلرو در ایران را به دست آورد. وی همچنین صاحب دهکدهای در مشهد مرغاب فارس بود و در اطراف تهران املاک بسیاری داشت.
2 008
مرتضیقلیخان صنیعالدوله، دوّمین پسرِ میرزا علیقلیخان مخبرالدوله و نوادهٔ رضاقلیخان هدایت بود. وی در شب یکشنبه ۹ صفر ۱۲۷۳ قمری در محلهٔ چال میدان تهران زاده شد. در هفت سالگی به همراه برادرش مهدی قلیخان در معیت ناصرالدینشاه به عتبات عالیات رفت.
در هفده سالگی یعنی در سال ۱۲۵۲ خورشیدی به همراه پدرش، ناصرالدینشاه را در سفر به اروپا همراهی کرد. وی تحصیلات خود را میان سالهای ۱۲۵۵ تا ۱۲۶۳ خورشیدی در برلین در رشتهٔ معدنشناسی و در مدرسهٔ صنعتی آلمان به پایان رساند. صنیعالدوله به زبانهای آلمانی و فرانسوی تسلط کامل داشت و به انگلیسی آشنایی داشت. وی در سال ۱۲۹۷ق/۱۲۵۹خ به ایران بازگشت.
پس از بازگشت به ایران به دستور ناصرالدینشاه به ادارهٔ معادن وزارت علوم رفت و مشغول به کار شد. نخستین فعالیت وی در این مقام، تلاش برای استخراج معدن سرب پسقلعه شمیران تهران بود. در این راه با مشکلات بزرگی مواجه شد که در نهایت کار نیمهکاره ماند.
