en
Feedback
تاریخ وب

تاریخ وب

Open in Telegram

معرفی کتابها، و اتفاقات تلخ و شیرین در دوره های مختلف تاریخی

Show more
2 008
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-2630 days
Posts Archive
‼️اومت اوزداگ، رهبر یک حزب راست‌گرای افراطی و منتقد صریح اردوغان، نیز در ژانویه به اتهام «تحریک به نفرت و دشمنی» از طریق انتشار مطالب ضدپناهجویی در شبکه‌های اجتماعی بازداشت شد. از دیگر چهره‌های برجسته‌ای که همچنان در بازداشت به سر می‌برند، می‌توان به صلاح‌الدین دمیرتاش، رهبر سابق حزب طرفدار کرد‌ها (HDP) که در سال ۲۰۱۶ بازداشت شد، و عثمان کاوالا، تاجر و فعال حقوق بشری که از سال ۲۰۱۷ به اتهام تلاش برای سرنگونی دولت در زندان است، اشاره کرد. ادامه بازداشت این افراد، علی‌رغم احکام دادگاه حقوق بشر اروپا مبنی بر آزادی آنها، موجب محکومیت گسترده بین‌المللی شده است. اپوزیسیون بازداشت ، اکرم امام‌اوغلو شهردار استانبول، را اقدامی با انگیزه‌های سیاسی دانسته و اعلام کرده که دولت در تلاش است تا یک تهدید بالقوه برای اردوغان را از میان بردارد.امام‌اوغلو، ۵۴ ساله، اردوغان، نزدیکانش و دادستان‌های دولتی را به سازماندهی بازداشت خود متهم کرد. او در پیامی صوتی که در هنگام حضور پلیس در خانه‌اش برای بازداشت او ضبط و توسط دستیارانش منتشر شد، گفت: «این رویکرد غیراخلاقی و استبدادی بی‌شک با اراده و ایستادگی مردم ما برچیده خواهد شد.» در ویدئویی که پیش از بازداشتش در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، امام‌اوغلو در حالی که از داخل کمد لباس‌هایش در حال بستن کراوات بود، دولت را به «غصب اراده مردم» متهم کرد. او گفت: «ما با ظلمی بزرگ روبه‌رو هستیم، اما می‌خواهم بدانید که دلسرد نخواهم شد.» رئیس حزب اپوزیسیون، اوزگور اوزل، از اعضای حزب خواست که رأی‌گیری مقدماتی را طبق برنامه پیش ببرند. او در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «ما با یک تلاش برای کودتا علیه رئیس‌جمهور آینده خود روبه‌رو هستیم.»

‼️یک روز پیش از بازداشت امام‌اوغلو، دانشگاه استانبول اعلام کرد که مدرک تحصیلی او را باطل کرده است. این دانشگاه مدعی شده که انتقال او در سال ۱۹۹۰ از یک دانشگاه خصوصی در قبرس شمالی به دانشکده مدیریت بازرگانی این دانشگاه، با تخلف همراه بوده است. این اقدام بی‌سابقه، عملاً او را از رقابت‌های ریاست‌جمهوری کنار می‌گذارد، زیرا طبق قوانین ترکیه، تنها فارغ‌التحصیلان دانشگاهی می‌توانند نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شوند. امام‌اوغلو گفته است که به‌صورت قانونی این تصمیم را به چالش خواهد . حتی پیش از بازداشت، امام‌اوغلو با مجموعه‌ای از پرونده‌های حقوقی مواجه بود، از جمله اتهام تلاش برای اعمال نفوذ بر یک کارشناس قضایی که درباره شهرداری‌های تحت مدیریت اپوزیسیون تحقیق می‌کرد و همچنین تهدید یک دادستان. این پرونده‌ها می‌توانند به صدور احکام زندان و ممنوعیت سیاسی او منجر شوند. در سال ۲۰۲۲، او به دلیل توهین به اعضای شورای عالی انتخابات ترکیه، پس از ابطال انتخابات شهرداری ۲۰۱۹، به بیش از دو سال زندان محکوم شد. وی به این حکم اعتراض کرده و در جریان فرآیند قضایی آزاد باقی مانده است. ترکیه در ماه‌های اخیر شاهد موجی از بازداشت‌ها و سرکوب‌ها علیه شخصیت‌های سیاسی و فعالان اجتماعی بوده است، از جمله خبرنگارانی که زندانی شده‌اند و شهردارانی که از سمت خود برکنار شده و با مقامات منصوب دولت جایگزین شده‌اند. دو تاجر معروف نیز اخیراً به دلیل انتقاد از سیاست‌های دولت به‌طور موقت بازداشت و تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند. در ژانویه، یک مدیر برنامه‌ریزی استعداد‌های هنری که چندین بازیگر ترک را نمایندگی می‌کرد، به اتهام «تلاش برای سرنگونی دولت» در جریان اعتراضات ضددولتی ۲۰۱۳ بازداشت شد.

‼️‼️او در همان زمان، در گفت‌وگویی با خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: «معتقدم مردم استانبول در واکنش به این بی‌عدالتی، پاسخ لازم را از طریق صندوق‌های رأی خواهند داد، چرا که به دموکراسی ایمان دارند؛ و به لطف خدا، پیروز نهایی استانبول و دموکراسی خواهد بود.» امام‌اوغلو همچنین در انتخابات محلی سال گذشته که حزب جمهوری‌خواه خلق در بحبوحه بحران اقتصادی گسترده ترکیه توانست دستاورد‌های چشمگیری داشته باشد، بار دیگر پیروز شد.طبق برنامه، حزب جمهوری‌خواه خلق قرار بود روز یکشنبه انتخابات درون‌حزبی برگزار کند که در آن امام‌اوغلو به‌عنوان نامزد این حزب برای ریاست‌جمهوری معرفی شود. رهبر این حزب اعلام کرده است که این انتخابات، علی‌رغم بازد...اشت امام‌اوغلو، مطابق برنامه برگزار خواهد شد. یورش به محل سکونت امام‌اوغلو و بازداشت او پس از آن صورت گرفت که دادستان‌های استانبول، بر اساس گزارش خبرگزاری دولتی آناتولی، حکم بازداشت او و بیش از ۱۰۰ نفر دیگر را در جریان تحقیقات مربوط به فساد صادر کردند. امام‌اوغلو همچنین متهم به کمک به حزب کارگران کردستان (PKK) است. ادعا شده که او در انتخابات شهرداری استانبول با یک ائتلاف کُردی همکاری کرده است. حزب جمهوری‌خواه خلق و سایر منتقدان دولت، این اتهامات را بخشی از یک توطئه سیاسی برای حذف یکی از محبوب‌ترین سیاستمداران ترکیه از صحنه می‌دانند و دولت اردوغان را به اجرای «کودتایی سیاسی» علیه او متهم کرده‌اند. در مقابل، وزیر دادگستری ترکیه این اتهامات را رد کرده و تأکید کرده است که دستگاه قضایی به‌طور مستقل عمل می‌کند.

‼️‼️وقتی این تاجر ۵۳ ساله (اکرم امام اغلو)و شهردار سابق منطقه‌ای در سال ۲۰۱۹ برای تصدی شهرداری استانبول، بزرگ‌ترین شهر و مرکز
‼️‼️وقتی این تاجر ۵۳ ساله (اکرم امام اغلو)و شهردار سابق منطقه‌ای در سال ۲۰۱۹ برای تصدی شهرداری استانبول، بزرگ‌ترین شهر و مرکز اقتصادی ترکیه، انتخاب شد، فردی نسبتاً ناشناخته بود و بسیاری از منتقدان انتخاب او را زیر سوال بردند. اما رهبر وقت حزب جمهوری‌خواه خلق (CHP)، که حزبی سکولار است، منتقدان را مطمئن ساخت که وقتی مردم با او آشنا شوند، جذابیت و کاریزمای او رأی‌دهندگان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. امام‌اوغلو در نهایت در انتخابات پیروز شد و ضربه‌ای تاریخی به اردوغان و حزب عدالت و توسعه (AKP) وارد کرد؛ حزبی که بیش از ۲۵ سال بر استانبول حکمرانی کرده بود. شکست در استانبول برای اردوغان، که خود دوران سیاسی‌اش را به‌عنوان شهردار این کلان‌شهر ۱۶ میلیونی آغاز کرده بود، یک ضربه سنگین محسوب می‌شد. اما امام‌اوغلو تنها ۱۸ روز در سمت خود باقی ماند، چرا که نتیجه انتخابات به دلیل ادعای «تخلفات انتخاباتی» باطل شد و اعتبارنامه او لغو گردید. در انتخاباتی که چند ماه بعد مجدداً برگزار شد، او بار دیگر پیروز شد—این بار با اختلاف رأی بیشتری.

نوروز همیشه با خود یک پیام را به همراه می‌آورد: پایان فصل سرد، همیشه سبز است. سال نو شما مبارک... به امید آمدن روزهای بهتر
نوروز همیشه با خود یک پیام را به همراه می‌آورد: پایان فصل سرد، همیشه سبز است. سال نو شما مبارک... به امید آمدن روزهای بهتر

فخرالدوله در اواخر عمر بر اثر از دست دادن پسرش حسین امینی، دچار اندوه فراوان شده بود. او پس از این واقعه اوقات خود را در باغ الهیه می‌گذراند و از مراوده با اشخاص خودداری می‌کرد. او در آخرین سفرش به عتبات آرامگاهی در نجف خریداری کرده بود، اما مدتی پیش از فوتش به اطرافیان گفت او را گورستان ابن بابویه در ری در کنار مدفن پسرش به خاک سپارند. او در دی ماه ۱۳۳۴ در سن هفتاد و سه سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت. فخرالدوله مورد تحسین رجال سیاسی زمان خود بود. مشهور است که رضاشاه دربارهٔ او گفته: «قاجاریه یک مرد و نیم داشت، مردش فخرالدوله، و نیم‌مردش آقا محمد خان بود.» @sarrbook

‼️تا سال ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ تعدادی از اتومبیل‌های شخصی با عنوان کرایه در خیابان خلوت و اندک تهران به نقل‌وانتقال مردم مشغول بودند اما هنوز هم حرف اول را درشکه‌ها می‌زدند و همچنان تنها وسیله نقلیه ارزان و بی‌رقیب شهر تهران بودند تا اینکه در اوایل سال ۱۳۲۵ خانم فخرالدوله از شرکتی، ۱۰ دستگاه اتومبیل فورد خریداری کرد و در اختیار کسانی که رانندگی بلد بودند قرارداد و آن‌ها تنها با کرایه‌ای به مبلغ پنج قران، مسافران را در خیابان‌های خلوت تهران به‌سرعت به مقصد می‌رساندند. این ماشین‌ها که در تهران مشغول به جابه‌جایی مسافران شدند، لقب اولین نسل تاکسی‌ها را به نام خود کردند. پس‌ازآن هرکسی که درشکه‌های خود را از رده خارج می‌کرد یک دستگاه ماشین دریافت کرد. تاکسی‌ها خیلی زود در دل مردم جا باز کردند. علت استقبال هم این بود که این تاکسی‌ها پاتوقشان بیشتر جلوی هتل‌ها، سینماها و تئاترها بود و مانند آژانس‌های امروزی مسافران را به‌صورت تک‌سرنشین و یا خانوادگی، بدون آنکه مسافر دیگری در میان راه سوار کنند، به مقصد می‌رساندند. این استقبال هرروز شدت بیشتری پیدا می‌کرد و همین مسئله موجب شد تا در عرض چند ماه بر تعداد اتومبیل‌های تهران افزوده شود. پایان همان سال بود که تعداد آن‌ها به ۵۰ دستگاه ماشین رسید که در تهران رفت‌وآمد می‌کردند و در نهایت فخرالدوله در سال ۱۳۲۶ با خرید ۱۰۰ دستگاه تاکسی و استخدام ۱۰۰ شوفر کم‌درآمد و عیالوار، تاکسیرانی تهران را به قبضه خود درآورد. اما درباره ۵۰ دستگاه تاکسی که در سال ۱۳۲۶ وارد تهران شد اطلاعاتی در دست نیست و متأسفانه ظاهراً هیچ‌کدام از این ۵۰ دستگاه تاکسی تا به امروز باقی نمانده‌اند.مردمی هم که توانایی خرید این ماشین‌ها را نداشتند و مهم‌تر از آن رانندگی هم بلد نبودند با سوارشدن به این مدل تاکسی‌ها، ذوق‌زده می‌شدند. باید گفت تا مدت‌ها استفاده از این تاکسی‌ها صرفاً به خاطر جابه‌جایی به نقاط مختلف نبود، بلکه شبیه شهرفرنگی بود که مردم برای هیجان از آن استفاده می‌کردند. با استفاده زیاد مردم از تاکسی‌ها و در نبود یک اتحادیه یا تعاونی مشخص، شوفرها تصمیم گرفتند مسیرهای پر رفت‌وآمد شهر را برای خودشان تقسیم‌بندی کنند و به‌این‌ترتیب بود که اولین مسیرهای مشخص برای تاکسی‌های تهران به وجود آمد. اولین سازمان تاکسیرانی در ایران در سال ۱۳۵۹ شکل گرفت که البته قبل از آن، یک اتحادیه به‌صورت تعاونی، مسئول رسیدگی به امور تاکسی‌های تهران بود که همچنان پابرجاست و به‌کار خودش ادامه می‌دهد اما بعد از تشکیل این سازمان بود که تاکسی‌ها در شهر بزرگ تهران سروسامان گرفتند.

‼️فخرالدوله بسیار حسابگر بود. کلیه مخارج منزل، هزینه تحصیل و پوشاک فرزندان، تحت ضابطه خاصی قرار داشت و به هر یک از فرزندان خود ماهیانه می‌داد. هر سه ماه یک‌بار فرزندان ایشان پس از امضا کردن صورتحساب مقرر خود را دریافت می‌کردند. این امر تا پایان عمر فخرالدوله ادامه داشت. می‌گویند در زمان حکومت زاهدی هنگامی‌که علی امینی وزیر دارایی بود برای اخذ مقرری ماهانه خود نزد مادر رفته بود، با کمال تعجب دید بابت حقوق سه ماهه او فقط دو هزار تومان واریزشده است و علت تقلیل آن را پرسید، فخرالدوله گفت: «یکی از مأمورین مالیه، شش هزار تومان از مستأجرین من رشوه گرفت، من آن پول را به مستأجر پس دادم و گفتم از حقوق تو که وزیر مالیه هستی کسر کنند تا بهتر بفهمی مردم از دست مأمورین جنابعالی چه می‌کشند؟» فخرالدوله چندین فرزند یتیم تحت تکفل داشت که پس از رسیدن به سن بلوغ، به دختران با دادن جهیزیه کامل و به پسران سرمایه کاری شرایط ازدواجشان را فراهم می‌کرد. البته شرایط پیمودن مدارج تحصیلی برای افراد مستعد نیز مهیا بود. مجموع آنها 28 عروس و داماد بودند. شب‌های جمعه مرتباً دیگ های پلو و قیمه در مسجد امین‌الدوله جهت اطعام ایتام و فقرا بار گذاشته می‌شد همچنین چندین مسجد و مدرسه و بیمارستان و آسایشگاه در املاک خود بنا کرد و وقف نمود. یکی از دختران تحت حمایت فخرالدوله به نام سکینه ابراهیمی که امروزه خود صاحب چندین فرزند و نوه است خاطراتش را از فخرالدوله و فعالیت‌های مؤسسه چنین بازگو می‌کند: »در مؤسسه‌ای که خانم فخرالدوله آن را اداره می‌کرد ضمن برقراری احساس محبت و آرامش، انضباط خاصی حکم‌فرما بود. ما ملزم بودیم علاوه بر یادگیری فنون خانه‌داری، خیاطی و موسیقی، ادامه تحصیل را از یاد نبریم. @sarrbook

‼️فخرالدوله به‌عنوان بانویی، باکفایت و نیکوکار مشهور است. فخرالدوله از ثروت خود در امور خیریه فروگذاری نکرد. ازجمله کارهای مهم فخرالدوله تأسیس آسایشگاه سالمندان در املاک موروثی‌اش واقع در کهریزک است که امروزه جزو بزرگ‌ترین مؤسسات یاری‌رسانی به مصدومان، از کار افتادگان و سالمندان به شمار می‌رود. فخرالدوله در اواخر دوره قاجار و درگیر و دار اقدامات سردار سپه"رضاشاه"، در حدود 78 دختر و پسر یتیم را تحت پوشش قرارداد و به همراه جمعی از زنان خیر در اطراف پرورشگاه که بعدها بنگاه خیریه بانوان نیکوکار نامیده شد از دختران و پسران نگهداری می‌کرد. فخرالدوله به اماکن متبرکه و زیارتی چون عتبات عالیات و حضرت معصومه (س) زیاد سفر می‌کرد و برآورده شدن امور خود را ناشی از برآورده شدن حاجاتش می‌دانست. @sarrbook ازجمله کسانی که فخرالدوله را در این کار یاری می‌دادند باید از جباره فرمانفرما، عزت‌الملوک فرمانفرما، هما فرمانفرما (اتحادیه)، همسر دکتر حسین علاء، قدسی عنایت دختر ظهیرالاسلام، نور افشار پایه‌گذار بیمارستان مسیح دانشوری، همدم نفیسی خواهر سعید نفیسی که پس از تحصیل مامایی در فرانسه به ایران بازگشت، اما چون جو اجتماعی به‌گونه‌ای نبود که بتواند مستقلاً مطبی باز کند در این بنگاه به‌کارهای مربوط به رشته تحصیلی خود و انجام امور خیریه پرداخت و معصومه امینی (نفیسی) دختر فخرالدوله نام برد که بر اساس قوانینی که برای کار خود تدوین کرده بودند به کودکان بی‌سرپرستی که در چارچوب مقررات قرار داشتند خدمت می‌کردند. @sarrbook

فخرالدوله بنیان‌گذار نخستین مؤسسهٔ تاکسیرانی در تهران بود.او قصد تأسیس یک مؤسسه بورس ملی را در ایران داشت که به علت فراهم نبو
فخرالدوله بنیان‌گذار نخستین مؤسسهٔ تاکسیرانی در تهران بود.او قصد تأسیس یک مؤسسه بورس ملی را در ایران داشت که به علت فراهم نبودن شرایط موفق نشد.دختر مظفرالدین‌شاه و سرورالسلطنه، خواهرزادهٔ عبدالحسین میرزا فرمانفرما، دخترخالهٔ محمد مصدق و مادر علی امینی بود @sarrbook

‼️خانه فخرالدوله قاجار یکی از جاذبه های تاریخی در شهر تهران است که امروزه می توان از آن بازدید کرد و زیباترین باغ عمارت تهران
‼️خانه فخرالدوله قاجار یکی از جاذبه های تاریخی در شهر تهران است که امروزه می توان از آن بازدید کرد و زیباترین باغ عمارت تهران را از نزدیک دید. اشرف یا اشرف‌الملوک فخرالدوله در سال 1261ش متولد شد. فخرالدوله دختر مظفرالدین‌شاه قاجار و از بطن حضرت علیا دختر فیروزمیرزا فرمانفرما و نوه عباس‌میرزا نایب‌السلطنه بود. فخرالدوله در چهارده سالگی به عقدمحسن خان امین الملک (بعدها ملقب به امین‌الدوله) پسرامین خان الدوله درآمد. قبل از این ازدواج نجم‏السلطنه خواهر سرورالسلطنه و خاله فخرالدوله، او را برای پسر خود محمدمصدق خواستگاری کرده بود، اما شاه تمایل داشت دخترش با خاندان قدرتمندتری وصلت کند و به این جهت دختر خود را به امین‌الدوله داد. از طرف دیگر علی‌خان امین‌الدوله که با محسن خان مشیرالدوله دوستی دیرینه داشت و حتی نام پسر خود را به پیروی از نام مشیرالدوله انتخاب کرده بود، امین‌الملک را واداشت دختر مشیرالدوله را که از کودکی به نامزدی او گزیده شده بود و چندی قبل از خواستگاری از فخرالدوله به ازدواجش درآمده بود، طلاق دهد تا راه ازدواج با دختر شاه هموار گردد. @sarrbook

🎥 حسن روحانی: هر کس از بیرون به داخل کشور نگاه کنه و ببیند که هنوز بحث می‌کنیم که پنجشنبه تعطیل باشد یا شنبه می‌فهمد در کشور چه خبر است 🔹کسانی که تغییر ساعت را به هم زدند، باعث ایجاد قطع برق شدند. ⁉️دراین باره نظر شما چیست؟ @sarrbook

رئیس‌جمهور احمد حسن البکر در سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹) معاهداتی با سوریه (که تحت حاکمیت بعثی‌های آن کشور بود) امضا کرد که طبق آن‌ها هر دو کشور با هم متحد می‌شدند. بنابر معاهده‌ها، حافظ اسد رئیس‌جمهور وقت سوریه قائم‌مقام اتحادیه می‌شد. با این وضع مقام صدام در خطر می‌افتاد؛ ولی پیش از اینکه چنین اتفاقی بیفتد، به وسیله یک کودتای نرم و بدون خشونت در رده‌های بالای دولت، رئیس‌جمهور البکر در تاریخ ۲۵ تیر ۱۳۵۸ (۱۶ ژوئیه ۱۹۷۹) مجبور به استعفا شد و به این ترتیب صدام به‌طور رسمی رئیس‌جمهور عراق گردید. صدام چندی بعد در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۵۸ (۲۲ ژوئیه ۱۹۷۹) دستور به برگزاری گردهمایی مجمع رهبران حزب بعث داد. او در این مراسم که بنابر سفارش وی فیلمبرداری هم می‌شد، نام چند تن از اعضا را که به زعم وی جاسوس و خیانتکار به‌شمار می‌آمدند خواند و به آن‌ها دستور داد بیرون بروند. این اعضا که برچسب «خائن» به آن‌ها زده شد، از جلسه بیرون برده شدند تا در مقابل جوخه‌ی آتش، تیرباران شوند. پس از اینکه فهرست به پایان رسید، صدام به همهٔ کسانی که هنوز در جلسه حضور داشتند به خاطر وفاداری‌های گذشته و آینده‌شان تبریک گفت @sarrbook

رئیس‌جمهور احمد حسن البکر در سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹) معاهداتی با سوریه (که تحت حاکمیت بعثی‌های آن کشور بود) امضا کرد که طبق آن‌ها هر دو کشور با هم متحد می‌شدند. بنابر معاهده‌ها، حافظ اسد رئیس‌جمهور وقت سوریه قائم‌مقام اتحادیه می‌شد. با این وضع مقام صدام در خطر می‌افتاد؛ ولی پیش از اینکه چنین اتفاقی بیفتد، به وسیله یک کودتای نرم و بدون خشونت در رده‌های بالای دولت، رئیس‌جمهور البکر در تاریخ ۲۵ تیر ۱۳۵۸ (۱۶ ژوئیه ۱۹۷۹) مجبور به استعفا شد و به این ترتیب صدام به‌طور رسمی رئیس‌جمهور عراق گردید. صدام چندی بعد در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۵۸ (۲۲ ژوئیه ۱۹۷۹) دستور به برگزاری گردهمایی مجمع رهبران حزب بعث داد. او در این مراسم که بنابر سفارش وی فیلمبرداری هم می‌شد، نام چند تن از اعضا را که به زعم وی جاسوس و خیانتکار به‌شمار می‌آمدند خواند و به آن‌ها دستور داد بیرون بروند. این اعضا که برچسب «خائن» به آن‌ها زده شد، از جلسه بیرون برده شدند تا در مقابل جوخه‌ی آتش، تیرباران شوند. پس از اینکه فهرست به پایان رسید، صدام به همهٔ کسانی که هنوز در جلسه حضور داشتند به خاطر وفاداری‌های گذشته و آینده‌شان تبریک گفت

صدام در حالی قدرت را به دست گرفت که ملت عراق در میان بحران‌های عمیقی گرفتار شده بودند. عراق بسیار پیش‌تر از صدام، بین گروه‌های اجتماعی، قومی، مذهبی و اقتصادی-اجتماعی تقسیم شده بود. سنی دربرابر شیعه، عرب علیه کرد، رئیس قبیله در مقابل بازرگان شهری و کوچ‌نشین ضد روستایی. ثبات قدرت در کشوری که توسط چند دستگی‌ها و درگیری‌های سیاسی به هم ریخته بود، نیازمند پیشبرد استانداردهای زندگی بود. صدام با جدیت، نوسازی اقتصاد عراق را به همراه تشکیل یک دستگاه امنیتی قدرتمند برای جلوگیری از بروز کودتا در ساختار قدرت و جلوگیری از شورش‌های مردمی پیگیری می‌کرد. او که همیشه به دنبال گسترش محبوبیت خود بین عناصر جامعهٔ عراق و بسیج قشر توده به پشتیبانی از خویش بود، به دقت روی برنامه‌های توسعه و رفاه اجتماعی نظارت می‌کرد. در مرکز این استراتژی، نفت عراق واقع شده بود. صدام حسین در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۵۱ (۱ ژوئن ۱۹۷۲) فرایند سلب مالکیت شرکت‌های نفتی غربی را که امتیاز انحصاری نفت عراق را در اختیار داشتند آغاز کرد. یک سال بعد بهای نفت در بازارهای جهانی بر اثر شوک نفتی سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۳) به شدت افزایش یافت و صدام توانست از رهگذر سود بالای نفت، مقاصد جاه‌طلبانهٔ خویش را با شدت بیشتری دنبال کند. در خلال چند سال پس از آن، دولت عراق شروع به ارائهٔ خدماتی به مردم کرد که تا پیش از آن در دیگر کشورهای خاورمیانه سابقه نداشتند. صدام طرح «نهضت ملی سوادآموزی» و «آموزش اجباری رایگان» را راه‌اندازی کرده و نظارت می‌کرد. تحت حمایت او بود که دولت آموزش رایگان همگانی تا آخرین درجهٔ آموزشی را تشکیل داد؛ ظرف چند سال بعد هزاران نفر توانستند خواندن و نوشتن را یاد بگیرند. دولت همچنین شروع به حمایت مالی از خانواده‌های سربازان کرده، درمان عمومی را رایگان ساخته و به کشاورزان وام بلاعوض می‌داد. با این کار عراق توانست یکی از بهترین سیستم‌های بهداشت عمومی در خاورمیانه را به وجود آورد. همین امر باعث شد تا سازمان علمی فرهنگی آموزشی ملل متحد (یونسکو)، جایزه‌ای به صدام اعطا کند.

یک سال پس از ورود صدام به حزب بعث، افسران ارتش به رهبری ژنرال عبدالکریم قاسم توانستند فیصل دوم را از سلطنت عراق براندازند. بعثی‌ها با دولت جدید مخالفت کرده و در سال (۱۹۵۹) نخست‌وزیر عبدالکریم قاسم را در عملیاتی که صدام ۲۲ ساله هم در آن شرکت داشت ترور کردند که ناموفق بود. یک تیر به پای صدام خورد ولی توانست به سوریه بگریزد، از سوریه هم به مصر رفت. او را هنگامی که در عراق حضور نداشت به مرگ محکوم کردند. صدام در مصر به دانشکدهٔ حقوق دانشگاه قاهره رفت. افسران ارتش که برخی از آن‌ها جزو حزب بعث بودند طی کودتایی در سال ۱۹۶۳ میلادی علیه عبدالکریم قاسم، قدرت را به دست گرفتند. با این‌حال تفرقهٔ زیادی که بین آن‌ها وجود داشت، اجازه نداد که این دولت بیش از هفت الی هشت ماه دوام بیاورد. صدام به عراق بازگشت ولی هنگامی که گروه ضدبعثی که عبدالرحمان عارف ریاست آن را بر عهده داشت قدرت را در اختیار گرفت، صدام را در سال ۱۹۶۴ به زندان انداختند، او در سال ۱۹۶۷ از زندان فرار کرد و تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین رهبران حزب شد. بنابر گفته‌های بسیاری از زندگینامه‌نگاران، صدام هیچ‌گاه بحران‌های درون دولت اول بعثی را فراموش نکرد. در همین راستا بود که هم‌زمان دست به کارهای ظالمانه‌ای زد تا میزان وحدت درون حزبی به شدت افزایش یافته و قدرت در اختیارش باقی بماند و ثبات اجتماعی برقرار باشد. در ۱۹۶۸ بود که کودتای دوم عراق باعث شد تا حزب بعث به سرکردگی ژنرال احمد حسن البکر که اهل تکریت و باصطلاح دایی صدام بود به قدرت برسد. صدام ۳۱ ساله به‌عنوان معاون رئیس‌جمهور تقریباً همه‌کاره عراق شد.

‼️‼️صدام حسین در سال ۱۹۳۷ در روستای العوجه تکریت در کشور عراق و در خانواده‌ای چوپان به دنیا آمد. مادرش او را «صَدّامْ» نام نهاد که در عربی به معنای فردی که بسیار «صَدَمه یا آسیب» می‌رساند است. در مورد اینکه چه کسی پدرش است اختلاف نظر است اما به‌گفته مادرش، او هیچ‌گاه پدر خود «حسین المجید» را که پنج ماه پیش از تولدش ناپدید شده یا درگذشته بود، ندید. کمی بعد از ناپدید شدن پدرش، برادر دوازده ساله‌اش بر اثر بیماری سرطان درگذشت و مادر صدام را در آخرین ماه‌های حاملگی در اندوه فرو برد. او تلاش کرد جنین خود را سقط کرده و خود را بُکشد. پس از تولد صدام از نگهداری وی سر باز زد. صدام تا سه سالگی در خانوادهٔ دایی خود، خیرالله طلفاح زندگی کرد. مادرش، صبحه طلفاح المسلط بار دیگر ازدواج کرد و صدام دارای سه برادر ناتنی شد. شوهر دوم صبحه، «حسن الابراهیم» نام داشت. «المجیدها» خاندان شوهر اول صبحهشهرت بدی داشتند، اما «الابراهیم‌ها» خاندان شوهر دوم صبحه خیلی بدتر بودند. المجیدها به‌اندازهٔ کافی بد بودند؛ . همهٔ اهالی «العوجه» از الابراهیم‌ها نفرت داشتند. خودِ «حسن الابراهیم» دهقان فقیر و تنبلی بود که همیشه از زیر کار درمی‌رفت. او به زندگی نگرشی عاری از مسئولیت داشت. بی‌قید و لاابالی بود. هیچ شغل مشخصی نداشت. فقط برای دورهٔ کوتاهی دربان مدرسه‌ای در تکریت بود.پس از بازگشت صدام نزد مادر، ناپدری‌اش رفتار خشنی با او داشت و او را اذیت می‌کرد. با مطالعهٔ زندگینامه‌های رسمی صدام، می‌توان به نوع نگاه خود او دربارهٔ کودکی‌اش پی برد. در این زندگینامه‌ها به‌ندرت نامی از حسن آورده شده است.شوهر دوم صبحه، مثل شوهر اولش، هیچ جایی در زندگینامه‌های رسمی صدام حسین ندارد. فقط یک بار نامی از حسن آورده شده که آن هم مربوط به این ادعای صدام است که پدرخوانده‌اش صبح‌های زود او را با فریادِ «یا الله پاشو حرام‌زاده، برو به گوسفندها برس» بیدار می‌کرده است. در ده سالگی از تکریت فرار کرده و به بغداد رفت تا با عمویش - حسن عبدالمجید - که یک سُنی متعصب بود زندگی کند. بستگان تکریتی وی که اکثراً چوپان بودند، بعدها تأثیرگذارترین و پرنفوذترین مشاوران و حامیان او شدند. بنابر اظهارات خود صدام، او چیزهای زیادی از عمویش یادگرفت، به ویژه اینکه هیچ‌گاه از دشمنانش نترسد حتی اگر تعداد و امکانات آن‌ها بسیار بیشتر از امکانات او باشد. او با راهنمایی عمویش به یک دبیرستان ملی‌گرا رفت. در سال ۱۳۳۶ (۱۹۵۷ میلادی) و در ۲۰ سالگی به حزب انقلابی و پان‌عربی بعث که عمویش هم از طرفداران آن بود پیوست. وی در نوجوانی عاشق پرنده‌ها بود. احساسات انقلابی از بارزترین شاخصه‌های آن دوره در عراق و تمام خاورمیانه بود. طبقهٔ مستبد عراق (شامل سلطنت‌طلبان محافظه‌کاران، خانواده‌های مشهور و بازرگانان) در حال فروپاشی بودند. به‌علاوه، ملی‌گرایی عربی و مردمی جمال عبدالناصر در مصر، تأثیر ژرفی بر این بعثی جوان (حتی تا پایان عمر) گذاشت. ظهور ناصر پیش‌درآمد موج انقلاب‌هایی بود که در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۶۰ میلادی در خاورمیانه رخ دادند و باعث سقوط نظام‌های سلطنتی کشورهای عراق، مصر و لیبی و یمن شدند. ناصر با انگلیس و فرانسه درافتاد و کانال سوئز را ملی اعلام کرد و تلاش کرد مصر را مدرنیزه و دنیای عرب را از نظر سیاسی با هم متحد سازد.

‼️داماد صدام هرچه التماس کرد، فایده نداشت. دولت اردن هم به او گفت که باید سریع خاک این کشور را ترک کند. صدام حسین امان نامه ای برای او فرستاد و گفت که از گناهش درگذشته و می تواند به عراق بازگردد. حسین کامل باوجودی که کاملا با خلق و خوی صدام آشنا بود، مجبور شد به عراق بازگردد. عُدی پسر صدام، به خانه ای که حسین کامل را در آن سکنا داده بود رفت و پس از ضرب و شتم فراوان، دو برادر را مجبور کرد تا اسناد طلاق رغد و رعنا را امضا کنند. حسین کامل و صدام کامل پس از بازگشت به عراق احساس میکردند که چیزی مخفیانه علیه آنها نقشه می کشد، بنابراین به خانه خواهرشان در منطقه السیدیه بغداد رفتند. طایفه آنها جلسات مستمر داشتند و دستور کشتن آنها صادر شده بود. در شامگاه ۲۳ فوریه ۱۹۹۶ گروهی از نیروهای امنیتی خانه را محاصره کردند. نبرد حسین کامل، برادرانش و پدرش با آنها شروع شد . در جریان نبرد، صدام کامل، پدرش و تمام کودکان و زنانی که با او بودند کشته شدند حسین کامل پس از ساعت ها مقاومت در برابر مهاجمان آخرین نفری بود که کشته شد. شرکت کنندگان در نبرد طولانی علیه او طایفه او بودند، زیرا علی حسن المجید (علی شیمیایی که عموی صدام حسین و عموی حسین کامل بود) در راس این نیرو قرار داشت و در نبرد از ده ها گلوله "آر پی جی" استفاده شد. مصطفی کامل، روزنامه نگار معتقد است که عفو حسین کامل ممکن است واقعی بوده باشد، اما موضوع از اختیارات دولت خارج شده و به اختیار طایفه ای رفته است که می خواستند حسین کامل را به خاطر خسارت هنگفتی که به عراق وارد کرد، مجازات کنند البته این نظر او موافقی نداشت و باور بر این بود که صدام بواسطه قبیله و عشیره به آنچه که در نظر داشت رسید @sarrbook

حسین داماد صدام نقش اصلی در خریدهای تسلیحاتی عراق از اسرائیل توسط یک تاجر سعودی‌الاصل به نام «عدنان خاشقجی» داشت.فرماندهی عملیات کشتار پنج هزار نفر از مردم حلبچه با وی بود.هنوز انگیزه فرار حسین کامل و برادر و باجناقش صدام کامل به همراه همسرانشان (رغد و رعنا) و فرزندانشان از عراق به اردن در مرداد ماه سال ۱۳۷۴ (۱۹۹۵) تحت ابهام است. حسین کامل در ۱۲ اوت ۱۹۹۵ یک کنفرانس مطبوعاتی در عمان برگزار کرد و در آن از آغاز اقدامات خود برای سرنگونی رژیم در بغداد خبر داد و اظهارات وی شور و هیجانی را برانگیخت. فرار حسین کامل به اردن برای رژیم عراق و طایفه صدام حسین غافلگیرکننده بود و برخی منابع علت فرار وی به اردن را اختلافات او با عدی پسر صدام عنوان کرده اند. وی برنامه هایی برای سرنگونی صدام و به دست گرفتن قدرت داشت و چون به ناتوانی خود در رویارویی با صدام از درون و ایستادگی عدی در برابر نقشه هایش پی برده بود عراق را ترک کرد تا از غرب حمایت بگیرد اما ناکام ماند. اما در زمان حضورش در اردن، تمام اسرار حساس مربوط به برنامه های تسلیحاتی عراق را فاش کرد. مؤید این ماجرا همان چیزی است که (حریر) دختر حسین کامل در کتاب خود ذکر کرده است که بر وجود اختلاف بین پدرش حسین کامل و عدی و قصی و برخی از اعضای خانواده و از ترس پدرش صحه می گذارد. دو برادر کامل قرار بود با هواپیما از عمان به بلغارستان برای یک سفر رسمی بروند اما در آن زمان عراق مشمول تحریم‌های بین‌المللی سازمان ملل بود و به همین دلیل هیچ پرواز بین‌المللی از فرودگاه بغداد خارج نمی‌شد بنابراین حسین کامل، برادرش و خانواده‌هایشان با خودرو و پاسپورت رسمی خارج شدند. تمام گزارش‌هایی که از هماهنگی وی با سیا برای ترتیب دادن خروج از عراق حکایت داشت رد شده اند.

‼️حسین کامل المجید" متولد ۱۳۳۳ داماد صدام حسین، شوهر رَغَد و یکی از اعضای بلند پایه حزب بعث عراق بود. او مسئول کمیته صنایع نظ
‼️حسین کامل المجید" متولد ۱۳۳۳ داماد صدام حسین، شوهر رَغَد و یکی از اعضای بلند پایه حزب بعث عراق بود. او مسئول کمیته صنایع نظامی بود. سپس دستگاه امنیتی ویژه‌ای را تشکیل داد و در همان حال نیز مسئول گارد ویژه صدام شد. حسین کامل در طی قیام ۱۳۷۰ بسیاری از انقلابیون عراقی را اعدام کرد.صدام حسین در سال ۱۳۷۰ در قیام شیعیان کربلا، به حسین کامل دستور داد: "به حرم حسین حمله‌ور شوید و همه کسانی را که آنجا هستند تکه تکه کنید." حسین کامل در آستانه ورود به کربلا ایستاد، به رجزخوانی پرداخت و با غرور و جسارت گفت: "من حسین هستم و تو هم حسین هستی. ببینیم کی زودتر دیگری را از بین می برد!" و با گلوله تانک گنبد حرم امام حسین (ع) را مورد هدف قرار داد.کمتر از 4 سال بعد، حسین کامل از صدام برید و به همراه برادرش صدام کامل و همسرانشان رغد و رعنا (دختران صدام) به اردن گریخت تا به آمریکا پناهنده شود. او از طرف آمریکایی‌ها "صندوق اسرار صدام" لقب گرفت. سازمان سیا پس از آنکه تمام اطلاعات او را تخلیه کردند، گفتند: "چون تو رئیس کارخانه های شیمیایی عراق بودی و جنایات بسیاری مرتکب شده ای، نمی توانیم به تو پناهندگی بدهیم." @sarrbook