تاریخ وب
Open in Telegram
2 008
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-2630 days
Posts Archive
2 008
در روز 5 آوریل سال 1992 یک مرد با سنی در حدود 70 ساله و با لباس نامرتب و بد قواره به سفارت انگلیس در لتونی مراجعه نمود و مدعی شد اسنادی در اختیار دارد که میتواند هزاران جاسوس و منبع اطلاعاتی KGB در سراسر جهان را افشا نمایداگر چه این ادعا ابتدا با تردید نگریسته شد اما از این مرد خواسته شد نمونه ای از این اسناد را در اختیار آنان قرار دهد. وقتی او چند نمونه از این اسناد را در اختیار سفارت انگلستان قرار داد، صحت ادعاهای او اثبات گردید.و در خواست نموده بود در مقابل این اسناد و اطلاعات خود و خانواده اش به انگلستان نقل مکان نمایند. جزئیات چگونگی انتقال این مرد به انگلستان، همچنان در پرده ابهام قرار دارد. اما ما می دانیم او و همسرش نینا و 6 صندوق بزرگ از اسنادش در 7 نوامبر 1992 طی عملیاتی از روسیه خارج گردید این مرد پس از انتشار اسناد و مدارک ذکر شده تعیین هویت گردید. او واسیلی میتروخین نام داشت.
2 008
هوشنگ صمدی (زادهٔ ۶ بهمن ۱۳۱۸ کلخوران، اردبیل) مشهور به ناخدا صمدی؛ ناخدا یکم تکاور بازنشستهٔ نیروی دریایی ارتش ایران است که در طول جنگ ایران و عراق فرماندهی گردان تکاوران دریایی بوشهر را برعهده داشت.
صمدی فعالیت نظامی را از سال ۱۳۳۷ در نیروی زمینی شاهنشاهی ایران آغاز کرد در سال ۱۳۵۴ به نیروی دریایی شاهنشاهی ایران منتقل شد و همزمان با آغاز جنگ ایران و عراق بهعنوان یکی از فرماندهان ارشد تیپ تفنگداران دریایی محسوب میشد. او در آغاز جنگ در حالی که بازنشستگی وی ابلاغ شده بود، به ارتش بازگشت و در سلسله عملیاتهای نبرد خرمشهر، حصر آبادان و آزادسازی خرمشهر به همراه دیگر تکاوران ارتش، نقش کلیدی ایفا کرد. در روزهای نخست جنگ، گردان تکاوران تحت امر او، بهمدت ۳۴ روز در مقابل ارتش عراق از خرمشهر دفاع نمود، وی در این مدت ۸ بار مجروح شددر اسفندماه ۱۳۹۵ از سردیس ناخدا هوشنگ صمدی و کتاب خاطرات وی با نام «شهری که خرم ماند» در خرمشهر و با حضور حبیبالله سیاری فرمانده وقت نیروی دریایی ارتش، رونمایی شد.
@sarrbook
2 008
‼️سمیره شهبندر همسر دوم صد.ام حسین و مادر علی پسر سوم اوست.
سمیره در یکی از خانوادههای اشرافی بغداد، به دنیا آمد و به گفته برخی منابع مهماندار و یا پزشک بود.
سمیره شهبندر، زن با چشمانی سبز، همسر «نورالدین صافی» خلبان و رئیس هواپیمایی عراق بود و حاصل این ازدواج دو فرزند، یک دختر و یک پسر بودند. سمیره با همسرش اختلافاتی داشت و معمولاً با دوستش «کامل حنا جیجو» از اختلافاتش با همسرش درددل میکرد.
جیجو محافظ ، پیشخدمت و تستر غذای صدا..م حسین و به صد.ام بسیار نزدیک بود. در نهایت «کامل جیجو» به سمیره پیشنهاد داد تا مشکلاتش با همسرش را با صدا..م در میان بگذارد و از صدا..م درخواست کمک کند.
سمیره این پیشنهاد را پذیرفت و کامل جیجو ترتیب ملاقات سمیره را با صد..ام داد. اما صد..ام در اولین نگاه دلباخته سمیره شد و وقتی مشکلات سمیره با همسرش را شنید با نورالدین تماس گرفت و گفت: «برای اولین و آخرین بار میگویم، یا رفتارت را با سمیره درست کن یا او را طلاق بده؛ راه سومی وجود ندارد.»
نورالدین هم از ترس جان، دو روز بعد همسرش سمیره را طلاق داد.
2 008
گوشهای از بازار شهر رشت در دوران قاجار؛ یک نانوایی سنگک در این تصویر دیده میشود و در سمت چپ آن پسر نوجوانی مشغول پخت نوعی غذای خیابانی است. در کنار پای پسر خردسالی که در جلوی تصویر دیده میشود، میتوان سر بریدۀ یک گوسفند را مشاهده کرد که احتمالا مربوط همان بساط غذای خیابانی است.
@sarrbook
2 008
سروان خلبان امید علی بویری متولد محله سر مسجد شهر مسجد سلیمان و از خلبانان ارتش در زمان محمدرضا شاه بود . چنین گفته می شد که عده ای او ا بهترین خلبان ایران پس از سپهبد جهانبانی می دانستند. همچنین او رتبه برتر دوره ای سی ام جنگ الکترونیک پایگاه میتر کالیفرنیا را نیز دارا بود. پس از انقلاب ۵۷ و بدنبال خبر ی درباره کودت..ای نوژه یا عملیات نقاب ایشان یکی از خلبانان بازدا.شتی بودند بنا به روایت رسمی حاکمیت طرح این کود..تا در ۱۸ تیر ۱۳۵۹ لو رفت و سروان بویری در ۱۹ تیر یک روز بعد بازدا..شت شد و ۱۰ روز بعد پس از محا..کمه به حکم ری شهری در ۲۹ تیر ۱۳۵۹ تیر..باران شد.
کلیپ بخشی از جلسه محاک..مه ایشان است.
2 008
حسنعلی منصور فرزند علی منصور (وزیر و نخستوزیر عصر پهلوی) و نوهٔ دختری حسن رئیس ظهیرالملک (حکمران و دولتمرد عصر قاجار و پهلوی) بود. او در اردیبهشت ۱۳۰۲ چشم به جهان گشود و پس از پایان دوران تحصیل در دبیرستان فیروز بهرام، مدرک لیسانس حقوق و علوم سیاسی را از دانشگاه تهران دریافت کرد.
او پس از یک ازدواج ناموفق، با فریده امامی نوهٔ دختریِ وثوق الدوله ازدواج کرد و با خانوادههای متنفذ وثوق، قوام و امینی هم نسبت خانوادگی پیدا کرد.
وی کار دولتی خود را در سال ۱۳۲۴ در وزارت امور خارجه آغاز کرد و در میانه دهه ۲۰ گروهی از دوستان خود را از سفارتخانههای عمدتاً اروپایی گرد خود جمع کرد که در بین آنها امیر عباس هویدا هم حضور داشت. منصور در میانه دهه ۳۰ و او با ایدهها و طرحهایی برای نجات وضعیت اقتصادی ایران در راس شورایعالی اقتصاد قرار گرفت. همین ستاد جرقه آغاز محفلی شد با عنوان «کانون مترقی ایران» که متشکل از گروهی از جوانان تحصیلکرده بود که پشت سد رجال قدیمی در مناصب دولتی قرار داشتند. جوانانی عمدتاً ضدکمونیست که برخلاف جریان اصلی روشنفکری، طرفدار سلطنت بودند. آنها اعتقاد داشتند که باید با تغییر ساختار و سیستم، خود درون دولت قرار بگیرند و با اجرای سیاستهای اصلاحی، وضعیت کنونی را به نفع خود و جریانی که در آن قرار دارند، اصلاح کنند.
2 008
‼️دكتر طباطبايي پس از دريافت اين نظريه به عنوان رييس سازمان پزشكی اعلام جرمی عليه دكتر منوچهر شاهقلی وزير بهداري به اتهام اهمال در معالجه نخست وزير در دادسرای تهران مطرح كرد و يادآور شد كه دكتر شاهقلی تنها يك جراح ترميمی بوده و صلاحيت و مهارت لازم را برای جراحی نخست وزير نداشته است .
بازپرس دادسرای تهران براساس اين اعلام جرم پرونده يی تشكيل داد تا روشن شود آيا اهمال منجر به مرگ نخست وزير عمدی بوده يا عدم مهارت وزير بهداری در انجام عمل جراحی باعث خونريزی مغزی و فوت حسنعلی منصور شده است. احضاريه يی از سوی بازپرس برای كشف حقيقت صادر شد تا وزير بهداری به سوالات او پاسخ دهد عده ای بر این باورند افرادی چون اميرعباس هويدا كه نخست وزير شده بود، نگذاشت تحقيقات بازپرس به نتيجه برسد. و عده ای دیگر بر این باورند نتیجه تحقیقات دلیل بر انجام خطای عمدی را نشان نداده است پرونده اين ماجرا تا آخرين روزهای حكومت همچنان گشوده مانده بود و به نوعی می توان گفت دستور توقف تحقيقات به بازپرس داده شده بود. به اين ترتيب هرگز روشن نشد كه آيا نخست وزير صرفا براثر خطای پزشكان جراح فوت شد يا جراحت ناشی از شلیک گل..وله.
بسیاری نیز بر این باورند مطرح کردن خطای پزشکی حواشی بیش نبوده چرا کهحسنعلی منصور بلافاصله پس از ترور در مقابل مجلس شورای ملی به بیمارستان پارس انتقال داده شد. فردای آن روز شش جراح آمریکائی، انگلیسی و فرانسوی برای معالجه نخستوزیر رو به احتضار به تهران دعوت شدند .
شما در این باره چه خوانده یا شنیده اید؟
2 008
پس از ترور وكش..ته شدن حسنعلی منصور، رييس پزشكی قانونی با طرح شكايتی عليه دكتر منوچهر شاهقلی، وزير بهداری وقت، در دادسرای تهران اعلام كرد: شليك از طرف محمد بخارايی و نحوه برخورد گلو..له ها با بدن نخست وزير، باعث ق..تل نخست وزير نشده بلكه وزير بهداری و تيم پزشكی او در جريان عمل جراحی، دچار اهمال و اشتباه شده اند كه همين امر علت مر..گ منصور بوده است.
دكتر محمد طباطبايي رييس سازمان پزشكی قانوني دستور داد گروهی از پزشكان اين سازمان به معاينه جسد بپردازند و اين گروه اعلام كرد هنگام انتقال حسنعلی منصور به بيمارستان علايم حياتی در او وجود داشت و زنده بود و اگر اهمال تيم جراحي نبود و بيمارستان تجهيزات پزشكی لازم را داشت بيمار نجات می يافت. به عقيده اين پزشكان اگر مصدوم را پس از تر..ور به بيمارستان مجهز سينا انتقال می دادند، مر..گ او پيش نمی آمد. ضمنا تاييد كردند كه دو گلوله یی كه به منصور اصابت كرده باعث مرگش نشده بلكه خونريزی مغزی در اثر اهمال تيم جراحی سبب فوت او شده است.
2 008
‼️پس از روی کارآمدن رضاشاه، مستوفیالممالک در انتخابات مجلس ششم شرکت کرد و به نمایندگی تهران انتخاب شد اما پیش از آغاز مجلس، رضاشاه کمی پس از تاجگذاری در اردیبهشت ۱۳۰۵ او را به نخستوزیری انتخاب کرد. مستوفیالممالک در ۲۲ خرداد ۱۳۰۵ کابینهاش را تشکیل داد و با گشایش مجلس در ۲۶ شهریور اعضای دولتش را به مجلس معرفی کرد.
مقدمات احداث راهآهن سرتاسری ایران (از محل وجوه عایدات قند و شکر)، برنامهریزی برای تأسیس بانک ملی و عقد قرارداد با شرکتی دانمارکی برای راه اندازی نخستین خطوط اتوبوسرانی در تهران در دوران زمامداری او انجام گرفت. اما عمر دولت مستوفی که آخرین دولت او شد، به هفت ماه نکشید.
مستوفی در جوانی با عصمتالملوک معیری دختر دوستمحمدخان معیرالممالک و عصمتالدوله (دختر ناصرالدینشاه) در چهارمحال بختیاری ازدواج کرد و صاحب سه پسر و دو دختر شد. پسران میرزا کاظم، میرزا یوسف، میرزا علی و دختران، عفتالملوک و عزتالملوک نام داشتند. عفتالملوک و میرزا کاظم در هنگام حیات پدر درگذشتند. مستوفی پس از بازگشت از اروپا همسران متعدد اختیار کرد و از یازده تن از آنان صاحب نوزده فرزند شد. دو تن از دختران او با دو تن از پسران دوستعلی معیری (معیرالممالک) ازدواج کردند.در دوران رضاشاه فرزندان مستوفی نام خانوادگی مستوفیالممالکی برگزیدند.
مستوفیالممالک هنگام مر..گ ۲۵ فرزند داشت که شماری از آنها هنوز به سن قانونی نرسیده بودند و سرپرستی اموال و املاکی که به آنها ارث رسیده بود به شیخالملک اورنگ سپرده شد. در زمان رضا شاه، نیمی از اراضی ونک را که به ورثه مستوفیالممالک تعلق داشت، دولت گرفت و کارخانه ماسک سازی به نام «کارخانه شماره ۵» در آن ساخت.
مستوفی زبان فرانسه را به خوبی میدانست و مانند پدرش درویش مسلک بود. رفتار بزرگمنشانه و گرایشهای ملی او را نزد عموم طبقات مردم محبوب ساخته بود.او به شکار علاقه بسیار داشت و بخش زیادی از ثروت موروثی خود را در این راه خرج کرد. بخش دیگر ثروت وی خرج سفر هفت سالهاش به اروپا شد. مستوفی بخش بزرگی از املاک پدری خود را وقف کرد و از جمله باغهایی را در ونک برای احداث دانشگاه برای دختران اختصاص داد. «مدرسه عالی دختران» که بعدها دانشگاه الزهرا نام گرفت، در این زمینها ساخته شد.
⁉️درباره ایشان شما چه خوانده یا شنیده اید؟
‼️زندگینامه مستوفی الممالک
کتابی است درباره ایشان با تالیف:
سیفالله وحیدنیا، حمید نیری
2 008
میرزا حسن مستوفیالممالک (۲۴ مهر ۱۲۵۳[۱] – ۶ شهریور ۱۳۱۱) معروف به آقا، دولتمرد ایرانی و پنج دوره نخستوزیر ایران در دورهٔ قاجار و یک دوره نخستوزیر ایران در زمان سلطنت رضاشاه بودمستوفیالممالک، از معدود رجال قاجاری بود که نزد رضاشاه احترام داشت.
او در قحطی بزرگ ایران در سال ۱۲۹۷، جان ۱۶۰٬۰۰۰ ایرانی را از طریق فروش املاک خود نجات داد. او از خاندان آشتیانی بود.مستوفیالممالک نخستین بار در تیر ۱۲۸۹ فرمان نخستوزیری دریافت کرد و در سوم مرداد دولت خود را به مجلس معرفی کرد و تا دی ماه همان سال سه کابینه تشکیل داد.
2 008
پس از ان اتفاق پلیس فرامرز را دستگیر میکند و فرامرز بدون هیچ مقاومتی اقرار میکند که با ضربات پتک، فرخشاد را داخل اتومبیل کشته و به کمک سه تا از دوستهایش جسد او را داخل چاهی در محله ونک انداختهاند. محاکمه جنجالی فرامرز و شرکا شروع میشود اما وکلای فرامرز اعترافات اولیه او را انکار میکنند و دادگاه در نهایت مجبور میشود حکم به تبرئه فرامرز بدهد. اما احمد لیستر با این موضوع کنار نیامد.
پسرش را فرا خواند و به او گفت اگر پیش پلیس برود و دوباره حقیقت را اعتراف کند کلیه املاک خود را به نام او می کند و بعد هم به عنوان ولی دم رضایت میدهد تا او تبرئه شود. فرامرز در طمع ثروت پدر قبول میکند و دوباره در سال 1327 در دادگاه حاضر میشود و اعتراف میکند و میگوید که حتی برای این که سریعا به وارث ثروت پدر تبدیل شود آن سوءقصد به جان احمد لیستر هم کار او بوده!
جالب آنکه فرامرز حتی بعد از مجموعهای از اعترافات صریح، به جرم معاونت در قتل برادر فقط چهار یا پنج سال حبس را تحمل کرد. ولی خب هیچ کسی از سرنوشت فرامرز لیستر بعد از آزادی خبری ندارد. او با شانههای خم شده از گناه ، در پهنه تاریخ گم شده است.
احمد میرسپاسی یا همان احمد لیستر در سال 1350 و در سن 78 سالگی درگذشت.
2 008
پلیس فرامرز را دستگیر میکند و فرامرز بدون هیچ مقاومتی اقرار میکند که با ضربات پتک، فرخشاد را داخل اتومبیل کشته و به کمک سه تا از دوستهایش جسد او را داخل چاهی در محله ونک انداختهاند. محاکمه جنجالی فرامرز و شرکا شروع میشود اما وکلای فرامرز اعترافات اولیه او را انکار میکنند و دادگاه در نهایت مجبور میشود حکم به تبرئه فرامرز بدهد. اما احمد لیستر با این موضوع کنار نیامد.
پسرش را فرا خواند و به او گفت اگر پیش پلیس برود و دوباره حقیقت را اعتراف کند کلیه املاک خود را به نام او می کند و بعد هم به عنوان ولی دم رضایت میدهد تا او تبرئه شود. فرامرز در طمع ثروت پدر قبول میکند و دوباره در سال 1327 در دادگاه حاضر میشود و اعتراف میکند و میگوید که حتی برای این که سریعا به وارث ثروت پدر تبدیل شود آن سوءقصد به جان احمد لیستر هم کار او بوده!
2 008
‼️روند گسترش موقوفات در دوره پهلوی با ایجاد مؤسسات و بنیادهای خیریه وقفی ابعاد وسیعتری یافت و بر تعداد نقاط فرهنگی برآمده از وقف در کشور افزود؛ «مؤسسهٔ فرهنگی لیستر» از مهممترین این بنیادها بود.امروز دو موقوفهٔ عمده ار لیستر به جا ماندهاست که آشکارا نام سید احمد میرسپاسی یا لیستر را بر تابلوی معرفی خود مینمایانند: یکی ساختمانی سر خیابان ولیعصر (از سمت میدان تجریش) که توسط اداره موقوفات تهران (واقع در میدان تجریش) اداره میشود و گاراژی در خیابان قزوین بعد از دخانیات که به گاراژ لیستر معروف است و دیگری املاک موقوفهٔ کرج. موقوفهٔ کرج زیر نظر «ادارۀ اوقاف و امور خیریه شهرستان کرج» اداره میشود که در سال ۱۳۸۴ مورد مرمت و بازسازی قرار گرفتهاست. این موقوفه در سال ۱۳۸۱ به «مرکز تربیتی نونهالان فدک کرج» تبدیل شد که وظیفهاش – ازآن هنگام تا به امروز – نگهداری، سرپرستی و پرورش یتیمان محروم شهرستان کرج بودهاست. این مرکز تا مهر ماه ۱۳۸۷، ۵۰ کودک بیسرپرست را زیر پوشش خود داشت.
‼️در سری دوم مجموعهٔ تلویزیونی کارآگاه علوی که ساختش از سال ۱۳۸۶ و پخشش در نیمهٔ دوم ۱۳۸۷ آغاز شد، سه قسمت از خود را به ماجرای کشته شدن فرخشاد لیستر اختصاص داد. در این قسمتها نقش احمد لیستر را محمد ساربان و نقش فرامرز را هنرپیشهٔ جوان، امیر دلاوری بازی کرد.
2 008
‼️در میدان توپخانه تهران، در ضلع مقابل بانک شاهی که امروز تبدیل به بانک تجارت شده و در زمان شاه به بانک بازرگانی معروف بود، عمارت موقوفه «احمدخان لیستر» قرار داشت. اما او با این نام عجیبوغریب که بود و آن عمارت مشهور چه شد؟
💥 «احمد میرسپاسی» معروف به «احمدلیستر»، شخصی است که داستان جالبی دربارهاش نقل میشود؛ او ابتدا راننده وثوقالدوله، نخستوزیر ایران و از دولتمردان تأثیرگذار اواخر دوره قاجار و برادر احمد قوام (قوامالسلطنه) بود. بعدها راننده احمدشاه قاجار و سپس راننده رضا شاه شد.
احمد میرسپاسی» به خاطر هوشی که داشت به راحتی توانست با اروپاییان رابطه برقرار کند. بازرگانی را بهسرعت آموخت و از کارخانهای در انگلستان که متعلق به اشتون لیستر بود نمایندگی گرفت. اشتون لیستر در زمینه ماشینآلات کشاورزی فعالیت میکرد. احمد لیستر بعد از کسب مجوز نمایندگی ماشینآلات، کارخانهای به نام اشتون لیسترتأسیس کرد و به همین دلیل به احمدلیستر معروف شد. حوزه واردات و وارد شدن به جرگه بازرگانان برای او بسیار موفقیتآمیز بود و ثروت زیادی را برایش به همراه آورد.احمد لیستر وقتی باجناق رضاشاه شد، دیگر آوازه شهرت را بر خود تمام کرد، اما شهرتش و باقی ماندن نامش فقط به دلیل ثروت و نسبتش با رضاشاه نبود. دلیل اصلی ماندگار شدن اسم او در تاریخ، ماجرای قت..ل پسر بزرگش، فرخشاد، به دست پسر کوچکش، فرامرز، بود.
احمدلیستر وقتی با این اتفاق مواجه شد، تصمیم گرفت همه داراییاش را وقف کند. این اتفاق خوفناک در کوران جنگ جهانی دوم در تهران رخ داد. پلیس تا مدتها پیگیر شواهد و مدارک بود تا بتواند حقیقت ماجرای قت..ل را کشف کند. ماموران به فرامرز مشکوک میشوند. احمدلیستر هم با فرامرز قول و قرارهایی میگذارد که در صورت گفتن حقیقت، اموال پدری نصیب او شود.
فرامرز اعتراف میکند که به کمک دوستانش، برادرش را با پتک کش...ته و در چاه باغی در ونک انداخته است. با پیگیری پلیس ج...نازه فرخشاد، پیدا و حقیقت روشن میشود. طولانی شدن پیگیری این ماجرا باعث میشود که اخبار بهطور مرتب در روزنامهها و مجلهها چاپ شود و همچنان نام احمدلیستر بر سر زبانها باشد و بعد از این اعتراف احمدلیستر داراییهایاش را وقف میکند.
