بار دیگر شهری که دوست میداشتم
Open in Telegram
180
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+530 days
Posts Archive
گفتی که «در فراقم زحمت کشیدهای تو!»
مُردم هزار نوبت «زحمت کدام باشد»
#اوحدی
نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد
تو را گر خواب میگیرد نه صاحبدرد عشاقی
#سعدیجات
در آستانه ۲۲ سالگی، تنم به ناز طبیبان نیازمند شد.
باشد که این روز ها بماند در خاطرم.
Repost from ‹‹دلشـدگـان››
آه از عشق که یکمرتبه تصمیم گرفت
یوسف از چاه در آورده به زندان ببرد
- حامد عسکری
