en
Feedback
وَصْفْ

وَصْفْ

Open in Telegram

وصف می‌کنم چون وصف کردن، دیدنِ دوباره اشیا و معانی‌ست.

Show more
3 489
Subscribers
No data24 hours
+447 days
+13130 days
Posts Archive
مؤمن برادر خود را در حال سبقت محرک می‌بیند نه مانع؛ چرا که میدان اصلی عرصهٔ اخلاص است و نه اراضی محدود دنیا.

می‌گفتند: «مرگ یک عالِم، رخنه‌ای است در [بنای] اسلام که تا زمانی که شب و روز از پیِ یکدیگر می‌آیند، هیچ‌چیز آن را پُر نخواهد کرد». (به روایت دارمی: ۳۳۳)

photo content

ما اغلب در حال خوردن شربت‌های تلخی هستیم که الله متعال برای ما شیرین کرده است. بارها شنیده‌ایم که «از دست مادر، شربت تلخ را هم می‌توان نوشید» اما امروز کمی فراتر از این مهر زمینی برویم. تا به حال فکر کرده‌اید؟ میوه‌های خوش‌رنگی که می‌خوریم، نه فقط مزه‌ای دلنشین دارند، بلکه در دل خود، عناصر حیاتی ما را پنهان کرده‌اند! آهن، روی، منگنز و ده‌ها عنصر دیگر که اگر در آزمایشگاه به دست ما برسند، طعمی ناگوار و دارویی خواهند داشت؛ اما خداوند، همان ترکیبات ضروری را با نهایت خوش‌طعمی، شیرینی و عطر، در قالب میوه‌ها برای ما آفریده و به بدن ما می‌رساند! این شیرینی بی‌نظیر، در واقع همان شیمی حیات است. یا ماهی‌ها را در نظر بگیرید؛ نه تنها غذایی سالم وخوشمزه و مغذی‌اند، برخی از آن‌ها حاوی املاح خاصی چون جیوه (البته به میزان کنترل‌شده و طبیعی) هستند که در چرخه زیستی به حیات کمک می‌کند. برای همین است که باید گفت: تلخ‌ترین نیاز ما را در شیرین‌ترین شکل ممکن تأمین می‌کند.

تلخ‌ترین نیاز ما را به شیرین‌ترین شکل ممکن تامین می‌کند.

تلاوة_عذبة_لسورة_النحل_إصدار_جديد_بصوت_القارئ_أحمد_خضر_❤️.mp340.51 MB

photo content
+1

وصف می‌کنم چون وصف کردن، دیدنِ دوباره اشیا و معانی‌ست.

جدایی حق از باطل، یک ضرورت است. {کانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ…} ([در آغاز،] مردم یک امت [و پیرو یک دین] بودند [اما پس از آنکه اختلاف کردند]؛ آنگاه الله پیامبران را بشارت‌بخش و بیم‌دهنده برانگیخت و همراه با آنان کتاب [آسمانی] را به‌حق نازل کرد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کنند) [بقره: ۲۱۳] دیدگاه غالب در جامعه، تفرقه را به صورت مطلق، امری مذموم و منفی می‌داند. اما حقیقت این است که تفرقه، ذاتاً بد نیست بلکه بسته به اینکه این جدایی میان چه طرف‌هایی صورت می‌گیرد، می‌تواند مذموم (منفی) یا ممدوح (ضروری و مثبت) باشد. حق مانند نور در تاریکی مرزهای خود را با انحرافات مشخص می‌کند. در چنین شرایطی کسانی که به باطل خو گرفته‌اند، این روشنگری و مرزبندی را «تفرقه» می‌نامند و با آن ستیز می‌کنند. تفرقهٔ منفی (مذموم): این نوع تفرقه میان مسلمانانی است که اصول اعتقادی و هدف مشترک دارند، یعنی مؤمن از مؤمن. در این حالت اختلاف بر سر مسائل فرعی سلیقه‌ای یا دنیوی، به جای وحدت حول محور اصلی (توحید و اصول شرع) باعث جدایی می‌شود. این تفرقه، ناشی از شهوت، تعصب‌های جاهلانه یا فراموشی هدف مشترک است و جامعهٔ مؤمنان را ضعیف می‌کند. تفرقهٔ مثبت (ممدوح): این نوع تفرقه جدایی مسیر حق از باطل است، یعنی مؤمن از کافر ومشرک. این جدایی نه تنها بد نیست، بلکه لازمهٔ حفظ هویت حق و جلوگیری از آمیختگی آن با باطل است. عدم تفرقه در این حالت، به معنای انحلال حق در باطل و از دست رفتن مرزهای ایمانی و ارزشی است. {وَلَن تَرۡضَىٰ عَنكَ ٱلۡيَهُودُ وَلَا ٱلنَّصَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمۡۗ…}[بقره:۱۲۰] این جدایی نه نقص حق بلکه لازم است. اگر حق در برابر باطل سکوت کند یا با آن آمیخته شود تا به ظاهر «وحدت» حفظ گردد، در واقع هویت و خلوص خود را از دست داده و در ظلمت باطل حل خواهد شد. بنابراین، در جامعه‌ای که از مسیر حق منحرف شده است، حق ابتدا باید صف‌بندی ایجاد کند تا بتواند هدایت کند.

وقتی مرجعیت شرع تضعیف شود، دیگر یک معیار واحد برای تعریف مسلمان و غیرمسلمان وجود ندارد. هر کس بر اساس سلیقه و تصورات خودش عمل می‌کند و در این میان، ممکن است کسانی را که از لحاظ فکری به او شبیه‌ترند، هر چند فرسنگ‌ها از دین الهی دور باشند، نزدیک‌تر و خودی ببیند و متقابلاً مسلمانی را که بر چهارچوب‌های شرع تأکید دارد، غریبه و متعصب بپندارد.

زخم پروانه درد داره، و گرنه آدم که به مار نزدیک نمی‌شه.

کاتێک بەدوای حەڕام ناڕۆی خودا جوانترین حەڵاڵت پێ دەبەخشێت🤎. https://t.me/islam_km

نمونه‌ای از ادب امام احمد با شیخش هُشَیم بن بشیر رحمهما الله: امام احمد می‌گوید: «چهار یا پنج سال ملازم [و همراه] هشیم بودم و از هیبتی که داشت تنها دو بار از او چیزی پرسیدم... هشیم اغلب در میان حدیث بسیار تسبیح می‌گفت، و در این میان لا اله الا الله می‌گفت و صدایش را با آن می‌کشید». -سير أعلام النبلاء

photo content
+1

حمایت قدرتمندان، حبابی بیش نیست. تا اراده‌ای برخلاف میل‌شان بورزی، آن حباب را می‌درند و تو می‌مانی و فرودی سخت بر زمین. اینجاست که درمی‌یابی هرگز نباید ذره‌ای از خود را وقف هیچ قدرتمندی کرد.

بکر (Becker) از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۷ ثابت کرد که در بدن ما جریانی الکتریکی ایجاد می‌شود. این جریان باعث می‌شود گلبول‌های قرمز خون در مغز استخوان، تمایز خود را از دست بدهند، به عبارت دیگر، گلبول‌های قرمز خون به بافت استخوانی تبدیل شوند. بکر توضیح داد که کلاژن یک پروتئین نیمه‌رسانا است. او آزمایش‌هایی انجام داد و نشان داد که استخوان مانند یک دیود LED (ال‌ای‌دی) نور ساطع می‌کند. تمام این تحقیقات در دهه ۱۹۶۰ میلادی صورت گرفت. آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی (دارپا) از این آزمایش‌ها و کارها مطلع می‌شود. دارپا (DARPA)، که بازوی نوآوری وزارت دفاع ایالات متحده است، مسئول توسعه فناوری‌های تحول‌آفرین برای امنیت ملی است. بکر در آن زمان در حوزه بازسازی استخوان، چهره‌ای با نفوذ و صاحب قراردادهای دولتی عظیمی بود. در سال ۱۹۷۳، دارپا قصد داشت یک آنتن غول‌پیکر برای کنترل تمام کلاهک‌های هسته‌ای جهان بسازد. از این رو با بکر تماس گرفتند و پرسیدند که این امواج الکترومغناطیسی (EMF) چه تأثیری بر انسان‌ها خواهند داشت. بکر کل پروژه را بررسی کرده و گزارشی نوشت که دارپا از نتایج آن به شدت شوکه شد. اما بکر دید که این اطلاعات به طور رسمی در هیچ جا منتشر نمی‌شوند. سپس او یک پروژه مرتبط با ساخت خطوط انتقال برق را در دست گرفت و از این طریق خواست به دولت نشان دهد که امواج الکترومغناطیسی در چنین مواردی، یک مشکل بزرگ هستند. در سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۷، تحقیقاتی را در مورد خطوط ولتاژ ۷۶۵ کیلوولت انجام داد. و نشان داد که مغناطیس‌کره زمین در نزدیکی این خطوط انتقال برق تا ارتفاع ۸۰ هزار کیلومتری تغییر می‌کند. این تحقیقات را برای دولت، تمام ادارات محلی و شرکت‌های برق ارسال کرد. در آن زمان، همه کاملاً حیرت‌زده شدند. اما هیچ‌کس به او گوش نداد. اقتصاد در حال گذار از قالب صنعتی‌سازی به فناوری اطلاعات بود. شرکت IBM نیز کار روی صفحه‌نمایش‌های کریستال مایع را آغاز کرده بود. سپس بکر در برنامه «۶۰ دقیقه‌ای» مصاحبه‌ای انجام داد و تمام حقیقت را فاش کرد. یک هفته پس از آن مصاحبه، او به هیچ تبدیل شد (اعتبار خود را از دست داد).

یکی از صالحان می‌گوید: نشانه ابتلایی که جنبه مجازات و مقابله دارد: بی‌صبری هنگام وجود بلا، و بی‌تابی و شکایت بردن به خلق است. و نشانه ابتلایی که برای کفاره و پاک شدن گناهان است: وجود صبر جمیل بدون شکایت، بی‌تابی، دلتنگی و بدون سنگینی در ادای اوامر و طاعات است. و نشانه ابتلایی که برای بالا رفتن درجات است: وجود رضا و موافقت، آرامش نفس، و تسلیم در برابر تقدیرات است تا هنگامی که [آن مصیبت] برطرف شود. منبع: سایت اسلام سوال و جواب، زیر نظر شیخ محمد صالح المنجد

بزرگ‌ترین بلاگر انیمه در خاورمیانه با میلیون‌ها دنبال‌کننده اعلام کرد که فعالیت خود را در زمینه انتشار و ترویج انیمه متوقف می‌کند. دلایل اصلی: 1) انیمه کفر و شرک را زیبا جلوه می‌دهد. 2) انیمه فساد اخلاقی را ترویج می‌کند. 3) انیمه مسلمانان را از اهداف واقعاً مهم و اولویت‌دارشان منحرف می‌کند، به‌ویژه در شرایط سخت کنونی برای امت اسلامی. این بلاگر تمام محتوای انیمه را حذف کرده و قول داده است که در کانال‌های خود به فعالیت‌های آموزشی مرتبط با تاریخ جهان و اسلام بپردازد و همچنین نقد کتاب‌های مفید ارائه دهد. https:\/\/youtu.be\/a_PbBffeFZA?si=8UU6YCnYl0dLFwns

به تفاوت بنگرید: گروهی بی‌نیاز از تشویق وتملق، با عمل و رفتار خود ناخواسته در نظرها می‌نشینند؛ اما عده‌ای دیگر برای آنکه دیده شوند، مجبورند هوادارانی پوشالی و تعریفی عاریه‌ای برگرد خویش جمع کنند. این شیوه، ما را به یاد مادرانی می‌اندازد که برای برتری دادن و شوهر دادن دخترشان آن‌چنان مبالغه در وصف می‌کنند که گویی قصد دارند با زیور کلام، نقایص را پنهان سازند.