en
Feedback
وَصْفْ

وَصْفْ

Open in Telegram

وصف می‌کنم چون وصف کردن، دیدنِ دوباره اشیا و معانی‌ست.

Show more
3 490
Subscribers
+1324 hours
+707 days
+14930 days
Posts Archive
از امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی ‌الله ‌عنه دربارهٔ آیهٔ {يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ} [بقره: ۱۲۱] (آن را چنان‌که حق تلاوت آ
از امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی ‌الله ‌عنه دربارهٔ آیهٔ {يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ} [بقره: ۱۲۱] (آن را چنان‌که حق تلاوت آن است، می‌خوانند) روایت شده است که فرمود: «[حق تلاوت این است که] هرگاه [قاری] به ذکری از بهشت رسید، از الله بهشت را بخواهد و هرگاه به ذکری از دوزخ رسید، از آن به خداوند پناه ببرد». عوف بن مالک اشجعی رضی الله عنه می‌گوید: «شبی با پیامبر ﷺ به نماز ایستادم. ایشان سورهٔ بقره را قرائت کرد؛ به هیچ آیهٔ رحمتی نمی‌رسید مگر اینکه توقف می‌کرد و [از الله] درخواست [رحمت] می‌نمود، و از هیچ آیهٔ عذابی نمی‌گذشت مگر اینکه توقف می‌کرد و [از آن] به الله پناه می‌برد». (صحیح سنن ابی داوود). بیایید به این سنت پایبند باشیم: وقتی در قرآن دربارهٔ بهشت می‌خوانیم، از الله متّعال بهشت را بخواهیم و وقتی دربارهٔ جهنم می‌خوانیم، از عذاب جهنم به الله پناه ببریم.

فقط همین مونده ترامپ به همه کشورا بگه «شیرم رو حلالتون نمی‌کنم»این‌قدر که خودش رو قهرمان و منجی زندگی همه می‌دونه…

رمضان #غزه
رمضان #غزه

شهرُ_رمضان_الذي_أُنزل_فيه_القرآن_|_محمود_القرشلي.mp39.57 KB

عنوان: یادش به‌خیر… | چگونه از شعائر دین خاطره‌سازی کنیم؟ تهیه شده توسط: مای پروجکت

Voice message00:38

اللهم بلغنا رمضان…

#موقت این گربه، هم‌صحبت شبانه منه. تا منو از پنجره می‌بینه، میپره روی ماشین که نزدیک‌تر باشیم.

وجود یک منافق در کنار مؤمن، ابزاری برای تمحیص (خالص‌سازی) ایمان است. مؤمن در برابر آزار منافق صبر می‌کند و همین صبر، درجات او را در بهشت بالا می‌برد. درواقع وجود منافق در کنار مؤمن مانند «کوره» برای طلاست. کوره طلا را نمی‌سوزاند، بلکه ناخالصی‌های آن را جدا می‌کند.

«ما کان مؤمنٌ قط فيما مضى، ولا يكون مؤمن فيما بقي، إلا إلى جنبه منافق يؤذيه» هیچ مؤمنی در گذشته نبوده و هیچ مؤمنی در آینده نخواهد بود، مگر آنکه در کنار او منافقی هست که او را آزار می‌دهد.

مخالفت اهل باطل، بر وضوح حق و انتشار آن می‌افزاید. علامه سعدی رحمه الله در تفسیر آیهٔ ۳۱ سورهٔ فرقان می‌گوید: {وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِينَ ۗ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا} [فرقان: ۳۱] (و [ای پیامبر!] این‌گونه برای هر پیامبری دشمنی از مجرمان قرار دادیم؛ و [برای تو] همین بس که پروردگارت راهنما و یاور باشد). «خداوند برای دلداری دادن به پیامبرش و آگاه ساختن او از اینکه این مردم [یعنی مخالفان و دشمنان ایشان] پیشینانی دارند که همچون آنان رفتار می‌کردند، فرمود: {وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ} [فرقان: ۳۱]؛ یعنی از کسانی که شایستهٔ خیر نیستند... از جمله فواید این امر آن است که حق بر باطل چیره شود و بسیار واضح شود؛ زیرا مخالفت باطل با حق، موجب افزونی وضوح، تبیین و کمال استدلال حق می‌شود». (تفسیر سعدی) چرا باطل‌گویی اهل انحراف باعث روشن‌تر شدن حق می‌شود؟ چون وقتی آنان به نشر باطل می‌پردازند، خداوند گروهی از اهل حق را برمی‌انگیزد تا به وضوح و تبیین حق بپردازند، در نتیجه آن جنبه‌هایی که برای برخی از مردم مبهم بود، روشن می‌گردد و خداوند حق را اینگونه یاری می‌دهد. بنابراین از الله سبحانه و تعالی بخواهیم که ما را به کار گیرد و از جملهٔ آنان قرار دهد.

پاسخ اینجاس افشاگری بدون پیامد، یک «آیین» جدید است.

صدقه از مال حرام مانند نماز بدون وضو است.

چون درون هر تنگی، مرواریدی در حال شکل گرفتن است.

جایی که پیله‌هایمان را به پروانه تبدیل کند.

ما باید به جایی برویم که روحمان نفس بکشد.

photo content
+1

مردی قصد رفتن به بازار کرد تا الاغی بخرد، پس به همسرش گفت: فردا الاغی خواهم خرید. زنش گفت: بگو ان شاء الله. گفت: چرا؟ پولش که در جیبم است، الاغ هم در بازار! فردا به سمت بازار رفت و در حالی که در مسیر بود به داخل چاهی نگاه انداخت و سکه‌ها از جیبش به داخل چاه افتاد! مرد لباس‌هایش را درآورد و وارد چاه شد اما سکه‌هایش را نیافت. در این حین دزدی آمد و لباس‌هایش را برداشت. مرد بیرون آمد و عریان به خانه برگشت و در زد. زنش پرسید: کیست؟ مرد گفت: منم، ان شاء الله در را باز کن! (التاج المکلل: ۲۴۴)

سورة_طه_كاملة_|_راحة_نفسية_لقلبك_|_بصوت_القارئ_أحمد_خضر.mp325.37 MB

ابن خلدون می‌گوید: «عقل، میزانی صحیح است احکامش یقینی بوده و دروغی در آنها نیست اما طمع پیدا نکنی که امور توحید و آخرت و حقیقت نبوت و حقایق صفات الهی و تمامی آنچه که خارج از محدوده‌اش خارج است به وسیله آن بسنجی؛ زیرا چنان طمعی طمع در امری محال و غیر ممکن است. این به مردی می‌ماند که ترازویی را که به وسیله ی آن طلا وزن می‌شود می‌بیند و می‌خواهد که کوه‌ها را به وسیله آن وزن کند. این بدان معنا نیست که این ترازو در کار خود راست نمی‌گوید عقل گاهی در نزد خود می‌ماند و از محدوده‌اش تجاوز نمی‌کند چه برسد به اینکه به ذات و صفات خدا احاطه پیدا کند. به راستی عقل تنها ذره‌ای از ذرات وجود است که خداوند آفریده است».