419
Subscribers
No data24 hours
+207 days
+9330 days
Posts Archive
Repost from N/a
در سکوت دلانگیز شب،
هنگامی که نور مهتاب به آرامی بر دیوارهای اتاق میرقصد، یاد تو همچون ملودی آشنا در گوشم طنینانداز میشود. ساعت دیواری با صدای تپش خود، گذر زمان را یاد آور میشود، اما برای من، هر ثانیه بیمعناست. گویی تمام جهان در این لحظات متوقف شده است و تنها یاد توست که در قلبم زنده میماند. چشمانم را میبندم و خود را در دنیای خاطرات غرق میکنم؛ بوی عطر تو هنوز در فضا حس میشود، و هر بار که نسیم ملایمی از پنجره میوزد، حس میکنم تو در کنارم ایستاده ای. دلتنگیام همچون ابرهای تیرهای است که در آسمان قلبم جولان میدهند. یاد تو همچون شعلهای در دل تاریکی میسوزد و گرمای آن، وجودم را پر میکند. زندگی ادامه دارد، اما بدون تو، همچونسفری بیپایان در یک جاده خالی است.!
Repost from 99.9%
jhub.ın ﻺ﹖ s4x ( dog! )
Repost from 99.9%
jhub.ın ﻺ﹖ s4x ( dog! )
این کاربر از دنیایِ .... فرار کرده!
فور کنید با توجه به وایبتون پر کنم، طولش نمیدم.
میشه چندتا از جواهر هاتون رو بفرستید اینجا ؟ حداقل 430 بشیم
پروموت و حمایتِ متقابل میکنم.
