en
Feedback
مدبر

مدبر

Open in Telegram

و دنیای ما چه بود؟ ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6156680906

Show more
211
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+130 days
Posts Archive
در مورد خودم، حرف‌های زیادی برای گفتن داشتم، اما ساکت بودم.
آلبر کامو

🤎
🤎

+2
معراج_وفا_حیف_دستان_سفیدت_فول_مجلسی_دول_و_رباب_Meraj_Wafa_Haif_e.mp35.70 MB

غربتِ هستی گوارا بر امیدِ نیستی‌ست آه از آن روزی که آنجا هم نباشد بارِ ما #بیدل
غربتِ هستی گوارا بر امیدِ نیستی‌ست آه از آن روزی که آنجا هم نباشد بارِ ما
#بیدل

photo content
+1

Be Joone To.m4a4.06 MB

با بخت جدل نمی‌توان کرد...

Topic Hayedeh.mp36.99 MB

+1
Boye Tu Khezad Hanoz بوی تو خیزد هنوز.m4a3.00 MB

می گسار‌ان را چه شد؟

کس ندارد ذوقِ مستی

photo content
+1

+4
Begoo Key ! Amir Tataloo.m4a5.48 MB

Addi Ni Arshiyas.m4a2.27 MB

چیزای جالب این چنینی 🥸
چیزای جالب این چنینی 🥸

قبلن خوب بود باز امیدی داشتم و می‌دویدم دنبال نور، می‌گفتم شاید رنج‌ها بمیرند و دوباره سبز شوم. اما رنج‌ها سبز کردند و من پژمردم و دگر خوش‌حالی بدهی زندگی شد که هرزگاهی کمی از آن را به من می‌پردازد و بقیه غم‌فروشی‌ها جنس ارزان دارند با قیمت لحظه‌های زندگی، که می‌گذرند و نمی‌دانم تا کی... تا کی؟ تا کجا؟ برای چه؟ چقدر گم‌شدن ساده شده. بلاتکلیفی هم لباسِ مُدِ روز. چه بگویم؟ چند کیلومتر دورتر رفتم که برسم به آرامش. به همان طبیعت و همان آهنگی که هرگز نشد در تنهایی با آرامش بشنومش. به طبیعت و آهنگ رسیدم، ولی هنوز که هنوز بود آرامش نبود. آب بود، اما کسی نبود ماهی‌گک‌ها را، شن‌ها را و سنگ‌ریزه‌های داخل آب را نشانش بدهم و با هم بخاطر وجود آن‌ها خوش‌حال شویم. شاید تنهایی همان بی‌پناهی سال‌هایی‌ست که دیدیم و چیزی نگفتیم. دل‌مان نخواست هر جمعی، ما را داشته باشد. نخواستیم پای‌مان در هر سفره‌ای دراز باشد و خب همین حرفا. آهسته‌آهسته می‌روم و آهسته‌آهسته می‌آیم. هرقدر دیرتر. هرقدر ناوقت‌تر. دگر عجله برای چه؟ رسیدن به خوش‌بختی به این سادگی‌ها نبود و نیست. می‌گویند از چیزهای ساده خوش‌حال شو، سخت نگیر. کدام چیزهای ساده؟ حتی آن تنهایی ساده را نداریم. آن رنجی که می‌شود تنها کشید را در کجا باید کشید؟ شاید چیزهای ساده اصلن نیستند... 🌱

به همین سادگی، آدم‌ها را دفن می‌کنیم لای موسیقی و هر روز با آنها، سوگواری می‌کنیم. خاطره‌ها، آدم‌ها، آهنگ‌ها و همه‌چیز، میل آدم را به انزوا بیشتر می‌کنند و ما هم اجباری برای زیستن میان آدم‌هایی که از ما و ما از آنها چیزی نمی‌دانیم، نداریم... و "هرچه عشق ورزیدم، به‌تنهایی بود" زیرا فقط تنهایی بود که فهمید چرا آدم‌ها غمگین و تنها هستند، نه آن نوری که ظاهرا می‌تواند روشن کند و امید دهنده باشد. چیزهایی که ظاهرا می‌توانند یک‌ کاری را کنند و باطنا خالی هستند، فقط حسرت‌ها و حرف‌ها را بیش‌تر می‌کنند.

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش این چراغی است کزین خانه به آن خانه برند #حافظ
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش این چراغی است کزین خانه به آن خانه برند
#حافظ

💇‍♀
💇‍♀