en
Feedback
شاید ها

شاید ها

Closed channel

"شاید ها" همان کلمه‌ی عمیقی که در زندگیم جاریست. کمی عشق و شعر و موسیقی کمی پادکست و کتاب و تفکر کمی پناه به «خاطرات» پیوست.

Show more
131
Subscribers
No data24 hours
-157 days
-2030 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
February '26
February '26
+1
in 0 channels
January '26
+2
in 0 channels
Get PRO
December '25
+15
in 3 channels
Get PRO
November '25
+7
in 4 channels
Get PRO
October '25
+11
in 1 channels
Get PRO
September '25
+11
in 1 channels
Get PRO
August '25
+16
in 2 channels
Get PRO
July '25
+57
in 3 channels
Get PRO
June '25
+11
in 2 channels
Get PRO
May '25
+16
in 2 channels
Get PRO
April '25
+35
in 5 channels
Get PRO
March '25
+26
in 4 channels
Get PRO
February '25
+16
in 2 channels
Get PRO
January '25
+31
in 6 channels
Get PRO
December '24
+66
in 4 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
26 February0
25 February0
24 February0
23 February0
22 February0
21 February0
20 February0
19 February0
18 February0
17 February0
16 February0
15 February0
14 February0
13 February0
12 February+1
11 February0
10 February0
09 February0
08 February0
07 February0
06 February0
05 February0
04 February0
03 February0
02 February0
01 February0
Channel Posts
سلام عزیزان امیدوارم رو به رشد باشین🌱 همونطور که میبینید مدتیه اینجا فعالیتی نداره و مجال و حوصله‌ای نبود که زودتر اینا رو بگم: (البته که خداحافظی هم برام خیلی سخت بود ولی خب..) از همه کسایی که اینجا رو میخوندن، همراهیم میکردن و نظراتشونو توی ناشناس میگفتن ممنونم🤍 این کانال دیگه فعالیتی نخواهد داشت و امروز آخرین پست‌هایی هست که شما میبینید🌚 اینجا رو پاک نمیکنم چون برام ارزشمنده ولی شما لطفا لفت بدین وگرنه ریمو میکنم(: ارادتمند شما؛ در پناه حق.

2
آسمان آبادی پل پیچ اُوره، دس زوری ها کجا اُورانو بوره (آسمان روستا در ابر پیچیده، دست برتر کجاست، ابرها رو ببره) اَفتاونه کشین به بن، بسن وِ زنجیر، شوونه تویچننه دی ملک دلگیر (آفتابو کشیدن به بند، بستن به زنجیر، شب رو پاشوندن در این ملک دلگیر) دلتنگیا مه سی تو اما تمومی ناره، ره‌یا و تو رسسن کل دیر و ناهماره (دلتنگیای من برای تو اما تمامی ندارد، راه های به تو رسیدن همه دور و ناهموارن مه آخرین برگ ری درخت هُشک جورم (من اخرین برگ روی درخت خشک جورم) چی باد سرد پاییز دسمه بیر و بورم (مثل باد زرد پاییز، دستمو بگیر و ببرم) بورم نیل بمونم دی ملک بی هنارس (ببرم و نذار بمونم در این ملک بدون فریادرس) دی زمسون تنیا دی یخ‌بنون بی کس (در این زمستون تنها، در این یخبندان بی کس) یه زخم هزار ساله ها مین جونم (یک زخم هزار ساله در میان جانم است) بارکوله د نه‌گتن ها ری زونم (توشه‌ای از ناگفته هست روی زبانم) خین‌مونه کرده فلک د شیشه جوری (خون‌مان را فلک در یک شیشه جور کرده است) رَه بورو  ، رَهمو بورَن هر دوری طوری (راه‌به‌راه، راه میبرن‌مون، هر طرفی یه جور) دلتنگیا مه سی تو...
0
3
No text...
0
4
ای صبا با توچه گفتند که خاموش شدی چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی تو که آتشکده‌ی عشق و محبت بودی چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی به چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی را که خود از رقت آن بیخود و بی‌هوش شدی تو به صد نغمه، زبان بودی و دلها همه گوش چه شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی خلق را گر چه وفا نیست و لیکن گل من نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی تا ابد خاطر ما خونی و رنگین از تست تو هم آمیخته با خون سیاوش شدی ناز می‌کرد به پیراهن نازک تن تو نازنینا چه خبر شد که کفن پوش شدی چنگی معبد گردون شوی ای رشگ ملک که به ناهید فلک همسر و همدوش شدی شمع شبهای سیه بودی و لبخند زنان با نسیم دم اسحار هم آغوش شدی شب مگر حور بهشتیت، به بالین آمد که تواش شیفته‌ی زلف و بناگوش شدی باز در خواب شب دوش ترا می‌دیدم وای بر من که توام خواب شب دوش شدی ای مزاری که صبا خفته به زیر سنگت به چه گنجینه‌ی اسرار که سرپوش شدی ای سرشگ اینهمه لبریز شدن آن تو نیست آتشی بود در این سینه که در جوش شدی شهریارا به جگر نیش زند تشنگیم که چرا دور از آن چشمه پرنوش شدی -شهریار
0
5
و آخرین ویس...
0
6
جهان آدمی چه کوچک است؛ مثل چشمانی که از دامنه، قله را مینگرد. قلب‌های تپندهٔ بی قرار این روز‌ها به آخرین دست‌آویز هایشان به امید چنگ میزنند و ساز ناکوک روزگار گوش ها را میخراشد... با این وجود، گاهی ندایی زمزمه گر میپیچد: «صبر کن بر تلخکامی ها که آخر روزگار چشمه سار نوش سازد بوسه گاه نیش را»
0
7
دوست‌داشتنی‌ترین🕊 #بی_کلام
0
8
No text...
0
9
f7cc7e94-92d3-4544-b661-852ec88101b5.mp3
0
10
:(
:(
0
11
این سخن آبیست از دریای بی‌پایان عشق تا جهان را آب بخشد جسم‌ها را جان کند هر که چون ماهی نباشد جوید او پایان آب هر که او ماهی بود کی فکرت پایان کند -مولانا
0
12
+1
No text...
0
13
«هرقدر بیشتر خودم را وقف تو کردم، بیشتر زخم خوردم. تو هیچگاه نفهمیدی که هر لبخندی که برایت زدم، تکه پاره‌های جگری سوخته بود که در هیئت یک نور ظاهر می‌شد تا تو را آرام کند. نفهمیدی چگونه خودم را تا مرز فراموشی کشاندم تا تو در یاد بمانی. تو ندیدی که من برای نَفَس کشیدنت، چگونه نَفَس خود را به بند کشیدم. عزیزم! تلخی اتفاقات ترسناک نیست... نه اندوه، نه زخم، نه رنج، نه اضطراب؛ هیچ کدام هولناک نیستند. ترس آنجاست که به آسانی وجود نازک و پرآشوب مرا به تردید بسپاری تا درهم بشکند! ترس، آن لحظه‌ای‌ست که در آیینه‌ی چشم تو، من تصویری جز یک غریبه نبینم... شکستن من به چنگ تو، سقوط آخرین دیوار امیدم بود.» - نامه‌ی ارنست همینگوی به آگنس فون کورووسکی
0
14
«هەناسەی سەرد» در زبان و ادبیات لری و کردی به معنای «آه سرد» یا افسوسی از سر اندوهِ بسیار است. کمانچه: بداهه نوازی از استاد مسلم علیپور #بی_کلام🌱
0
15
No text...
0
16
رادیو شاهنامه - قسمت دوازدهم (20:23) نمایشنامه خوانی مژده شمسایی از نمایشنامه سهراب کشی اثر بهرام بیضایی؛ از این بخش پادکست خیلی لذت بردم. #پادکست🌱
0
17
بنگرید در این زمینِ کُهَن؛ که خونِ جوان را چه آسوده می‌مِکَد.
0
18
بخواب کودکم که شیر از پستان مرگ می‌خوری! دیگر ترا پای گریز نیست از خوابی که همواره از آن می‌گریختی!...
0
19
"رویای یک مرد" انگاری روایت این روزای ماست نه؟! #بی_کلام🌱
0
20
چون شمعم و سرنوشت روشن، خطرم پروانهٔ مرگ پر زنان دور سرم چون شرط ِ اجل بر سر از آتش تبرم خصم افکند آوازه که با تاج زرم! اکنون که زبان شعله ورم نیست چو شمع وز عمر همین شبم باقی ست، چو شمع فیلم نه به یاد ِ هیچ هندوستانی پس بر سرم آتشین کجک چیست، چو شمع؟ از آتش دل شب همه شب بیدارم چون شمع ز شعله تاج بر سر دارم از روز دلم به وحشت، از شب به هراس *وز بود و نبود خویشتن بیزارم* -اخوان ثالث
0