189
Subscribers
No data24 hours
-307 days
-4230 days
Posts Archive
189
Repost from N/a
خـستـگی و تنـهایـی نشـستـه بـر دل و جـانم، دل بـه ڪجا ببـرم تـا آرام یابـم؟ همـه در آغـوش هـم، دل بـه هـم گـرم، در حـالی کـه مـن تنـها در گوشـه ای، بـه تمـاشـای زنـدگی دیگـران؛ چنـان تنـها کـه گویـی جـهان را بـه تنـهایی سـاختـه ام. زنـدگی، بـی صـدا و تلـخ، روز بـه روز مـیگـذرد و مـن همـچنان سـردرگـم در پیـچ و خـم آن. امـا امید همـیشه هسـت ڪه روزی، شـاید دسـتی بـه سـویم دراز شـود و مـرا از ایـن تنـهایی برهـاند؛ یـا شـاید روزی، در یڪی از همـین خـیابانهـای شـلوغ یـا در ڪافـهای دنـج، چشمـی بـه چشـمم بیـفتد و قـلبی بـه نـداهای خامـوش مـن پاسـخ دهـد.
189
Repost from انبـه فروشِ دهکـده
❔این پیـام را فـوروارد ڪنید، بنـده شمـارو به گـروه های دونفـره تقسیـم میکنم و به یك داستـان عاشقـانـهٔ پـارسی تشبیـهـتون میکنم، در نتیجـه یك شعر بـه هر کـاپل میدهم.
مثال: لیلی و مجنون𝁙
