𝐴𝑠𝑡𝑟𝑜𝑛𝑎𝑢𝑡 𝐷𝑎𝑣𝑖𝑑⋆。°
Open in Telegram
510
Subscribers
No data24 hours
-57 days
+330 days
Posts Archive
Cassian offered up his hand. Sawllowrd once.
He was nervous. This male who had faced down armies, who has battled to the brink of death more times than she cared to count, who had fought so many dangers it was a miracle he lived... he was nervous.
ارهههه، بعد اینکه کسین رقص بلد نبود ولی قایمکی از مور خواسته بود بهش یاد بده😭😭✨️
قلبمممممممم
وای اونجا که نستا با اون اقایی میرقصید و کاسین داشت فشار میخورد😂😂 خیلی کیوت و ناناز بود
آپدیت جدید، ۸۰ درصد:
داره بهم خوش میگذره. بیدارم یکم دیگه، احتمالا تموم کنم بعد بخوابم✨️
𓏲 ࣪₊♡𓂃
I mean that whatever you want, I'll give it to you in exchange for her. As my bride.
𓏲 ࣪₊♡𓂃
Do you know how your eyes glow when your power rises to the surface? Like molten steel. Like silver fire.
The first time I saw that look on your face, you were still human. Still human, and I nearly went to my knees before you.
A court of silver flames𖦹₊˚⊹
𓏲 ࣪₊♡𓂃
"You're an arrogant bastard."
"And you're a haughty witch. We're evenly matched."
A court of silver flames𖦹₊˚⊹
“If you came here. If you stayed. We’d drink tea and talk and one day, I’d tell you that I loved you. That I couldn’t imagine my life without you. You made me want more than I ever thought I could have. Such a funny little dream.” 𓇢𓆸
همهی کاراکترا رو دوست داشتم. از هوگو و ولس گرفته تا می، نلسون و حتی اپولو که سگ کیوت و گوگولیشون بود. هرکدومشون یه چیزی به داستان اضافه میکردن و فقط برای پر کردن داستان اونجا نبودن. از بودنشون لذت بردم و کنار هم بودنشون دوستداشتنی بود. رابطهی ولس و هوگو هم خیلی قشنگ بود. آروم و طبیعی شکل گرفت و بیشتر از اینکه فقط یه رومنس باشه، دربارهی این بود که چطور دو نفر میتونن کنار هم چیزهای جدیدی درباره خودشون و زندگی کشف کنن. یه چیز دیگه که دوست داشتم این بود که چایفروشی کمکم برای ولس تبدیل به یه خونه شد. جایی که اولش فکر میکرد فقط قراره برای مدت کوتاهی اونجا باشه، کمکم تبدیل شد به جایی که آدمهاش براش مهم شدن. و found family کتاب واقعاً قلبمو گرم کرد.😭🤍کلا این کتاب فقط یه داستان نبود که بخونمش و بذارمش کنار؛ یه حس خیلی خوب و گرم ازش برام مونده. واقعاً نمیدونم دیگه چی بگم جز اینکه خیلی دوستش داشتم.✨ حتما دوباره بخونمش، تا دوباره چند ساعتی برگردم به اون چایفروشی و پیش کاراکترا باشم.🫠🤍📖
