751
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
751
تن رود همهمه آب، من پر از وسوسه خواب واسه رویای رسیدن، من بی حوصله بیتاب میون باور و تردید، میون عشق و معما با تو هر نفس غنیمت، با تو هر لحظه یه دنیا با تو پرشور و نشاطم، تو هیاهوی نگاتم تو یه آواز قشنگی، من تو آهنگ صداتم مثل خنده رو لباتم مثل اشک رو گونههاتم تو رو میبوسم و انگار شاعر شعر چشاتم دشت پونههای وحشی، رنگ التماس و خواهش موج خاکستری باد، شعله گرم نوازش بیا گل واژه ی عشقو با تو همصدا بخونم تو رو دوست دارم و ایکاش تا ابد با تو بمونم
751
وقتی از فردا فقط داریوش گذاشتم خون گریه کنید اون موقع میفهمید که نباید با دم شیر بازی میکردید، شب بخیرررررر
