189
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-830 days
Posts Archive
189
کوهو میذارم رو دوشم، رخت هر جنگو میپوشم
موجو از دریا میگیرم، شیره سنگو میدوشم
میارم ماهو تو خونه، میگیرم بادو نشونه
همه خاک زمینو، میشمرم دونه به دونه
اگه چشمات بگن آره، هیچکدوم کاری نداره
اگه چشمات بگن آره، هیچکدوم کاری نداره
189
تو زبان اسپانیایی یه کلمه هست
به اسم «Querencia» معنیش میشه جایی که
احساس امنیت میکنی؛ یه جایی مثل اتاقت تو خونه…
یا یه گوشه ی دنج… با بغل کسی که دوستش داری…
189
And she will continue to smile٫
no matter how hurt she is»
«و او به لبخند زدن ادامه خواهد داد٬ و مهم نیست که چقدر صدمه دیده باشه»
189
من از آن تافته های جدا بافته نبودم که هر
توهینی را ببخشایم٬اما همیشه در آخر کار آن
را از یاد می بردم.آن کسی که تصور میکرد
که من از او نفرت دارم چون میدید که با
لبخندی صمیمی به او سلام می گویم غرق
در شگفتی میشد و نمیتوانست باور کند.در
این حال٬بر حسب خلق و خوی خودش٬
یا بزرگواریم را تحسین و یابی غیرتی ام را
تحقیر میکرد٬بی آنکه فکر کند که انگیزه ی
من ساده تر از این ها بوده است ٬ من همه
چیز حتی نام او را از یاد برده بودم.
آلبر کامو/سقوط
