215
Subscribers
No data24 hours
+17 days
No data30 days
Posts Archive
216
وقتی میبینم ادما مثل آب خوردن به همدیگه بدو بیراه میگن ، شاید برام عادی جلوه داده بشه ، ولی وقتی یکی ، اونی ک دوسش داره رو پیش بقیه یا پشت سرش خراب میکنه هیچ جوره تو کتم نمیره ، اگر دوسش داری حاضر نیستی کسی بهش چپ نگاه کنه بعد خودت خرابش میکنی و چهارتا بد بیراه نثارش میکنی ؟ پس قطعا هیچوقت عاشقش نبودی .
216
یادته همیشه بهم میگفتی ادم باید بسپره به زمان؟ سوگ همیشه آدمرو وادار میکنه به فکرکردن اینکه زمان داره دیر و کند میگذرهو حتی ممکنه دیگه هیچوقت چیزیعوض نشهو یجورایی تو همین دوره متوقفشه، اما تو یادم دادی ادم نباید فرار کنه، باید باهاش زندگیکنه، حتی غرقش شه.. باید این روند اتفاق بیفته که به مرور کمرنگبشه، این به معنی فراموشی و از یاد بردن اون ادم نیست، چرخهزندگی مجابت میکنه، پس تا اون زمان، باید سوگواریکرد و بابتش، نه نیاز به فرار کردن ازشـه، نه جوابپس دادن بهکسی، گریهکن، ناراحتباش، تا هرموقعـی که فکرکنی سوگجاش رو به دلتنگی داده، تا وقتی که فکرکنی دیگه باهاش کنار اومدیو تا اون موقع، بسپرش بهزمان، با خودت کلنجار نرو.
مطمئن باش اون بابت این حرفت ازت ناراحتمیشه، تو لایقزندگیکردنی که یادش رو نگهداریو تو موفقیتهاتو کارای خوبت ازش اسمبیاری.
تو یادمدادی، پس اینم یه سهمکوچیکی از برگردوندنش بهخودت نوائی.
216
دست خودم نیست بخدا ، میخوام لباسای رنگی بپوشم ولی دستم نمیره از توی کمد برشون دارم ناخداگاه مشکی رو انتخاب میکنم ، میخوام برم بیرون یه بادی به کلم بخوره هوام عوض شه ولی پاهام راه نمیرن ، میخوام اهنگای شاد گوش کنم بخدا ولی اهنگشاد که پلی میشه وقتی به خودم میام میبینم از اون اهنگ شاید ۱۰ ۱۲ تا اهنگ دیگه رد شده و هیچی ازشون نفهمیدم ، وقتی دوستام زنگ میزنن میگن بریم بیرون خیلی دلم میخواد باهاشون برم ولی تهش تصمیم میگیرم بگم کار دارم و به هزار جور بهونه بپیچونمشون و بمونم خونه ، واقعا اگر مجبور نمیشدم برای اصلاح کردن موهام ارایشگاه نمیرفتم ، دلم میخواد روزامو پر انرژی بگذرونم ولی وقتی تو آیینه به خودم نگاه میکنم دیگه انرژی ای درون خودم نمیبینم ، وقتی میگم نمیتونم واقعا دست خودم نیست ، نمیتونم فراموش کنم یا کنار بیام با نبودن ادمی که بیشتر از من لایق زندگی کردن بود .
