en
Feedback
دغدغه‌های مسعود (پارودی/طنز)

دغدغه‌های مسعود (پارودی/طنز)

Open in Telegram

یادداشت‌های غیرواقعی روزانه رئیس دولت چهاردهم جمهوری اسلامی ایران با مسئولیت‌های محدود پارودی غیرواقعی و غیرقابل استناد صرفا تمرین نویسندگی طنز

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel دغدغه‌های مسعود (پارودی/طنز)

Channel دغدغه‌های مسعود (پارودی/طنز) (@masouds_concerns) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 26 900 subscribers, ranking 2 310 in the Politics category and 12 712 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 26 900 subscribers.

According to the latest data from 08 December, 2025, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -510 over the last 30 days and by 0 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 0%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects N/A% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 0 views. Within the first day, a publication typically gains 0 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as وفاق, آقا, گفته, بچه, چیز.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
یادداشت‌های غیرواقعی روزانه رئیس دولت چهاردهم جمهوری اسلامی ایران با مسئولیت‌های محدود پارودی غیرواقعی و غیرقابل استناد صرفا تمرین نویسندگی طنز

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 09 December, 2025), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Politics category.

26 900
Subscribers
No data24 hours
-1227 days
-51030 days
Posts Archive
دوشنبه، ۸ اردیبهشت صبح زود همه در پاویون فرودگاه [مهرآباد] جمع شدیم که برای سفر باکو آماده شویم. سفر مهمی است. الهام علی‌اف [
دوشنبه، ۸ اردیبهشت صبح زود همه در پاویون فرودگاه [مهرآباد] جمع شدیم که برای سفر باکو آماده شویم. سفر مهمی است. الهام علی‌اف [رییس‌جمهور آذربایجان] دعوت رسمی کرده بود و برای بهبود روابط باید این سفر را برویم. از قبل خیلی نگرانی ایجاد کردند که نکند آنجا اتفاقی بیفتد یا در راه چیزی بشود اما کار را به خدا سپردم. موقع بدرقه [شدن] قرآن را که باز کردم، سوره یونس آمد و آیات خوبی هم بود. ذوق کردم که در این سفر چالش کمتر است. شروعش هم این بود که خیلی راحت‌تر می‌توانستیم با همه صحبت کنیم. مسأله‌های هویتی زیادی بین ایران و جمهوری آذربایجان ایجاد کرده‌اند اما همه ما مثل هم اولا آدم هستیم، بعد هم خدا و پیغمبر ما یکی است، حتی بیشتر آنجا هم شیعه هستند. اما حالا یک مرزی بین ماها کشیده‌اند که دعوا کنیم اما باید بگیم حالا که مرزها هستند، با احترام به این مرزها، اما ارتباطات بین این مردم در دو سوی مرز را باید تقویت کنیم. آنجا یک شعر از شهریار خواندم که ترکی بود. ان‌شاءالله علی‌اف را که دعوت کردیم ایران، یک شعر از نظامی گنجوی برایمان بخواند. اینجوری روابط فرهنگی بین دو کشور هم بهتر می‌شود. در این سفر، علی‌اف ما را برد ویلای کنار ساحل. دیدم آنها هم عین ما حریم دریا را با کاخ و ویلا گرفته‌اند. حتی در این مورد هم به ما شبیه هستند. شب برگشتیم تهران، سفر خیلی فشرده ولی خوب بود. عراقچی [شب] موقع برگشتن پرانرژی‌تر از صبح بود، گفتم چی شده سید؟ گفت که صبح برای رعایت بعضی مسائل، ابروها را به هم چسبانده بودم و اخم کرده بودم اما حالا که بعضی ارتباطات نامناسب را تذکر داده‌ایم، می‌خندم که خط اخم روی پیشانی‌ام نماند. @Masouds_concerns

یک‌شنبه، ۷ اردیبهشت دیشب کم خوابیدم. همه فکرم [در بندر شهید رجایی] بندرعباس است. می‌خواستم یک‌سر بزنم به بندرعباس. ولی صبح نم
+1
یک‌شنبه، ۷ اردیبهشت دیشب کم خوابیدم. همه فکرم [در بندر شهید رجایی] بندرعباس است. می‌خواستم یک‌سر بزنم به بندرعباس. ولی صبح نمی‌شد. اجلاس [همکاری‌های] ایران و آفریقا بود. رفتیم سالن اجلاس [سران یا همان مرکز همایش‌های بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران]. سخنرانی هم داشتم. محتوای سخنرانی‌ها که در حالت عادی هم اهمیت زیادی [حداقل برای این کانال] ندارد، در این شرایط [بندر شهید رجایی بندرعباس] که دیگر هیچ. یک جلسه هم با معاون رئیس‌جمهور زیمباوه بود. سریع جمعش کردم که زودتر به بندرعباس بروم. سردار مومنی [وزیر کشور] و خانم صادق [مالواجرد، وزیر راه و شهرسازی] زودتر رفتند بندرعباس. من هم [هیئت] دولت را سپردم به محمدرضا [عارف، معاون اول رئیس‌جمهور] و راهی شدم. جلسه [هیئت دولت] را هم خودش برگزار کرد. بعد از جلسه هم بچه‌های [هیئت] دولت اهدای خون کردند. حرکت قشنگی بود. سه روز در هرمزگان عزای عمومی اعلام شد، روز دوشنبه هم در کل کشور [عزای عمومی اعلام شد]. بچه‌های این جشنواره موسیقی [فستیوال کوچه] هم به احترام عزای مردم، زودتر تمام کردند. واقعا مردم خودشان بلد هستند و ما کاری به کارشان نداشته باشیم، [اوضاع] بهتر است. در هواپیما دوری روی بندر [شهید رجایی بندرعباس] زدیم و اوضاع را از بالا دیدیم. خداراشکر فعالیت بندر متوقف نشده و کار کشور دارد انجام می‌شود. خانم صادق هم مصاحبه خوبی کرد و اطمینان خاطر داد به مردم که بندر دارد کارش را انجام می‌دهد. یک‌سر هم رفتم بیمارستان [خاتم‌الانبیاء بندرعباس] و جویای احوال مصدومان حادثه شدم. متأسفانه تعداد فوتی‌ها به چهل رسیده، اما خیلی‌ها هم مرخص شده‌اند. ان شاء الله آنها که حال‌شان وخیم است، بهتر شوند و برگردند پیش خانواده‌شان. در جلسه ستاد بحران گفتم چرا ۱۴۰ هزار کانتینر باید سه چهار ماه در بندر بماند و در این حوادث آسیب ببیند؟ برویم ببینیم باقی کشورها چه می‌کنند و ما هم راهش را پیدا کنیم. این همه کشور این مشکل را ندارند، چرا حتما باید چرخ را از اول اختراع کنیم و راه خودمان را برویم؟ شب برگشتم تهران که راهی باکو [آذربایجان] بشوم. قبلش یک مصاحبه با تلویزیون دولتی آذربایجان هم داشتم. سعی کردم شایعات تنش بین ما و آذربایجان را خنثی کنم. حواسم به مترجم‌شان هم بود که اشتباه ترجمه نکند. خودم ترکی را بلد بودم. خدا این سفر را به خیر بگذارند. بعضی‌ها نگران‌اند. @Masouds_Concerns

شنبه، ۶ اردیبهشت از دیروز خودمان را آماده کرده بودیم که مذاکرات را دنبال کنیم ولی ظهر خبر آمد که انفجاری بزرگ در بندر شهید رج
شنبه، ۶ اردیبهشت از دیروز خودمان را آماده کرده بودیم که مذاکرات را دنبال کنیم ولی ظهر خبر آمد که انفجاری بزرگ در بندر شهید رجایی اتفاق افتاده است. وقتی فهمیدم چقدر اتفاق بزرگ است، مؤمنی [وزیر کشور] را به عنوان نماینده ویژه خود به بندرعباس اعزام کردم. دیدم که فرزانه [صادق، وزیر راه و شهرسازی] هم خودش را به آنجا رسانده است. این وسط هم هی [دائم] برایم گفتگوی تلفنی با مقامات کشورهای همسایه ترتیب داده بودند [شهباز شریف نخست‌وزیر پاکستان، قربانعلی بردی محمداف رهبر ترکمنستان و نارندرا مودی نخست وزیر هند]. نمی‌دانم این گفتگوها را خودمان برنامه‌ریزی می‌کنیم یا آنها [کشورهای دیگر] برنامه‌ریزی می‌کنند. حالا دو سه روز دیرتر اگر درباره اهمیت صلح و وفاق با همسایه‌ها صحبت می‌کردیم چیزی عوض نمی‌شد. رسانه‌های اینترنتی و فارسی‌زبان خارجی مثل همیشه گمانه‌زنی می‌کنند و درباره خراب‌کاری داخلی یا حتی اسرائیل قصه می‌بافند و باز هم مثل همیشه ما [صدا و سیما و رسانه‌های رسمی داخلی] مرجعیت خبر را از دست داده‌ایم و فقط افتاده‌ایم به واکنش دادن به گمانه‌زنی‌های فضای مجازی. تا امشب که دارم می‌نویسم، نزدیک ۸۰۰ نفر مصدوم و بیشتر از ۱۰ نفر کشته شدند. آتش‌سوزی ادامه دارد و به برخی کانتینرهای دیگر هم رسیده است. تصاویر خودروهایی که از بندر برمی‌گشتند و سقف و شیشه‌شان آسیب دیده بود نشان می‌دهد چقدر اتفاق بزرگ بوده است. آتش‌نشانان هم مثل همیشه از جان گذشته ظاهر شده‌اند در محل. مردم هم در سراسر ایران صف کشیده‌اند برای اهدای خون. این مردم نازنین لیاقت زندگی خیلی بهتری را دارند. من مانده‌ام بروم خون اهدا کنم یا بروم بندرعباس یا از همین دور مدیریت کنم؟ اگر پروتکل و دم و دستگاه فعلی نبود، هم خون می‌دادم هم سریع خودم را به محل می‌رساندم ولی باید خودم را کنترل کنم تا میکرومنیج نکنم. من که تا صبح نمی‌خواهم بخوابم ولی امیدوارم اگر خواب رفتم و بیدار شدم این آتش‌سوزی بند آمده باشد. تازه بعد از آن باید سریع خسارات مردم و دولت که باز برای خود مردم است جبران کنیم و عامل حادثه رو به مردم اعلام کنیم. راستی مذاکرات هم خوب بود گویا ولی خیلی هم مهم نیست در این وضعیت. @Masouds_Concerns

جمعه، ۵ اردیبهشت بابت دستور تعطیلی پتروشیمی میانکاله چند نفر از نمایندگان سابق و فعلی مجلس [که به نفع‌ خودشان است نام‌شان بیش
جمعه، ۵ اردیبهشت بابت دستور تعطیلی پتروشیمی میانکاله چند نفر از نمایندگان سابق و فعلی مجلس [که به نفع‌ خودشان است نام‌شان بیشتر از این فاش نشود] تا صبح روی ایتا پیام‌های گلایه‌آمیز داده‌ بودند. به هیچ‌کدام‌شان جواب ندادم، اما پیام‌هایشان را برای آقای اژه‌ای [رئیس قوه قضائیه]، فوروارد [بازفرست] کردم. در عوض محمد درویش [فعال محیط زیست] روی واتس‌اپ از طرف خودش و همکارانش خیلی تشکر کرده بود. نرسیدم [جواب بدهم] اما جایی هم نبود که پیامش را فوروارد کنم. به مناسبت شروع هفته کارگر، احمدهای کابینه [دنیا مالی، وزیر ورزش و میدری، وزیر کار] یک مسابقه فوتبال نمادین بین تیم کارگران و تیم پیشکسوتان فوتبال گذاشته بودند. من هم با پیراهن شماره ۱۴ پا به توپ شدم، چون دولتم چهاردهم است. نیمه اول را برای تیم کارگران بازی کردم. نیمه دوم به درخواست تیم پیشکسوتان، رفتم آن‌طرف. این‌طوری وفاقی‌تر بود. درست است که دروازه‌بان تیم کارگران از سر رودربایستی گذاشت یک پنالتی را گل کنم، اما به نظر خودم در هر دو نيمه خوب ظاهر شدم و آمادگی‌ام بالا بود. علی‌آقا [ی پروین] هم آنجا بود و [فوتبالم را] تأیید کرد. بعد از مسابقه فوتبال، به تیم ملی فوتسال بانوان ایران سری زدیم که روحیه بگیرند. دارند می‌روند مسابقات قهرمانی آسیا و انتخابی جام جهانی. إن‌شاءالله موفق باشند. سری هم به مرکز ملی فوتبال ایران زدیم و از بخش‌های مختلفش بازدید کردیم. از لامپ‌ها بگیر تا چمن‌ها هنوز خیلی جای کار دارد. سیدعباس [عراقچی] مسقط است. خوشبختانه دیگر رستوران نمی‌رود. یا اگر می‌رود نمی‌گذارد خبرش درز کند. به‌جایش در حاشیه فعالیت سیاسی، کارهای نمادین فرهنگی انجام می‌دهد. مثلا کتابی نوشته است به نام «قدرت مذاکرات» با مقدمه محمدجواد [ظریف] که همین امروز با همتای عمانی‌اش در نمایشگاه کتاب مسقط از نسخه عربی‌اش رونمایی کردند. برای مراسم تشییع پاپ [فرانسیس] با اينكه خيلى دلم مى خواست نرفتم. فكر كردم ممکن است در آن شلوغی یک‌نفر به زبان فارسی یا ترکی یا کردی یا عربی یا انگلیسی، از پشت سر به من سلام کند. من هم که مسلط به همه این زبان‌ها، از همه جا بی‌خبر جواب سلام بدهم و طرف یکی از سران رژیم [صهیونیستی] از آب دربیاید و در این شرایط مذاکره، مشکل‌ساز شود. از خباثت رژیم بعید نیست. مثل آن سال که آقای خاتمی برای تشییع پاپ قبلی نه، یکی قبل‌ترش [ژان پل دوم] رفته بود. برای همین سید عباس [صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی] را به نمایندگی از خودم عازم کردم. سپردم جواب هیچ سلام ناشناسی را ندهد. حیف که «حمید معصومی‌نژاد، خبرگزاری صداوسیما، ایتالیا، رم» دیگر آنجا نیست که یک گزارش از حضورش تهیه کند. @Masouds_Concerns

پنج‌شنبه، ۴ اردیبهشت امروز شهادت امام صادق بود. برنامه‌ی کاری [رسمی] نگذاشته بودند. در نتیجه نه سخنرانی داشتیم نه دیدار و خرو
پنج‌شنبه، ۴ اردیبهشت امروز شهادت امام صادق بود. برنامه‌ی کاری [رسمی] نگذاشته بودند. در نتیجه نه سخنرانی داشتیم نه دیدار و خروج از محوطه پاستور. می‌دانم که اشتباه کردم و نباید فرصت اردیبهشت برای گردش در ایران را از دست بدهم، اما چه کنم که دیگر برنامه‌ها دست خودم نیست. تلویزیون بعد از برنامه پرحاشیه توهین به خلفا، امروز یک نفر از روحانیون اهل سنت را در روز شهادت امام جعفر صادق دعوت کرده بود. به نظر خودشان هم فهمیده‌اند که چه کرده‌اند. چند روز قبل هم به وزیر خارجه عربستان توهین کردند. بعد هم از سفیر یمن در ایران پرسیدند که نظرت درباره سفر وزیر دفاع عربستان به ایران چیست؟ خدا را شکر که سفیر یمن خوب جواب داد و ابراز خرسندی کرد، وگرنه این هم یک حاشیه دیگر می‌شد. اگر از این تلفن‌هایی که شماره نمی‌افتد [Private Number] به مدیران صداوسیما زنگ بزند، آنها هم حواس‌شان را جمع می‌کنند و دیگر در مورد هر چیزی صحبت نمی‌کنند یا یک ویراستار خوب مثل ویراستار فعلی کانال استخدام می‌کنند. [عباس] عبدی گفت که در مورد تغییر رئیس صداوسیما با رهبری صحبت کنم. من دنبال زیرآب زدن نیستم، اما باید رئیس صداوسیما توجیه شود. فقط این ویراستار ما یک بدی دارد که مطالب را به موقع در کانال نمی‌گذارد. آن هم به این خاطر است که فعلا آن‌ور دنیا است. البته باید مراقب باشد که بورسیه هم نشود، وگرنه مثل یکی از نامزدهای اصلی وزارت اقتصاد ممکن است به او حمله شود. اگر بگذارند یک وزیر با تحصیلات خوب معرفی کنیم، اگر هیچ فایده‌ای نداشته باشد، حداقل می‌تواند به بقیه نخبگان خارج‌نشین بگوید که می‌توانند برگردند. بچه‌ها از تبریز زنگ زدند که برق در آنجا در این هفته چهار بار رفته است. یادم آمد که مجلس با تغییر ساعت همراهی نکرده است و دوفوریتی بودن و یک‌فوریت لایحه تغییر ساعت رسمی کشور را رد کرده است. خب، الان که برق می‌رود و فشار به سیستم زیاد شده است، چه کسی جواب می‌دهد؟ تازه خوب است که با قالیباف در شورای سران این مسائل را هماهنگ می‌کنیم که در مجلس رأی بدهند. @Masouds_Concerns

چهارشنبه، ۳ اردیبهشت رفتیم [دانشگاه علوم پزشکی] ایران. همایش کشوری آموزش علوم پزشکی [و هجدهمین جشنواره آموزشی شهید مطهری] بود. سخنرانی گذاشته بودند. تقدیر [از برگزیدگان] هم بود. درباره لزوم تغییر رویکرد در آموزش حرف زدم و گفتم این تغییرات باید از استان‌ها شروع شوند. در مجموع حرف خاص و جدیدی مطرح نکردم [نداشتم که مطرح کنم]، اما به هر حال باید می‌رفتم [چون دوست داشتم بروم]. اگر هم بقیه جاها نخواهم سخنرانی کنم، [برنامه‌های مربوط به] پزشکی را دیگر باید بروم. همه انتظار دارند، اما [جامعه] پزشکی بیشتر دارد. خودم هم دلم همیشه [برای شغل اصلی‌ام] تنگ می‌شود [و چون آن‌قدر پزشکی را دوست دارم که حتی اسمم را هم عوض کردم و گذاشتم پزشکیان] نمی‌شود نروم. دوشنبه آینده یعنی هشتم اردیبهشت می‌رویم باکو. جلسه هماهنگی‌اش [امروز] بود. بخشی از حرف‌هایی را که قرار است در باکو بزنم در همین جلسه تمرین کردم. بازخورد حاضران خوب بود. به بچه‌های هلدینگ [رسانه‌ای] گفتم حواس‌شان باشد همه حرف‌هایم را این طرف و آن طرف ننویسند [رسانه‌ای نکنند] که به گوش مردم جمهوری آذربایجان نرسد و لااقل برای آنها حرف تکراری نزنم. آخر جلسه هم برای تعیین دقیق فهرست همراهان کمی اختلاف نظر شد. از آنجا که مدتی است جایی [سفر خارجی] نرفته‌ایم، همه می‌خواهند بیایند. گفتم قطر که نیست که ماشاءالله وضع‌شان آنقدر خوب است و خانه‌هایشان آنقدر بزرگ است، اما فایده نداشت و اختلاف نظر کمتر نشد. دستور دادم همان‌جا از طریق گل‌ یا پوچ غائله ختم شود. قرار شد چند نفری که از سفر باکو جا مانده‌اند، سفر بعد [هرجا رفتیم] بیایند. [در جلسه هیأت دولت] گزارشی رسید درباره اینکه این قضیه [احداث پتروشیمی در] میانکاله دوباره شروع شده. دیدم دیگر فایده ندارد. کاپشنم را درآوردم و همان‌جا وسط جلسه [با مهدی یونسی، استاندار مازندران] تماس گرفتم. چون پزشک است اول فکر کرد می‌خواهم بگویم چرا امروز نیامده همایش آموزش پزشکی. اما زود دستش آمد قضیه چیز دیگری است. به او اکیدا دستور دادم [بساط ساخت‌وساز پتروشیمی میانکاله] متوقف شود. خیلی استقبال کرد. ربطی به او نداشت، اما دیدم دوربین‌ها روشن‌اند و وقت خوبی است، این را هم اضافه کردم که کسانی که این مجوزها را داده‌اند باید محاکمه شوند [البته اگر آقای اژه‌ای همراهی کند]. بچه‌های هیأت [دولت] خیلی تحت تأثیر قرار گرفتند. همه تأیید و تشویق کردند. حتی خانم انصاری [رئیس سازمان محیط زیست] از خوشحالی [تقریبا] گریه‌اش گرفت. به امید خدا هرجا ببینم گروهی محدود دارند منافع ملت و آینده کشور را فدای مصالح خودشان می‌کنند همین‌طور با قاطعیت با استانداران تماس می‌گیرم و [بساط‌شان را]  جمع می‌کنم. البته باید حواس‌مان باشد [این گروه‌های محدود، بساط‌شان] را از یک جا برندارند ببرند جای دیگری که نتیجه‌اش بدتر باشد. @Masouds_Concerns

سه‌شنبه، ۲ اردیبهشت هر روزی که در آن رئیس‌جمهور سخنرانی نکند، باید عید [خدمت به مردم] اعلام شود. امروز هم می‌توانست از آن روز
سه‌شنبه، ۲ اردیبهشت هر روزی که در آن رئیس‌جمهور سخنرانی نکند، باید عید [خدمت به مردم] اعلام شود. امروز هم می‌توانست از آن روزها باشد، اما غروب به بعد دو جلسه پیش آمد. یکی از آنها جلسه [شورای عالی] انقلاب فرهنگی بود [که نبود آن هم می‌تواند عیدی برای آموزش و پرورش و دانشگاه‌های کشور باشد] و دیگری جلسه هیأت امنای مجتمع ربع رشیدی. چیز خاصی لازم نبود بگویم که مورد توجه رسانه‌ها قرار بگیرد. یک شبه‌عیدی بود خلاصه. سردار [مومنی، وزیر کشور] را فرستادیم تاجیکستان. دلم برای تاجیکستان زیاد تنگ می‌شود. نقی [معمولی] و خانواده‌اش [در فصل هفت سریال پایتخت] که آخرش نرفتند تاجیکستان، گفتم سردار [مومنی] برود و دیداری تازه کند و عکس بفرستد. بابت آن سوءتفاهم کمونیست [در سریال پایتخت] هم توضیح بدهد و رفع دلگیری کند. با سردار [مومنی] مشغول صحبت بودم که یادم آمد اعتبار کارت ملی‌ام [براساس تاریخی که روی آن نوشته] تمام شده. به سردار [مومنی] گفتم چه کنم حالا؟ گفت قرار شده اعتبار همه کارت‌های ملی تا آخر سال بعد تمدید شود. گفتم خوب کاری کردید. کارت ملی جدید که تولید نمی‌کنیم، حداقل قبلی‌ها را حفظ کنیم. تا آخر سال بعد هم شاید سیدعباس [عراقچی، وزیر امور خارجه] کاری کرد و توافقی شد و مشکل کارت‌های ملی هم رفع گردید. فعلا که رفته چین تا برای دور بعدی مذاکرات آمادگی بیشتری داشته باشد. سردار [مومنی] گفت یک خبر خوب هم دارم. گفتم چی؟ گفت استاندار کرمان مشاور نسل Z برای خودش گذاشته است. گفتم کار بدی نیست، اما اولا بررسی کنند این مشاور جوان آشنا و دوست کسی نباشد که بخواهند برایش رزومه بسازند، ثانیا آن نسل Z واقعی نمی‌داند رئیس‌جمهور کشور هم کیست، چه برسد به اینکه استاندار استانش را بشناسد و مشاورش بشود. پی‌نوشت: اینجا [در عکس] خوشحالم، چون سخنرانی کم کرده‌ام. @Masouds_concerns

دوشنبه، ۱ اردیبهشت [سیدامیر] سیاح [از نزدیکان آقاباقر قالیباف] توییت زده و از کافه‌های ادایی تهران گله کرده و گفته باید از مر
دوشنبه، ۱ اردیبهشت [سیدامیر] سیاح [از نزدیکان آقاباقر قالیباف] توییت زده و از کافه‌های ادایی تهران گله کرده و گفته باید از مردم مالیات [بر مجموع درآمد] گرفت که نتوانند کافه ادایی بروند. خیلی در فضای مجازی فعال است. فکر کنم از بس عکس‌های خوش‌آب‌ورنگ آخر ماه این جوانان را در توییتر دیده، دلش گرفته. دیدم امروز روز سعدی است، به یکی از بچه‌های هلدینگ [رسانه‌ای دولت] سپردم برایش چند غزل از سعدی بفرستد که طبعش باز شود و کم‌تر به مردم گیر بدهد. این بنده خدا یک‌جور به مردم گیر می‌دهد، دو امام جمعه استان بوشهر هم جور دیگر گیر داده‌اند. برای یک جشنواره موسیقی محلی [فستیوال کوچه] که در شهر بوشهر برگزار می‌شود، داد و قال کرده‌اند. امام جمعه خود بوشهر چیزی نگفته، اما امام جمعه دو شهر دیگر حرف‌هایی زده‌اند. جلسه گذاشتیم و موضوع را حل کردیم. قرار شد جشنواره برگزار شود. آن سر دنیا رئیس‌جمهور دستورهای اجرایی‌اش کل اقتصاد دنیا را زیر و رو می‌کند، اینجا هم ما این‌قدر خرمان می‌رود که یک جشنواره [مجوزگرفته] در یک شهر لغو نشود. همین هم غنیمت است. خبر رسید پاپ [فرانسیس] فوت شده است. اول به سیدعباس [عراقچی، وزیر امور خارجه] زنگ زدم ببینم چقدر فاصله زمانی بین خروجش از ایتالیا و فوت پاپ بوده است. گفت جی دی ونس [معاون ترامپ] آخرین بار با پاپ دیدار کرده و نگاه‌ها متوجه او شده. خیالم راحت شد. این‌قدر سفرهای عباس کشورهای میزبان را بهم ریخته که آدم یاد آن بازیکن سابق آرسنال [آرون رمزی] می‌افتد. هر گلی که می‌زد، یک آدم معروفی در جهان می‌مرد. برای پاپ باید پیام تسلیت می‌نوشتم. خواستم از دکتر سروش تقلید کنم و بنویسم «منجی مسیحیت در رستاخیز مسیح [عید پاک] به خالق مسیح پیوست». با ویراستار [کانال] مشورت کردم. گفت یک چیزی نوشته‌ای که هم مسلمین و هم مسیحیان به آن ایراد می‌گیرند. پاکش کن تا کسی ندیده. به همین خاطر یک پیام ساده نوشتم و دادم بچه‌ها[ی هلدینگ رسانه‌ای دولت] منتشر کنند. دارم فکر می‌کنم اگر بشود در مراسم تشییع [پاپ فرانسیس] شرکت کنم. [این کارم] گنگ بالایی دارد. خیلی هم دوز وفاقش بالاست. خود پاپ فرانسیس هم خدای وفاق بود. @Masouds_concerns

یکشنبه، ۳۱ فروردین بالاخره روز آخر فروردین است. حقوق‌ها را واریز کردیم. ماه فروردین همیشه طولانی است اما امسال کوتاه‌تر [از س
یکشنبه، ۳۱ فروردین بالاخره روز آخر فروردین است. حقوق‌ها را واریز کردیم. ماه فروردین همیشه طولانی است اما امسال کوتاه‌تر [از سال‌های قبلی] بود چون تعطیلات بیشتر شد. جلسه هیأت دولت داشتیم، عراقچی یک گزارشی از مذاکرات داد اما گفت هیچی درباره مذاکرات نگوییم. بعد گفت حتی به کسی هم چیزی نگوییم. بعد ادامه داد که حتی به قضیه فکر هم نکنیم. اصرار داشت که همه چیز محرمانه باشد. زاکانی گفت که از کی تا حالا آمریکا محرَم شده است. جلیلی در جلسه شورا [امنیت ملی] می‌گفت که در زمان مذاکرات [خودش با کاترین اشتون] پیشنهاد داده بود مذاکرات را مستقیم پخش کنند. صبح جلسه ستاد اقتصادی دولت بود، عصر جلسه دولت. در مورد این وضعیت برق گفتم که دستگاه‌های دولتی حتما به پنل‌های خورشیدی باید مجهز شوند. بعد جلسه [سیدعباس] صالحی [وزیر] ارشاد آمد و گفت که جشنواره کوچه تعطیل شده است چون امام جمعه مخالفت کرده است. گفتم پارتی تو که کلفت است، پیگیری کنید که برگزار شود. کلا این مردم مگر چقدر دلخوشی دارند که این یکی را هم از آنها بگیریم. به خانم صادق [وزیر راه، مسکن و شهرسازی] هم تذکر دادم که در بستن قرارداد با شرکت ریلی زیرمجموعه هلدینگ [متعلق به] بابک زنجانی حواسشان باشد. به هر حال نباید کاری کرد که مردم بگوید چیزی شده است. @Masouds_concerns

شنبه، ۳۰ فروردین دور دوم مذاکرات غیرمستقیم [با آمریکا] امروز برگزار شد. من به شماره عمان عباس [عراقچی] زنگ زدم ولی خاموش بود.
شنبه، ۳۰ فروردین دور دوم مذاکرات غیرمستقیم [با آمریکا] امروز برگزار شد. من به شماره عمان عباس [عراقچی] زنگ زدم ولی خاموش بود. یادم آمد که این دور [از مذاکرات] در رم برگزار می‌شود ولی به میزبانی عمان. مثل مسابقات فوتبال ما که هر وقت با کشورهای حاشیه خلیج فارس مسابقه مهمی داریم، می‌گویند ایران ناامن است و بازی ما در زمین کشور ثالث برگزار می‌شود. من که دقیق اطلاع ندارم، ولی گویا مذاکرات خوب پیش رفته است. از قیمت دلار و تابلوی سبز بورس می‌توان فهمید که مذاکرات خوب پیش رفته است وگرنه که منابع آگاه که حرفی نمی‌زنند و منابع صدا و سیمای خودمان [در رم] هم ناآگاهند. بازار اخبار شایعات هم خیلی داغ بود امروز. اول از همه اینکه هیئت [مذاکره کننده] ما یک دفعه محل مذاکرات را ترک می‌کند ولی هیچ‌کس حواسش نبود که به خاطر نماز ظهر به وقت رم بوده است. خدا را شکر نماز شکسته بود و سریع برگشتند به مذاکرات و بازی را [مذاکره‌ها را] به دور سوم کشیدند. آقای صالحی [امیری، وزیر گردشگری و میراث فرهنگی] هم امروز به شیراز رفته بود. فکر کردم فقط من هستم که هر جایی می‌روم در ایام خوش آب و هوای آن شهر می‌روم ولی دیدم وزرا هم حواسشان به این موضوع هست. آقای صالحی خیلی دارد برای ترویج گردشگری زحمت می‌کشد. وقتش است خود گردشگرها هم یک قدم جلو بیایند. نمی‌دانم مشکل [ایران] در گردشگری چیست؟ به جز چند محدودیت جزئی [مثل حجاب اجباری بانوان،‌ ممنوعیت مصرف مشروبات الکلی و ...] که به صلاح خود گردشگران است، بازداشت چند تبعه [خارجی] به اتهام جاسوسی [که با تبادل زندانی خیلی سریع قابل حل است]، فیلتر کردن چند سایت و شبکه اجتماعی [که با فروش فیلترشکن درآمد ارزی هم خواهیم داشت] و اختلال در پروازها [به دلیل تحریم‌ها و اعلام وضعیت اضطراری آسمان منطقه]، مشکل دیگری نداریم که گردشگران نمی‌آیند. ما باید در کنار همکاری‌های اقتصادی استراتژیک با دنیا، تعامل فرهنگی خودمان را با ملت‌ها هم گسترش دهیم. هم برای اقتصادمان خوب است هم برای امنیتمان. پوتین [رئیس جمهور روسیه] هم امروز پیشنهاد آتش‌بس [برای عید پاک] داد و زلنسکی [رئیس جمهور اوکراین] هم قبول کرد. با خودم گفتم اگر به جای عید پاک، آنها هم نوروز داشتند که ۱۷ روز تعطیلی داشت و بعدش هم یک هفته طول می‌کشد تا همه برگردند [سر کارشان]، چقدر آتش‌بس طولانی‌تر می‌شد و تلفات کمتر. در مجموع روز خوبی بود. باید دید فردا تندروهای ایران و آمریکا [درباره مذاکرات] چه می‌گویند. @Masouds_Concerns

جمعه، ۲۹ فروردین امروز، روز ارتش بود. یک سر تا حرم امام [خمینی (ره)] رفتم تا در مراسم بزرگداشت روز ارتش شرکت کنم. واقعا هدفم
جمعه، ۲۹ فروردین امروز، روز ارتش بود. یک سر تا حرم امام [خمینی (ره)] رفتم تا در مراسم بزرگداشت روز ارتش شرکت کنم. واقعا هدفم فقط شرکت بود، اما مجبورم کردند یک سخنرانی هم داشته باشم. چون ارتش چرا ندارد، نپرسیدم دلیلش چیست و رفتم پشت تریبون. خیلی وقت بود سیدعباس [عراقچی، وزیر امور خارجه] را ندیده بودم. امیدوار بودم اینجا بیاید و حال و احوالی ازش بپرسم. از بس [به‌خاطر مذاکرات هسته‌ای] این کشور و آن کشور می‌رود که کم می‌بینمش. وقتی هم می‌بینمش چیز خاصی نمی‌گوید و فقط جواب می‌دهد شما دعا کنید. آخرش سیدعباس را ندیدم. یادم آمد عازم مسکو بود. بعدش خبر دادند مراسم روز ارتش را هم همان‌جا برگزار کرده است. سبک کاری‌اش را از شام خوردن در یک کشور خارجی [و متزلزل کردن پایه‌های نظام آن کشور] به برگزاری امور مربوط به یک کشور در یک کشور دیگر عوض کرده است. مذاکرات با آمریکا را با واسطه‌گری عمان در رم [ایتالیا] برگزار می‌کند. مراسم روز ارتش [ایران] را در روسیه [برگزار می‌کند]، و در همان روسیه با وزیر امور خارجه قطر [دیدار می‌کند (حرف ویراستار: دکترجان! دیدار می‌کند را دیگر نباید حذف می‌کردی، فعل قبلی برگزار می‌کند بود و نمی‌شود به قرینه آن، این یکی رو حذف کنی)]. سراغ احمد [میدری، وزیر کار] را گرفتم، گفتند به [شهر] ترکمانچای رفته. گفتم این چه وقت رفتن به این شهر بود؟ الآن همه‌جا ربطش می‌دهند به مذاکرات. خانم صادق [مالواجرد، وزیر راه] کنارم بود. گفتم لطفا یک سفر به [شهر] طبس برو تا آمریکایی‌ها [در آستانه مذاکرات] حساب کار دست‌شان بیاید. یک سر هم به وزارت بهداشت زدم. اختتامیه اجلاس روسای [دانشگاه‌ها و دانشکده‌های] علوم پزشکی بود. اینجا هم واقعا قصد صحبت نداشتم، اما چون همه دکتر بودند، حیفم آمد حرف نزنم. درباره مذاکرات هم مقداری صحبت شد. گفتم ما کار خود را به مذاکرات گره نزده‌ایم. خواستم در ادامه بگویم اما مذاکرات گره از کارهای ما باز خواهد کرد، دیدم عده‌ای ناراحت خواهند شد. به جایش گفتم اما رفع تنش دستاوردهای زیادی خواهد داشت. @Masouds_concerns

پنج‌شنبه، ۲۸ فروردین جلسه بررسی راهکارهای رفع ناترازی بود. این‌بار البته با سران [قوا]. راستش را گفتم؛ فعلا هیچ راهکاری نداری
پنج‌شنبه، ۲۸ فروردین جلسه بررسی راهکارهای رفع ناترازی بود. این‌بار البته با سران [قوا]. راستش را گفتم؛ فعلا هیچ راهکاری نداریم جز اینکه شدت مصرف را [‌تا جایی که ممکن است] کم کنیم. نباید گول موج سرمای اخیر را بخوریم. باران چندانی از آن نصیب‌مان نشد. به جای ابرها هم که نمی‌توانیم بباریم تا سدها پر شوند. باید [در مصرف آب] صرفه‌جویی کنیم. برای برق هم پیگیر [انرژی] خورشیدی هستم. زیرساخت‌ها را هم باید نو‌سازی کنیم که نصف بیشتر برق تولیدی‌مان تا برسد به مصرف‌کننده، توی راه هدر نرود. کارهای زیادی روی دست‌مان مانده. قصد دارم هرچقدرشان را توانستیم از روی دوش دولت‌ بعدی که [إن‌شاءالله خودمان هستیم] بردارم. امروز [دکتر] جعفر [قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور] را اول صبح با تیشرت سبز و شلوار کتان کرم دیدم. توی محوطه قدم می‌زد. صدایش کردم و گفتم این چه سر و وضعی است؟ گفت چطور؟ خودت همین دو روز پیش [تیشرت] راه‌راه کرم‌قهوه‌ای پوشیده بودی؟! گفتم: اولا دست [از مقایسه خودت با من] بردار، چون برای خودت خوب نیست، ثانیا کاری نکن یک سفر بفرستمت قطب [جنوب]. برو طبق پروتکل‌ها بپوش و برگرد. اگر هم نپوشیدی برنگرد. دمغ شد، اما حرف گوش داد. توی اجلاس رؤسای علوم پزشکی سراسر کشور با کت‌وشلوار سورمه‌ای آمد. اجلاس خیلی خوبی بود. به همکاران و رفقای پزشک سفارش کردم مراقب روح و روان بیماران باشند و هوای همه بیماران را مخصوصا آنها که مشکل مالی دارند داشته باشند. با وزیر دفاع عربستان [خالد بن‌سلمان؛ برادر محمد بن‌سلمان] و هیأت همراهش دیداری داشتیم. پسر خیلی جوان و خوش‌ اخلاقی است. عربستان سعودی واقعا جوان‌گرایی می‌کند. بر تحکیم وحدت و انسجام در جهان اسلام تأکید کردم و گفتم ایران و عربستان می‌توانند الگویی برای همکاری‌های منطقه‌ای باشند. سید عباس [عراقچی] رفته است مسکو. [رافائل] گروسی [مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی] آمده است تهران. عمان هنوز خبر نداده دور دوم [مذاکرات غیرمستقیم] دقیقا قرار است کجا باشد. یک مقدار شرایط پیچیده است. البته کارها دارد پیش می‌رود. إن‌شاءالله که نتیجه می‌گیریم و شرایط بهتر می‌شود. چقدر دلم یک روز کاملا آرام و بی‌دغدغه در پاستور می‌خواهد. خدا چنین روز و روزهایی را برای همه مردم و مسئولین قسمت کند. @Masouds_concerns

چهارشنبه، ۲۷ فروردین امروز هیئت دولت داشتیم و خبرنگارها هم آمده بودند. داد می‌زدند و می‌خواستند از من سوال بپرسند. یاد گرفتیم
چهارشنبه، ۲۷ فروردین امروز هیئت دولت داشتیم و خبرنگارها هم آمده بودند. داد می‌زدند و می‌خواستند از من سوال بپرسند. یاد گرفتیم که چه کنیم. اونها سوال می‌کنند، من هم یک چیزی میگم و رد میشم. بعضی از وزرا، اینطور روزهایی خوشحال هستند و لباس‌های خوشگل و مرتب می‌پوشند. دکتر اسماعیلی [معاون پارلمانی و امور راهبردی] تازه آمده بود. بعد جلسه دولت، دوباره یک جلسه در مورد عدالت آموزشی داشتیم. چند هفته بود که تشکیل نشده بود. امروز خیلی ورزشی بودم، رفتیم جشن «قهرمان ایران» که ورزشکار سال را انتخاب می‌کنند. کار تلویزیون بود. چند جا که ضرب بود، خوشم آمد اما کاش تو ورزشگاه بود، می‌رفتیم یک فوتسال هم بازی می‌کردیم. یک لباس شماره دوازده به من دادند. شب هم لیگ قهرمانان را دیدم. فکر می‌کردم مهدی طارمی هنوز مصدوم است اما بازی کرد و اینتر صعود کرد، آرسنال هم رئال را حذف کرد. شاید بازی نیمه‌نهایی طارمی را به ایتالیا برویم، هم بازی را ببینیم، هم کنار آن شاید یک سر به رم رفتیم. @Masouds_concerns

سه‌شنبه، ۲۶ فروردین صبح که بیدار شدم، یاد جلسه دیشب [شورای عالی اشتغال] افتادم. احمد [میدری، وزیر کار] نرخ بیکاری را ۷.۶ درصد
سه‌شنبه، ۲۶ فروردین صبح که بیدار شدم، یاد جلسه دیشب [شورای عالی اشتغال] افتادم. احمد [میدری، وزیر کار] نرخ بیکاری را ۷.۶ درصد اعلام کرد. دیشب خوش‌حال بودم از شنیدنش، اما صبح یادم آمد آمار همیشه چیزهایی برای پنهان کردن دارد. رفتم بررسی کردم تعریف نرخ بیکاری چیست. فهمیدم در نرخ بیکاری فقط افرادی را در نظر می‌گیرند که دنبال کار می‌گردند، اما هنوز شاغل نشده‌اند. اما خیلی از بیکارهای ما یا از یافتن کار ناامید شده‌اند، یا دنبال کار گشتن‌شان جایی ثبت نمی‌شود. احمد [میدری] می‌گفت یک میلیون فرصت شغل هم داریم که متقاضیان از آن استقبال نکرده‌اند. فکر کنم این مربوط به وعده دولت سیزدهم [برای ایجاد سالیانه یک میلیون شغل] باشد که چون یک سال زودتر رفتند، نتوانستند [این یک میلیون شغل ایجادشده را] به صاحبان‌شان برسانند. حضرت آقا امروز با مسئولان [ارشد] سه قوه دیدار داشتند. محمدرضا [عارف، معاون اول رئیس‌جمهور] رفته بود. خوش‌بختانه حضرت آقا [درباره مذاکرات عمان] گفتند اگرچه به طرف مقابل بدبین هستند، اما به توانایی‌های خودمان خوش‌بین‌اند. قدم‌های اول برداشته‌شده برای مذاکرات را هم گفتند خوب بوده است. خب این هم از پشت بلندگو، ان شاء الله آنها که باید بشنوند. البته که اهل شنیدن نیستند. چند جلسه سنگین داشتم امروز. چون در همه‌شان صاحب‌نظر بودم [و حرف زدم]، کمبود سخنرانی را برایم جبران کرد. اولی [نشست با اعضای] انجمن بهره‌وری بود. تعجب کردم چرا این انجمن وجود داشته و من عضوش نبوده‌ام. بهشان گفتم همه این چیزهایی که برای ارتقای بهره‌وری گفتید را خودم بلد بودم و در دولت هم در حال پیگیری هستیم. قرار شد کارت عضویت‌شان را بگیرم، چون واقعا آدم دغدغه‌مندی در زمینه بهره‌وری هستم. بعدش رفتم وزارت ارتباطات. آنجا بحث مقداری تخصصی‌تر بود. درباره سامانه GNAF صحبت شد. اولش خیلی سردرنیاوردم، اما کمی که گذشت فهمیدم مربوط به تجمیع اطلاعات مردم و اماکن و اصناف و ... در یک سامانه است. به اینجا که رسید فرمان جلسه را دست گرفتم و گفتم باید به جایی برسیم که با یک کلیک همه داده‌های مورد نیاز را استخراج کنیم تا هم نیازهای مردم و جامعه را خوب تشخیص دهیم و هم جلوی دزدی و رانت وفساد را بگیریم. شب هم جلسه [بررسی راه‌کارهای رفع] ناترازی بود. آنجا دیگر چون خیلی صاحب‌نظر بودم و این مدت همه‌جا حرفش را زده بودم، بلند شدم و رفتم پای تخته و برای بقیه درس گفتم. درس دادن بهتر از سخنرانی است. حداقل مخاطبان بیشتر گوش می‌دهند [شاید چون می‌دانند حرف‌های مهم‌تری گفته می‌شود]. آخر شب هم برای اینکه جلسات امروز فایده عملی داشته باشد، در راستای بهره‌وری بیشتر و رفع ناترازی‌ها، معاونت راهبردی و پارلمانی را ترکیب کردیم که نان‌خورها [و فحش‌خورهای] دولت کم‌تر شوند. @Masouds_concerns

دوشنبه، ۲۵ فروردین شب هوای خیلی خوب بهاری داشتیم. چند دقیقه در محوطه پیاده‌روی کردم. به جای اینکه یک نفره یا حداکثر دونفره در
دوشنبه، ۲۵ فروردین شب هوای خیلی خوب بهاری داشتیم. چند دقیقه در محوطه پیاده‌روی کردم. به جای اینکه یک نفره یا حداکثر دونفره در این نم‌نم باران راه بروم، با یک تیم [حفاظت] رفتیم پیاده‌روی. هوس سفر کردم اما قطعا با این شرایط حفاظتی ممکن نیست. صبح، صالحی امیری [وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی] رفته بود مشهد و نیشابور تا در مراسم روز عطار هم حاضر باشد. با توجه به صحبت اخیر امام جمعه نیشابور [برای تعطیلی آرامگاه خیام] لازم بود که برود تا مردم بدانند این حرف‌ها را کسی قبول ندارد. شب پیام دادم که اگر مشکل حل نشده است، به سرلشکر باقری [رئیس ستاد کل نیروهای مسلح] بگویم که [با توجه به سفر به تخت جمشید] نیشابور هم برود. عراقچی هم پیام داد که دوباره [برای مذاکره با آمریکا] می‌رویم مسقط، این چند روز خیلی سفر کرده است. از مسقط که برگشت، به مسکو رفت و دوباره هم اول هفته بعد مسقط. فصل خوبی برای مذاکرات در مسقط انتخاب نشده است، هوا گرم است. اروپا هم که فعلا مطمئن نیست. @Masouds_concerns

یکشنبه، ۲۴ فروردین به خودم و یوسف و زهرا و هلدینگ رسانه‌ای و ویراستار و چند نفر از ریش‌سفیدهای اقوام پدری و مادری به سه زبان
یکشنبه، ۲۴ فروردین   به خودم و یوسف و زهرا و هلدینگ رسانه‌ای و ویراستار و چند نفر از ریش‌سفیدهای اقوام پدری و مادری به سه زبان فارسی، ترکی و کردی قول داده بودم، در سال جدید کمتر سخنرانی کنم و کمتر سرزده [جایی] بروم. اما امروز آنقدر بابت [مذاکره غیرمستقیم] دیروز خوشحال بودم که دیدم حیف است مستقیما کاری انجام ندهم. برای همین کاملا ناگهانی کاپشنم را برداشتم و حاجی‌میرزایی [مسئول دفتر رئیس‌جمهور] را صدا زدم و گفتم: برویم سرزده! گفت: کجا؟ گفتم: توی راه[تصمیم می‌گیرم]. اول گفتم برویم پیش سیدعباس [عراقچی] برای تقدیر، اما نظرم عوض شد و رفتیم پیش سید عباس [صالحی]، چون یادم آمد جمعه پیام داده که یکی از عکس‌هایم را با استاد علی نصیریان داده قاب کرده‌اند. گفتم بروم وزارت ارشاد، هم درباره فرهنگ و هنر سخنرانی کنم. هم بررسی کنیم که این همه بودجه فرهنگی چرا نتیجه نمی‌دهد. هم قاب عکسم را بگیرم. آقای [‌حسین] انتظامی را هم آنجا دیدم. یک‌بار دیگر بابت زحماتش در برنامه‌های انتخاباتی تلویزیون از او تشکر کردم. خیلی خوب ظاهر شد. تصمیم داشتم وزیر ارشادش کنم، اما یادم نیست دقیقا کی منصرفم کرد.   با شورای عالی مسکن هم جلسه داشتیم. یک مقدار خانم صادق [وزیر راه، مسکن و شهرسازی] و همکارانش را سرزنش کردم که چرا ضعف [اطلاعاتی]دارند. قول دادند [ضعف موجود را] برطرف کنند که بتوانیم مبتنی بر داده‌های اطلاعاتی دقیق تصمیم درست بگیریم.   جلسه هیأت [دولت] خیلی بانشاط برگزار شد. وقتی دیدم همه اعضا خوشحال‌اند خیالم راحت شد که هیچ‌کدام‌شان [إن‌شاءالله] قبل از عید دلار نخریده‌اند که حالا بابت ریختنش ناراحت باشند. سید عباس [عراقچی] چند دقیقه دیر به جلسه رسید. می‌ترسم فکر کند [با تأخیر رسیدن] همه‌جا خوب است. به محض ورودش بعضی‌ از جوان‌ترها خواستند دست بزنند، اما الحمدلله حاج آقا خطیب [وزیر اطلاعات] نگذاشت و با صدای بلند گفت: برای سلامتی سید صلوات! خودش [صلوات] فرستاد. بقیه هم فرستادند. مشخص نشد دقیقا منظورش کدام سید است، اما فضا را به سمت معنویت انقلابی سوق داد.   تمام امروز نگران بودم ترامپ حرف ناجوری بزند و قیمت دلار که از دیروز، هجده هزار تومان آمده پایین، دوباره برود بالا. خوشبختانه [تا این لحظه] حرفی نزد. قرار شده محل Date [قرار] بعدی برای مذاکره اروپا باشد. اگر نظر مرا می‌پرسیدند به نظرم عمان بهتر بود، اما کسی نپرسید. به هر حال شروع‌مان خوب بود. إن‌شاءالله به قول سیدمهدی [طباطبایی] در سایه وفاق، خرابکارهای خارجی و تندروهای داخلی آب در هاون می‌کوبند. فقط خدا کند این بار نتوانند از آب، کره [مورد نظرشان را] بگیرند. @Masouds_concerns

شنبه، ۲۳ فروردین صبح عباس [عراقچی] و بقیه همراهانش را از زیر قرآن رد کردیم و فرستادیم فرودگاه امام [خمینی] تا در مسقط [پایتخت
شنبه، ۲۳ فروردین صبح عباس [عراقچی] و بقیه همراهانش را از زیر قرآن رد کردیم و فرستادیم فرودگاه امام [خمینی] تا در مسقط [پایتخت عمان] با ویتکاف [نماینده ترامپ در امور خاور میانه منطقه] اولین دور مذاکرات را انجام دهد. خدا را شکر از همان لحظه ارزش دلار از کانال ۷ رقمی وارد ۶ رقمی [ریال] شد. خدا را شکر همه چیز طبق برنامه پیش رفت و مذاکرات به صورت غیرمستقیم و در عمان برگزار شد و ما غافلگیر نشدیم. حتی ۱۰ دقیقه هم دیرتر رفتیم تا اقتدار خودمان را نشان دهیم. البته ریسک کردیم، چون ممکن بود ترامپ دستور حمله بدهد! شب هم وقتی مذاکرات تمام شد [عباس عراقچی و هیئت همراه] برگشتند. سوغاتی هم برایم حلوا آورد که فردا به هیئت دولت می‌برم تا همه بخورند. چون عمان برایمان خیلی زحمت کشید، عکس [جعبه] حلوایشان را می‌گذارم تا برایشان تبلیغ شود و کشورشان رونقی [بیش از این] بگیرد. از آنجایی که به صورت علمی و با تدابیر اقتصادی تا امروز نتوانسته‌ایم قیمت دلار را کنترل کنیم و وزیر اقتصاد هم دیگر نداریم، مدتی‌ست مسئولیت حفظ ارزش پول ملی را به هولدینگ [رسانه‌ای] سپرده‌ام. برای امروز هم ایده‌های خوبی زده بودند. مثلاً پیشنهاد داده بودند حتماً عباس [عراقچی] با ویتکاف دست بدهد و با هم استوری مشترک بگذارند. همین عکس می‌توانست دلار را پایین‌تر بیاورد. یا اگر مثلاً با هم به رستوران می‌رفتند شاید وارد کانال ۸۰ [هزار] تومان هم می‌شد. یا مثلاً اگر عراقچی برای ویتکاف لقمه می‌گرفت و بالعکس یا هزینه‌های ناهار را اگر ما حساب می‌کردیم می‌توانستیم جایگاه خود را به عنوان قدرت اول منطقه تثبیت کنیم. تا الان که همه چیز خوب و بدون حاشیه پیش رفته است. حتی [وزارت خارجه] عربستان هم توییت زده است و از روند مذاکرات استقبال کرده است. بیانیه خود کاخ سفید هم مثبت بوده است. فقط الان همه در نهاد ریاست جمهوری استرس دارند که ترامپ حرف بیخودی نزند. شبکه خبر هم چند بار هشدار داده است که مردم به حرف‌های احتمالی ترامپ بی‌محلی کنند. مثلاً ممکن است بگوید "برنامه هسته‌ای ایران به طور کامل برچیده شد" یا مثلاً "ما موافقت کردیم ابوموسی را به امارات دهیم و اسم خلیج فارس را هم بگذاریم خلیج عربی". بچه‌های هولدینگ البته یک سری تکذیبیه آماده کرده‌اند تا در صورتی که ترامپ هر یک از این موارد را خلاف واقع گفت، سریع منتشر کنند. لذا پدافند رسانه‌ای ما کاملاً آماده است. به [محمد جواد] ظریف هم سپردم که همه [تکذیبیه‌ها] را به انگلیسی ترجمه کند تا برای رسانه‌های کشورهای دیگر هم بفرستیم. لذا جای نگرانی نیست. @Masouds_Concerns

جمعه، ۲۲ فروردین امروز بالاخره تلاش کردم که روزنوشت‌ها را به موقع بنویسم. خیلی کار سختی است و الان می‌فهمم آقای هاشمی [رفسنجا
جمعه، ۲۲ فروردین امروز بالاخره تلاش کردم که روزنوشت‌ها را به موقع بنویسم. خیلی کار سختی است و الان می‌فهمم آقای هاشمی [رفسنجانی] چه کار بزرگی کرده است. البته ایشان فقط می‌نوشته و همان زمان منتشر نکرده، ولی من دارم همین الآن منتشر می‌کنم و این هم کار بزرگی است. کاش باقی مسئولان مملکت [البته مهم‌هایشان که واقعا کاری دست‌شان هست] هم خاطرات روزانه‌شان را بنویسند. این‌طوری نیاز به ویراستار هم در کشور زیاد می‌شود و ویراستارها مجبور به مهاجرت نمی‌شوند. امروز، یک تماس با عراق داشتم که هم نتایج کارهای مربوط به سفر را پیگیری کنم و هم در مورد خود مسائلی که داریم، صحبت کنیم. آنها هم امیدوارند که رابطه ما با آمریکا بهبود یابد که آنها گوشت قربانی جنگ و دعوای ما نباشند. گفتم ما با کسی دعوا نداریم، اما زیر بار حرف زور هم نمی‌رویم. یک گله هم داشتند. می‌گفتند چرا اسم وزیر خارجه شما [عراقچی] جوری است که غربی‌ها فکر می‌کنند مربوط به کشور ماست. متأسفانه در حالت عادی هم اسم ایران [iran] و عراق [iraq] را غربی‌ها اشتباه می‌گیرند. ما هم با فرستادن عراقچی به مذاکرات، مغزشان را ضربه‌فنی کرده‌ایم. شب، آمدم نقی معمولی پایتخت را ببینم. دیدم که تکرار گذاشته‌اند. برای من که در طول هفته فرصت نمی‌کنم ببینم خوب است، اما چند روز پیش گزارشی از مخابرات داده بودند که موقع پخش پایتخت، مصرف اینترنت کشور کمتر می‌شود. باید ببینیم چه فیلم‌هایی به کاهش مصرف آب و برق کمک می‌کند، به جبلی [رئیس سازمان صداوسیما] بگویم که از آنها نسازند. بعد او چون دوست دارد خلاف حرف‌های ما عمل کند، پول بدهد که آن را بسازند. زبان وفاق با بعضی‌ها هم همین‌جوری است. عصر خواندم که حسین شریعتمداری [مدیر مسئول روزنامه کیهان] در دفاع از مذاکرات عمان متنی نوشته است. گفتم خب، او هم توجیه شده است، اما دیدم هنوز علم‌الهدی [امام‌جمعه مشهد] توجیه نیست. به [محمدرضا] عارف [معاون اول رئیس‌جمهور] پیامک زدم مگر [در سفر مشهد] با علم‌الهدی صحبت نکردی؟ جواب داد من کلا اهل صحبت نیستم و بیشتر اوقات ساکتم. راست می‌گفت. الآن خیلی‌ها توجیه هستند که چند وقت پیش توجیه نبودند. دعا می‌کنم علاوه بر داخلی‌ها، ویتکاف و ترامپ هم بفهمند که توافق از عدم توافق بهتر است. [توضیح ویراستار: عکس مربوط به سفر پنج‌شنبه به استان البرز است.] @Masouds_concerns

پنج‌شنبه، ۲۱ فروردین برای آخر هفته، یک سفر کوتاه تدارک دیدند که برویم کرج و برگردیم. رفتبم موسسه سرم‌سازی رازی، سه‌شنبه آنها
پنج‌شنبه، ۲۱ فروردین برای آخر هفته، یک سفر کوتاه تدارک دیدند که برویم کرج و برگردیم. رفتبم موسسه سرم‌سازی رازی، سه‌شنبه آنها آمده بودند پاستور [نهاد ریاست‌جمهوری]، ما هم امروز رفتیم آنجا. این‌جوری وفاق را بین دانشمندهای ایرانی و خارجی هم ایجاد می‌کنیم. به همین دستاوردها دل‌خوش هستیم دیگر. دیروز هم که انرژی اتمی بودیم، حاجی‌میرزایی هفته را خیلی علمی بسته بود. امروز، ستاد پلیس هم رفتم که بابت کارهایشان در عید تشکر کنم. چند بار به عراقچی زنگ زدم که ببینم برای شنبه، چیزی هست که لازم باشد در جریان باشم یا نه. خودم گفته‌ام که فقط چیزهایی را بگویید که اگر از زبانم یا قلمم بیرون پرید، حاشیه‌ای نداشته باشد. شب پیام داد که همه چیز عالی است. این آقای ویتکاف [نماینده ترامپ در خاورمیانه] هم قرار است برود روسیه و بعد احتمالا از همین آسمان خودمان می‌رود عمان. مخبر[معاون اول مرحوم رئیسی] هم به نوعی از مذاکره حمایت کرده و گفته که دولت قبل، دوبار به توافق نزدیک شدیم، اما اسرائیلی‌ها مانع شدند. بچه‌های دفتر گفتند که فایلی از بانکی‌پور [نماینده مجلس و طراح قانون عفاف و حجاب] درآمده که من [به رهبری] گفته‌ام در صورت ابلاغ قانون حجاب استعفا می‌دهم. حالا من که نمی‌توانم اینجا بگویم این را گفته‌ام یا نه، اما اگر گفته باشم، آقای بانکی‌پور شده عدویی که سبب خیر است [و باعث افزایش محبوبیت من می‌شود]. احتمالا همین خبر به گوش این [سعید] جلیلی و [جبهه] پایداری ها رسیده بود که جلوی مجلس تحصن کرده بودند که قانون ابلاغ شود. من که امیدوارم با این بهتر شدن اوضاع اقتصادی مردم، وضعیت حجاب هم بهتر شود. @Masouds_concerns

چهارشنبه، ۲۰ فروردین صبح زود بیدار شدم. استرس شنبه [روز مذاکره غیرمستقیم ایران و آمریکا در عمان] را دارم. از قضا روز [ملی] فن
چهارشنبه، ۲۰ فروردین صبح زود بیدار شدم. استرس شنبه [روز مذاکره غیرمستقیم ایران و آمریکا در عمان] را دارم. از قضا روز [ملی] فناوری هسته‌ای هم امروز بود. باید سخنرانی می‌کردم. چون قبلا در سخنرانی بعضی چیزها را لو داده بودم، خیلی درباره هسته‌ای و مذاکرات در جریان نیستم. سیدعباس [عراقچی، وزیر امور خارجه] خودش دارد پیش می‌برد. نمی‌دانستم در سخنرانی باید صلح‌آمیز را بگویم یا اوضاع تغییر کرده. به ویراستار [کانال] پیام دادم و مشورت گرفتم. پیشنهاد داد حتما صلح‌آمیز را بگویم و تأکید هم بکنم دنبال بمب [هسته‌ای] نیستیم. حالا واقعا هم نیستیم. یعنی من که نیستم.‌ آقا هم قبلا گفته‌اند که نیستند. اول رفتیم نمایشگاه [دستاوردهای صنعت هسته‌ای]. چون هیچی در جریان نبودم، همه چیز برایم جدید بود. البته نمی‌دانم همه دستاوردها را گذاشته بودند یا نه. بیشتر پزشکی و صنعتی بود. پشت صحنه را هم نگاهی انداختم. چیزی آنجا نبود. گفتم شاید می‌خواهند شگفتانه‌ای بیاورند. اما نیاوردند. دستاوردهای [رسمی] ما همین‌ها بود خلاصه. در سخنرانی [بنا به توصیه ویراستار] تأکید کردم که دنبال ساخت بمب نیستیم. هم‌چنین اشاره کردم که آقا با سرمایه‌گذاری آمریکایی‌ها در ایران مخالفتی ندارند. البته به شرطی که دنبال کارهای دیگر مثل براندازی و اینها نباشند. خوب است با شرکت‌های آمریکایی یک قرارداد تعهد کاری ببندیم که وقتی اینجا هستند، فقط کار اصلی‌شان را انجام دهند و سراغ کارهای دیگری نروند. جلسه [هیئت] دولت هم داشتیم. [محمدرضا] عارف [معاون اول رئیس‌جمهور] از مشهد برگشته بود. قبل از [شروع] مذاکرات نیاز بود حواس‌مان به مشهد باشد. جمعه [و سخنرانی ائمه جمعه] را به سلامت رد کنیم، شنبه را خدا بزرگ است. @Masouds_concerns