en
Feedback
вʟαcκ

вʟαcκ

Open in Telegram

مُرده بود اما درد هایش هنوز نه.

Show more
329
Subscribers
-124 hours
-37 days
-1230 days
Posts Archive
گاهی فکر می‌کنم مهم‌ترین حرف‌های من همان حرف‌هایی است که حوصله ندارم بگویم..

می‌دانی، من خواب را دوست دارم؛ چون هرگاه بیدارم، زندگی‌ام تمایلِ عجیبی به فروپاشی دارد.

تمامیِ روزها یک روزند تکّه‌تکّه میانِ شبی بی‌پایان...

نمی‌رسد غمِ عالم به انتها هرگز...

نمی‌رسد غمِ عالم به انتها هرگز... #نظیری_نیشابوری

بودِ ما، محضِ نمود است؛ سرابیم سراب...

بودِ ما، محضِ نمود است؛ سرابیم سراب... #صائب_تبریزی

لحظه‌ای میرسد كه آدم از همه چيز دست میكِشد چون عاقلانه‌ترين كار، همين است !

کو ابر که در گریه نماید مددِ ما؟

‌‎آدم ذره ذره به اینکه اتفاق قشنگی توی زندگیش نمیفته، عادت میکنه.

از این دنیا به جز زخمِ زبان یادم نمی‌آید من آن باغم که چیزی جز خزان یادم نمی‌آید...

photo content

اندوه ارث پدری و مادریمان بود، ادامه‌دار، ریشه‌‌دار، همیشگی، جدا نشدنی.

مقصود اگر که عبرتِ ما بود، ای حکیم! یک نیم‌روزِ تجربه بس بود زندگی....

بر زبانم طعم تلخ صبر، کدام شیرین آن را خواهد زدود؟

photo content
+1

سرنوشت در سنی غمگینم کرد، که مردم در آن سن، آرزوهایشان را زندگی می‌کنند…

اونجا که حزین لاهیجی میگه: آیا خبرت هست که بر ما چه گذشت؟!

ما هرگز فراموش نمی‌کنیم فقط کمی چشم‌هایمان را می‌بندیم، تا بتوانیم زندگی کنیم.