گورو | رشد شخصی
Open in Telegram
🔰ارزو میکنم که اموزش های این چنل باعث رشد و خودشکوفایی حتی یک نفر از شما بشه. @amir_servantgod : مالک♦️ @PUAOFFICE ♦️ ⭕تمامی مطالب این چنل از گورو ها ، اساتید و کتابهای معتبره. بخصوص منابع gurukev.com و هیچکدوم ازین مطالب نظر شخصی بنده نیست.
Show more979
Subscribers
+424 hours
+187 days
+12930 days
Posts Archive
🔰به چه کسی گوش میدهید؟ 9
این درس در مورد اهمیت پیدا کردن یک "مربی" یا "معلم" مناسب و گوش دادن به حرفهای فقط ان یک نفر صحبت میکند. این قسمت چهارم از این مفهوم حیاتی است.
همانطور که هر قسمت از این مجموعه را میخوانید، ممکن است فکر کنید که برخی از اطلاعات تکرار شدهاند. به یاد داشته باشید که دانستن و انجام ندادن، یعنی نددانستن. این دادهها و مفهوم برای رشد شما حیاتی هستند.
اگر میخواهید رویاهایتان به حقیقت تبدیل شود، مهمترین کاری که میتوانید انجام دهید، دنبال کردن و گوش دادن به افراد مناسب است.
از لحظه تولد، ما به دیگران گوش میدهیم و از آنها یاد میگیریم.
به عبارت دقیقتر، ذهن ما توسط دیگران "برنامهریزی" میشود.
همانطور که در زندگی پیش میرویم، هزاران نفر به ما توصیه میکنند، به ما میگویند چه درست و چه اشتباه است، چه کاری باید انجام دهیم و چه کاری نباید انجام دهیم، و به ما دستور میدهند که به چیزهای خاصی باور داشته باشیم.
کتاب میخوانیم و اجازه میدهیم نویسندگان ذهن ما را با آنچه بیشتر نظر آنهاست پر کنند. سپس اجازه میدهیم این نظرات به "حقایق" ما تبدیل شوند.
به مدرسه میرویم و اجازه میدهیم نظرات معلم به "حقیقت" ما تبدیل شود.
ما تلویزیون، ویدیو و فیلم تماشا میکنیم؛ به متن ترانهها گوش میدهیم؛ روزنامه و مجله میخوانیم؛ آنچه در ویکی پدیا گفته میشود را میخوانیم؛ و ذهن خود را با هر آنچه در رسانههای اصلی و همه اشکال رسانههای اجتماعی مانند توییتر، فیسبوک و اینستاگرام ارائه میشود پر میکنیم. همه این کارها را بیفکرانه و کورکورانه انجام میدهیم و همه چیز را به عنوان حقیقت مطلق باور میکنیم.
به دوستان، اقوام، همسایگان، همکاران، سیاستمداران، کشیشان، رهبران معنوی و کسانی که در موقعیتهای اقتدار هستند یا تحصیلات بیشتری از ما دارند گوش میدهیم. ما در اکثر موارد فکر میکنیم که آنها بیشتر از ما میدانند و از ما باهوشتر هستند. بنابراین با نظرات آنها موافق هستیم، آنها را مانند طوطی تکرار میکنیم و این نظرات را به "حقایق" و "حقیقت" خود تبدیل میکنیم.
بدون قوه تشخیص زیاد از طرف ما، ما به سادگی اجازه میدهیم همه این نظرات دیگران اعمال ما را کنترل کنند، باورهای ما را ایجاد کنند و به ما "حقایقی" بدهند که ادعا میکنیم اکنون "میدانیم" که درست هستند. ما کورکورانه با ذهنیت "فکر گروهی" پیروی میکنیم و اجازه میدهیم مانند "گوسفندان" هدایت شویم.
وقتی میخواهیم یاد بگیریم که چگونه موفق شویم، یا درآمد بیشتری کسب کنیم، یا چگونه صلح درونی پیدا کنیم، یا چگونه به اهداف خود در زندگی دست یابیم، در سمینارها و کارگاهها شرکت میکنیم، کتاب میخوانیم و دورههایی را که توسط به اصطلاح "کارشناسان" تدریس و تألیف شدهاند، میگذرانیم.
با این حال هرگز سؤال نمیکنیم که آیا این "کارشناسان" در واقع از طریق تجربه شخصی آنچه را که تدریس میکنند "میدانند" یا نه.
ما معمولاً آنها را به چالش نمیکشیم تا ببینیم آیا آنچه ارائه میدهند از آزمون زمان گذشته است، تأیید شده است، مستند شده است، تأیید و تأیید شده است. ما فقط "فرض" میکنیم که آنها باید متخصص باشند زیرا کتابی نوشتهاند یا سخنران هستند و یک دوره را تدریس میکنند.
ما هرگز واقعاً متوجه نمیشویم که آنچه آنها تدریس میکنند "ثابت شده است" که درست است و واقعاً کار میکند یا فقط توصیهای "خوب به نظر میرسد".
🌀part 9
● @Guru_lifee ●
این افزایش نمایی از نوع مقیاس ریشتر در قدرت شخصی و دانایی درونی است.
این اتفاق در هر چیزی و در هر زمینه رخ میدهد، نه فقط در زمینه کسب درآمد.
عمق دانش فردی که بیش از 100 میلیون یا بیش از یک میلیارد ساخته است، فقط در سطح دیگری است.
بنابراین، بله، میتوانید از هر کسی که "بیشتر از شما" دارد بیاموزید، اما به کسی که بیشترین دانش را دارد گوش دهید و از او پیروی کنید.
با این در نظر، اگر به کتابهای "نحوه کسب درآمد" یا "نحوه موفق شدن" نگاه کنید، فقط تعداد انگشت شماری از نویسندگان/کارشناسان هستند که واقعاً تا به حال "پول واقعی" در زندگی خود ساختهاند.
به آن افراد گوش دهید و مراقب دیگران باشید. پیروی از توصیههای خوب "کسانی که میخواهند معروف باشند" میتواند در زمینه کسب درآمد یا رسیدن به رویاها و آرزوهای شما فاجعهآمیز باشد.
این قسمت سوم این مرحله حیاتی برای رسیدن به خواستههای شما است. قسمت 4 و بعد از آن دنبال خواهد شد.
عشق فراوان به همه شما و آرزوی تحقق همه رویاهای شما.
🌀part 8
● @Guru_lifee ●
🔰به چه کسی گوش می دهید؟ 8
به همین دلیل است که لیست کتابهای توصیه شده من (که شامل فیلمها، DVDها و دورههای صوتی/تصویری است) بسیار انتخابی است.
نویسندگان موادی که توصیه میکنم عمدتاً "میدانند" و نه فقط "اطلاع دارند".
به طور متوسط، حدود 100 کتاب میخوانم تا یک کتاب را برای توصیه پیدا کنم.
کتابهایی که میخوانم توسط افراد بسیار خوشنیت نوشته شدهاند که واقعاً میخواهند به دیگران در موفقیت کمک کنند. اما به طور کلی آنها واقعاً نمیدانند. آنها "فکر میکنند" که "میدانند".
آنها چیزهایی مانند "من باور دارم" میگویند. این واقعاً به معنای "من نمیدانم" است. وقتی به چیزی باور دارید، یک پایه تردید دارید که "باور" بر روی آن ساخته شده است.
آنها همچنین عمدتاً از "خودخواهی" صحبت میکنند. این تشخیص آن آسان است. فقط تعداد دفعاتی را که نویسنده از کلمات I; My; Mine استفاده میکند بشمارید. در یک کتاب پرفروش نیویورک تایمز در مورد موفقیت، نویسنده این کلمات را صدها بار استفاده کرده است.
همچنین به عباراتی مانند: من آن را مینامم؛ من آن را نامگذاری کردم؛ من کشف کردم؛ روش من برای بیان آن این است؛ من همیشه میگویم: من بارها گفتهام؛ یکی از آموزههای اصلی من است؛ و غیره. اینها نشانههای مشخص نویسندگان "خودمحور" هستند.
حتی زمانی که برخی از کتابهای پیشنهادی من را میخوانید، به صداهایی که توصیه میکنم گوش میدهید یا DVDهای پیشنهادی را تماشا میکنید، باز هم باید همیشه از تشخیص استفاده کنید.
هرگز به چیزی که من میگویم یا هر کس دیگری میگوید، با ایمان کورکورانه عمل نکنید. همه چیز را به چالش بکشید و آزمایش کنید. تجربه شخصی خود و "دانایی" خود را از هر موادی که در معرض آن هستید به دست آورید. سعی کنید "سوراخهایی" در چیزی که در معرض آن هستید ایجاد کنید.
عامل کلیدی دیگر هنگام ارزیابی یک معلم و آنچه که معلم تدریس میکند این است: آیا این آزمون زمان را پشت سر گذاشته است؟
اگر "روش" "جدید" است و فقط چند سال نتیجه قابل ارزیابی دارد، مراقب باشید.
واقعیت این است که "رازهای موفقیت" یا فرایندهای رسیدن به "روشنگری" که واقعاً کار میکنند، هزاران سال است که وجود دارند.
آزمون زمان، یک آزمون "تورنسل" شگفتانگیز است.
از کسی پیروی کنید که این را میگوید: "من این را اختراع نکردم، من آنچه را که از دیگران آموختهام و برای من کار کرده است، به اشتراک میگذارم". آنها بیخود هستند و حقیقت را میدهند.
یک چیز دیگر وقتی نوبت به یادگیری نحوه کسب درآمد میرسد.
شما واقعاً باید فقط به کسانی گوش دهید که "پول واقعی" در زندگی خود ساختهاند، از صفر شروع کردهاند.
"پول واقعی" حداقل 100 میلیون دلار آمریکا است.
در اوایل دهه 1900، جهان "میلیونر" به وجود آمد. بسیاری از کارآفرینان آمریکایی "ضربه بزرگی" میزدند و در تجارت بسیار موفق میشدند. در آن زمان مالیات بر درآمد وجود نداشت و مقررات بسیار کمی وجود داشت. اگر یک میلیون نقد داشتید، در آن زمان به عنوان "میلیونر" طبقهبندی میشدید.
یک میلیونر در آن زمان به معنای اینکه واقعاً ثروتمند بودید! شما هرگز مجبور نبودید روز دیگری در زندگی خود کار کنید. با یک میلیون دلار در آن زمان، میتوانید سود سهام و بهرهای کسب کنید که سالانه بیش از 100000 دلار به شما پرداخت کند، بدون مالیات.
در پول امروز این حدود 10 میلیون دلار در سال بدون مالیات خواهد بود!
فکر میکنم موافق باشید، اگر درآمد مادامالعمر 10 میلیون دلار در سال بدون مالیات داشتید، قطعاً در خیابان آسوده زندگی میکردید.
بنابراین، پول واقعی به معنای داشتن پولی در امروز است که معادل میلیونر شدن در آغاز قرن (حدود 100 میلیون دلار پس از مالیات) باشد.
اگر امروز فردی سالانه یک میلیون دلار درآمد داشته باشد، در واقع این یک معامله بسیار بزرگی نیست. آن شخص میتواند به شما چیزی بیاموزد، زیرا احتمالاً بیشتر از شما درآمد دارد.
با این حال، فردی که صدها میلیون دلار یا میلیاردها دلار ساخته است، بسیار بیشتر میداند که ذهن شما را منفجر میکند. هنگامی که از درآمد سالانه 1 میلیون دلار به 10 میلیون به 20 میلیون به 50 میلیون به 100 میلیون و سپس به یک میلیارد میروید، افزایش نمایی در دانش و دانایی در مورد نحوه ساخت، تجلی یا ایجاد پول وجود دارد.
این مانند مقیاس ریشتر است. افزایش دانش در مورد مکانیسمهای تجلی و ایجاد پول (نه واقعاً کسب درآمد یا کسب درآمد) که یک فرد از 100000 دلار در سال به 1 میلیون دلار در سال به دست میآورد، عالی است، مثلاً 10 برابر افزایش.
اما افزایش دانایی که یک فرد هنگام انتقال از درآمد سالانه 1 میلیون دلار به 10 میلیون دلار به دست میآورد، 10 برابر افزایش نیست، بلکه 1000 برابر افزایش در دانایی ذهنی و قدرت است.
از 10 میلیون به 100 میلیون، 10 برابر افزایش نیست، بلکه 1000 برابر افزایش است.
🔰به چه کسی گوش می دهید؟ 7
این کار را نکنید:
در اینجا یکی از اشتباهات بزرگی که مردم مرتکب میشوند و آنها را از موفقیت باز میدارد یا با بردن آنها در مسیرهای انحرافی بسیاری، موفقیت آنها را کند میکند، آورده شده است. این اشتباه گوش دادن به افرادی است که در مورد یک موضوع "اطلاع دارند" و واقعاً موضوع را "نمیشناسند".
این موضوع در زمینه "موفقیت" یا "پول درآوردن" "کارشناسان" واضحتر است.
هزاران "کارشناس" بسیار خوشنیت در مورد نحوه موفق شدن و ثروتمند شدن وجود دارد که کتابها، دورههای صوتی/تصویری و سمینارها را تولید کردهاند.
تقریباً هر یک از آنها هرگز در هیچ نوع کسب و کاری موفق نشدند و قبل از شروع نوشتن کتابها و فروش دورهها و سمینارها، هیچ "پول واقعی" به دست نیاوردند. اکثر آنها در واقع در همه چیزهایی که امتحان کردند شکست خوردند.
تنها پولی که تا به حال به دست آوردند، فروش کتابها، دورهها و سمینارها در مورد "نحوه کسب درآمد یا نحوه موفق شدن" بود.
اگر آنها واقعاً میدانستند که چگونه پول در بیاورند، پس چرا ابتدا پول واقعی به دست نیاوردند و سپس کتابها، دورهها و سمینارها را منتشر کردند؟
جواب این است که آنها نمیدانند. آنها فقط در مورد موضوع اطلاع دارند.
این حقیقت تلخ است.
تقریباً هر یک از این "مربیان موفقیت" یا به اصطلاح "کارشناسان" به سادگی چند کتاب در مورد موفقیت خواندند، به چند سمینار موفقیت یا نحوه پول درآوردن رفتند، یا چند دوره "ثروتمند شدن" گذراندند و سپس فقط همه "خوب به نظر میرسند" "نقل قولهای کوتاه" از آنچه آموخته بودند، آن را بازنویسی کردند و به یک "کارشناس" در زمینه "آزادسازی پتانسیل انسانی" یا "کسب موفقیت فوقالعاده در زندگی" تبدیل شدند.
این افراد خوشنیت ممکن است ارتباطات عالی، سخنرانان سرگرمکننده خندهدار، نویسندگان عالی و ارائه دهندگان کاریزماتیک باشند. همه آنها اطلاعات ارزشمند عالی ارائه میدهند که میتواند بسیار مفید باشد.
با این حال، آنها "عمق واقعی" دانش، دانایی یا تجربه شخصی ندارند.
همه چیزهایی که آنها آموزش میدهند "سطحی" است. مطالب هیچ عمقی ندارد. همه چیز "خوب به نظر میرسد" "پف" است که ممکن است احساس گرم و مبهمی به شما بدهد، اما هیچ عمق کامل ندارد که نتایج طولانی مدت و دائمی ایجاد کند.
خطر بزرگ این است که بسیاری از آنچه آنها میگویند به سادگی درست نیست. ممکن است خوب به نظر برسد، اما بسیاری از آنها کار نمیکنند. پیروی از برخی از توصیههای آنها در واقع به شانس موفقیت شما آسیب میزند.
یک مثال کتابهای موفقیت است. در اکثر کتابهای موفقیت، "کارشناسان" همیشه میگویند که برای موفق شدن باید گروه خود را رهبری کنید و تصمیمات را با "اجماع" بگیرید. به شما گفته میشود که نظر همه مهم است. شما باید به تمام دیدگاههای کارکنان خود گوش دهید و برنامهای ارائه دهید که همه با آن موافق باشند.
در حالی که این ممکن است در داستانهای پری و در افسانهها و افسانههایی که توسط "نویسندگان موفقیت" خوشنیت خیال پردازی شده است کار کند، در اکثریت قریب به اتفاق موارد زندگی واقعی، این به سادگی درست نیست.
ایده اینکه یک رهبر تجاری برای انجام کاری "رای" با کارکنان داشته باشد و فقط کاری را انجام دهد که همه با آن موافق هستند، خیالی است. زندگینامههای برخی از ثروتمندترین افراد مدرن جهان مانند استیون جابز، بیل گیتس، وارن بافت، جف بزوس، ایلان ماسک، مارثا استوارت و مایکل بلومبرگ را بخوانید.
حقیقت این است که آنها (و در بسیاری از موارد هنوز هستند) مغرور، بدجنس، بد، خواستار و تحقیرآمیز نسبت به کارکنان خود بودند. آنها (و برخی هنوز هم هستند) فریاد میزدند و سر کارمندان داد میکشیدند. آنها (و اکثرشان هنوز هم هستند) بسیار دیکتاتوری بودند. آنها یک نگرش "همه چیز را میدانند" نشان دادند و رفتار بسیار خودخواهانهای از خود نشان دادند.
در حالی که اکثر آنها به کارکنان گوش میدادند، سوال میپرسیدند و دیدگاهها را دریافت میکردند، اما همیشه آنچه را که "میدانستند" راه درست است "دستور میدادند". نگرش آنها "راه من یا بزرگراه" بود.
در واقع، روش آنها تقریباً همیشه با اکثریت قاطع کارکنان اجرایی آنها مخالف بود! کارکنان هنری فورد فکر میکردند او یک دیکتاتور و نالایق است و برخی او را "احمق" مینامیدند.
🌀part 7
● @Guru_lifee ●
🔰به چه کسی گوش می دهید؟ 6
در این درس، KT دستورالعملهای بیشتری در مورد اینکه به چه کسی گوش دهید و همچنین چه کاری نکنید ارائه میدهد. مهمترین کاری که میتوانید انجام دهید و تعیین میکند که در رسیدن به رویاهای خود در زندگی موفق میشوید یا شکست میخورید، گوش دادن به "افراد درست" و دریافت اطلاعات از یک "منبع" واقعی است.
اگر میخواهید به سطح بالاتری بروید، از یک "استاد" واقعی پیروی کنید. اکثر مردم به سادگی اطلاعات را از "منابع بد" دریافت میکنند. بسیار نادر است که کسی به یک "استاد" واقعی متصل شود و از او پیروی کند.
اگر در حال رانندگی با ماشین خود هستید و سعی میکنید به جایی بروید که قبلاً هرگز نبودهاید، به GPS خود گوش میدهید و از آن پیروی میکنید. GPS میداند. همچنین میتوانید از کسی که از همان جایی که شما هستید شروع کرده است، واقعاً به جایی که میخواهید بروید رفته است و قبل از شما مسیر رسیدن به آن مقصد را طی کرده است، سوال کنید. آن شخص میداند.
احمقانه است که از کسی که هرگز به مقصد مورد نظر شما نرفته است و هرگز جادهای را که باید طی کنید تا به جایی که میخواهید بروید سفر نکرده است، راهنمایی بخواهید. آن شخص ممکن است در مورد مسیر رسیدن به جایی که میخواهید بروید "اطلاع داشته باشد"، اما آنها این مسیر را از تجربه شخصی "نمیشناسند".
شما باید به افرادی که "میدانند" گوش دهید. در زندگی تقریباً همه میخواهند با همسر، بچهها، دوستان، همسایگان، همکاران و رئیس خود رابطه خوبی داشته باشند. اکثر مردم امنیت مالی میخواهند. بسیاری آرزوی کسب درآمد بیشتر، خلاص شدن از بدهی، کاهش وزن، بهبود سلامتی خود، یا شروع یک تجارت و رئیس خود بودن را دارند. برخی از افراد ممکن است بخواهند برای بازنشستگی هوشمندانه سرمایهگذاری کنند و بازدهی عالی کسب کنند. برخی دیگر ممکن است بخواهند کسب و کار خود را رشد دهند و ثروتمند شوند. و تقریباً همه ما آرامش درونی، شادی و رضایت میخواهیم. میخواهیم احساس رضایت کنیم. ما آرزو داریم احساس نیاز و دوست داشته شدن کنیم. میخواهیم مردم ما را دوست داشته باشند. در نهایت میخواهیم خوشحال باشیم.
اگر این چیزها را میخواهید، در اینجا برخی از دستورالعملهایی در مورد اینکه باید به چه کسی گوش دهید و از چه کسی "پیروی کنید" آورده شده است:
● به کسی گوش دهید که آنچه را میخواهید دارد و جایی که شما هستید بوده است.
این بدان معناست که شما به افرادی گوش میدهید که واقعاً "میدانند" و نه فقط "اطلاع دارند".
مثالها: اگر میخواهید ثروتمند شوید، به کسی گوش دهید که ثروتمند است و از تقریباً همان جایی که شما شروع کردهاید شروع کرده است. اگر میخواهید آرامش درونی، شادی و خوشبختی کامل داشته باشید، به کسی گوش دهید که در آن حالتهای مستحکم زندگی میکند و کاملاً در آن حالتها لنگر انداخته است. در حالت ایدهآل، آن شخص باید همچنین از جایی مشابه جایی که شما شروع کردهاید شروع کرده باشد.
● از همه چیز بیاموزید.
به یاد داشته باشید، مرد خردمند از احمق میآموزد، اما احمق حتی از مرد خردمند هم نمیآموزد. بله، میتوانید و باید از همه چیز بیاموزید، حتی "پایینترین" فرد، فقیرترین فرد، "بدترین" فرد، افسردهترین فرد. با این حال، بخش عمده وقت خود را باید به کسی گوش دهید که حداقل در زمینه مورد نظر شما رشد بیشتری دارد.
اگر میخواهید پول در بیاورید، به کسی گوش دهید که حداقل از شما پول بیشتری دارد، اما بهتر است از کسی که در سطحی است که میخواهید به آن برسید و در حالت ایدهآل بسیار فراتر از آن سطح است، بیاموزید.
● هنگام گوش دادن به مردم، مطمئن شوید که متوجه میشوید وقتی در نقطهای که در سفر هستید بودند چه کاری انجام میدادند.
این کلیدی است. بسیاری از افراد ثروتمند، پس از اینکه فوق ثروتمند میشوند، به افرادی که میخواهند ثروتمند شوند، چیزهایی مانند "برای خانواده خود وقت بگذارید؛ زیاد کار نکنید زیرا زندگی کوتاه است؛ و در ابتدای کار خود در چندین تجارت متنوع شوید" میگویند. اما این افراد ثروتمند هنگام شروع کار خود این کارها را انجام ندادند. آنها وسواس داشتند و پول در میآوردند. آنها روزانه 12-14 ساعت یا بیشتر، 7 روز هفته کار میکردند. آنها روی یک تجارت تمرکز داشتند و در ابتدا هرگز متنوع نشدند. آنها تکهدف بودند.
نکته اینجا این است که باید به آنچه این افراد هنگام شروع کار انجام میدادند نگاه کنید. نه کاری را که اکنون که ثروتمند هستند انجام میدهند، کاری را انجام دهید که وقتی در جایی که اکنون هستید بودند انجام میدادند.
● در نهایت به شهود خود گوش دهید.
از صدای درونی آرامی که حقیقت را به شما میگوید پیروی کنید. از احساسات خود پیروی کنید.
🌀part 6
● @Guru_lifee ●
🔰به چه کسی گوش میکنید؟ 5
اگر جهان چیزی یا کسی را به شما ارائه میدهد، شما آن را به زندگی خود جذب کردهاید و درسی برای شما در آن وجود دارد، اگر بتوانید آن را پیدا کنید.
نکته کلیدی بعدی این است: «گوش دادن، یادگیری و پیروی کردن» را با «مربیگری» اشتباه نگیرید.
«مربیان» احتمالاً همه معیارهای ذکر شده در بالا را برآورده نمیکنند، اما مربیان میتوانند مفید باشند.
«مربیان» «در مورد» موضوعات میدانند، نه خود ان را «میدانند» . با این حال، آنها میدانند که چگونه مربیگری کنند (حداقل این کار را بخوبی میکنند!).
مربیان میتوانند مواردی را برای شما نشان دهند تا در نظر بگیرید زیرا آنها شما را تماشا میکنند و دیدگاه متفاوتی دارند. آنها «هدایت» و رهبری میکنند. آنها میتوانند بینش برای کمک به خودآگاهی شما ارائه دهند. آنها میتوانند انگیزه دهند و الهام بخش باشند. همه ورزشکاران بزرگ مربی داشتند. اما مربیان بزرگ به ورزشکاران بزرگ اجازه دادند تا «کشف خود» را تجربه کنند و بنابراین شناختهای خود را داشته باشند. آنها همچنین به ورزشکاران بزرگ اجازه دادند تا تصمیمات نهایی را در مورد همه چیز بگیرند. مربیان به ورزشکاران چیزهایی برای «در نظر گرفتن» دادند و اطمینان حاصل کردند که ورزشکاران چالش برانگیز و «تیز» باقی میمانند.
موفقترین افراد در هر زمینهای در واقع یک «تیم» متشکل از یک یا چند نفر را گرد هم آوردهاند که به آنها گوش میدهند، از آنها یاد میگیرند و از آنها پیروی میکنند. هر عضو تخصص خاصی دارد. یک «عضو تیم» ممکن است متخصص کسب درآمد باشد، دیگری متخصص تناسب اندام و سلامتی، دیگری متخصص روابط، دیگری متخصص رابطه جنسی و دیگری متخصص سرمایه گذاری و برنامه ریزی برای بازنشستگی.
اکثر مردم این اعضای تیم را پیدا میکنند و از طریق کتابها، سمینارها و دورههای خود از آنها یاد میگیرند.
همچنین ممکن است یک مربی داشته باشید. «مربی» ممکن است یک همکار مطالعه یا دوستی باشد که شما به انگیزه او کمک میکنید و آنها به شما کمک میکنند انگیزه بگیرید.
همانطور که از این فرآیندهای یادگیری، گوش دادن و پیروی از مردم، با استفاده از قوه تشخیص رشد میکنید، در نهایت یاد خواهید گرفت که به منبع نهایی دانستن، (خود درونی خود) ، آن صدای کوچک و آرام درون گوش دهید.
این «گوروی» درونی شماست. این «خدای درون» است. این شهود شما یا احساسات چاکرای داهل روده شما یا هدایت روح خداوند است. این «دانستن» و «قطعیت» شماست.
در نهایت این کسی است که به او گوش میدهید و از او پیروی میکنید، زیرا خود قدرتمند، همه جا حاضر و دانای کل است.
به افراد درست گوش دهید و از آنها پیروی کنید. کسانی که آنچه را که میخواهید دارند و در جایی که شما هستید بوده است.
از همه بیاموزید... با قوه تشخیص زیاد.
توسط «مربیان» انگیزه داده و الهام بگیرید.
در نهایت به خود درونی خود گوش دهید، منبع نهایی و مطلق دانایی کامل.
اطلاعات بیشتر در مورد این موضوع حیاتی در یادداشتهای آینده.
این فقط درس 2 است.
🌀part 5
● @Guru_lifee ●
🔰به چه کسی گوش میکنید؟ 4
آنها به سرعت متوجه شدند که تجارت املاک و مستغلات چقدر سخت است و چقدر زمان و تلاش برای موفقیت نیاز دارد. آنها کشف کردند که میتوانند هزار برابر بیشتر از فروش کتابها و دورههای «چگونه در املاک و مستغلات ثروتمند شویم» نسبت به ثروتمند شدن در خود املاک و مستغلات پول درآورند. انجام این کار همچنین به خودخواهی و میل آنها برای «روی صحنه بودن» و «معروف شدن» دامن زد.
چند نفر، مانند کارلتون شیتس و رابرت آلن، قبل از شروع فروش دورههای املاک و مستغلات، دهها میلیون دلار در املاک و مستغلات کسب کردند. اینها افرادی بودند که باید به آنها گوش میدادند.
امروزه بسیاری از مردم کتاب میخوانند، در سمینارها شرکت میکنند و دورههایی در مورد «چگونه زندگی دلخواهتان را خلق کنید» میگذرانند. من در طول سالها بیش از 1500 جلد از این کتابها را خواندهام.
نویسندگان معمولاً افراد صادق و با نیت خوب هستند. اکثر آنها افراد خوبی هستند. با این حال، در بیشتر موارد، آنها فقط توصیههای خودخواهانه «به نظر خوب» و درست از نظر سیاسی را ارائه میدهند و همه آنها را به عنوان «حقایق» ارائه میدهند. در واقع، آنها فقط نظرات خود را در مورد نحوه موفقیت به اشتراک میگذارند. بسیاری از نظرات آنها، در صورت پیروی، میتوانند شما را به جاده شکست ببرند.
با این حال، من همچنین با چشمان خودم دیدهام که هر یک از آن کتابها، برنامهها و دورهها در واقع حاوی اطلاعات عالی هستند. با این حال، اطلاعات «بد یا نادرست» به اندازه کافی وجود دارد که باید از مقدار زیادی قدرت تشخیص برای جدا کردن «کاه از گندم» استفاده کرد. بنابراین مراقب باشید، مراقب باشید و از قدرت تشخیص زیاد استفاده کنید.
یا میتوانید از مطالب نادرست «ایمن» باشید و کسی را پیدا کنید که معیارهای بالا را برآورده کند. کتابهای آن شخص را بخوانید، به سمینارهای آنها بروید، در دورهها و برنامههای آنها شرکت کنید.
نکته کلیدی دیگر این است: شما میتوانید و باید از همه یاد بگیرید.
این اصل را به یاد داشته باشید : انسان خردمند از احمق یاد میگیرد ، اما احمق نمیتواند از انسان خردمند یاد بگیرد.
بنابراین همیشه توجه کنید، با ذهن باز به همه گوش دهید و خودآگاهی داشته باشید. اما مطمئن شوید که همیشه از قدرت تشخیص خود استفاده کنید.
🌀part 4
● @Guru_lifee ●
🔰به چه کسی گوش میکنید؟ 3
در اینجا اسرار واقعی اینکه به چه کسی گوش دهید آموزش داده میشود.
اگر میخواهید رویاهایتان به حقیقت تبدیل شود، مهمترین کاری که میتوانید انجام دهید گوش دادن و پیروی از افراد درست است.
به کسی گوش دهید ، از او بیاموزید و از او پیروی کنید که:
● آنچه را که میخواهید دارد
● جایی که الان هستید بوده است و از همان جایی که شروع کردهاید شروع کرده است
● شکست خورده، با سختی و سختی روبرو شده است، اما بر تمام موانع غلبه کرده و موفق شده است
● همچنان در حال یادگیری و رشد است. دارای شاخص قابلیت یادگیری بالایی است؛ کتاب میخواند، در سمینارها شرکت میکند و دائماً در حال "تیز کردن تبر خود" است. هر لحظه بهتر و بهتر میشود؛ بسیار مطمئن، با 100% اطمینان، اما متواضع
● مطالب را میداند نه فقط "در مورد ان" مطالب میداند. از تجربه شخصی و همچنین از مشاهده دیگران که در زمینه تدریس موفق هستند، منبع بسیار عمیقی از دانش دارد، نه صرفاً مطالعه دانشگاهی.
● قبل از نوشتن کتاب یا تدریس سمینار، به سطح بسیار بالایی رسیده است.
هنگام تصمیم گیری در مورد کتابی برای خواندن، سمیناری برای شرکت کردن، سخنرانی برای گوش دادن یا کلاسی برای شرکت کردن، از خود بپرسید که آیا نویسنده یا ارائه دهنده واجد شرایط تدریس موضوع است؟.
6 معیار بالا را مرور کنید و ببینید آیا نویسنده در واقع "کسی است که باید به او گوش دهید، از او بیاموزید و از او پیروی کنید " یا خیر.
با دیدن این موضوع شوکه خواهید شد که یافتن کسی که این معیارها را برآورده کند، به ویژه در زمینههای "موفقیت"، "نحوه پولسازی"، "نحوه آشکارسازی خواستههای خود"، "نحوه استفاده از قانون جذب" یا "چگونه ثروتمند شویم" بسیار نادر است.
تقریباً هر نویسنده چنین کتابهایی یا "گوروهای" آنلاین که دورههای "موفقیت" را تدریس میکنند یا افرادی که برنامههای مختلف صوتی و تصویری را گردآوری میکنند، قبل از نوشتن کتاب خود یا شروع به فروش دورهها یا برنامههای خود، هرگز پول واقعی در زندگی خود کسب نکردهاند.
این "کارشناسان موفقیت" در واقع هرگز پول قابل توجهی کسب نکردند یا سطح قابل توجهی از موفقیت در زندگی واقعی نداشتند.
تنها پولی که تا به حال کسب کردهاند، از طریق فروش کتابها یا دورههای «چگونه پول در بیاوریم» بوده است و این حتی پول «زیادی» هم نبود، به این معنا که 100 میلیون دلار یا بیشتر و یا درآمد خالص بیش از 1 میلیون دلار در ماه (پس از همه هزینهها و مالیاتها) نبوده.
یک مثال عالی از این موضوع، «چگونه در املاک و مستغلات ثروتمند شویم» در دهههای 80 و 90 بود. دهها نفر در حال فروش دورههای «چگونه املاک و مستغلات را بدون پول پیش خرید کنید» یا «چگونه در املاک و مستغلات ثروتمند شوید» بودند.
من اکثر این بچه ها را می شناختم. آنها افراد خوبی بودند - افراد با نیت خوب - افرادی که در اکثر موارد واقعاً می خواستند به دیگران کمک کنند موفق شوند.
با این حال، تقریباً هیچ یک از آنها واقعاً در املاک و مستغلات ثروتمند نشدند! اکثر آنها فقط چند ملک خریدند و کمی پول درآوردند. آنها تجربه کمی داشتند و دانش انها بسیار محدود بود. اما آنها "فکر" می کردند که همه چیز را "می دانند".
🌀Part 3
● @Guru_lifee ●
حالا که این را خواندید، چه حسی دارید؟ آیا بسیاری از اسرار اکنون برای شما روشن است؟ فردا چه حسی خواهید داشت؟ و روز بعد؟ من با عمیقترین عشق و قدردانی به شما خواهم گفت. خود را دوست داشته باشید، شما کمال هستید! و ممکن است هرگز مثل قبل نباشید. تا دفعه بعد.
با عشق زیاد
گوروکو.
🔰به چه کسی گوش میکنید ؟ 2
تفاوت بزرگی بین یک معلم، سخنران،انگیزشی یا نویسنده معمولی که ممکن است در توصیف چیزها به صورت ذهنی عالی باشد و "حکیم، گورو، استاد، آواتار، قدیس و غیره" وجود دارد که در واقع شما را از درون تغییر می دهند.
حضور آنها، یک لبخند ساده ، نوشتهها/کلمات آنها ، یا حتی زمانی که فقط به آنها فکر میکنید یا به عکس آنها نگاه میکنید.
دانستن در مورد چیزی ، با داشتن توانایی ، ظرفیت و تجربه واقعی زندگی کردن و بودن آن چیز کاملاً متفاوت است.
شما نمیتوانید چیزی را بدهید که ندارید ، چیزی که نیستید یا چیزی که شخصاً تجربه نکردهاید.
بسیاری از مردم، هر چقدر هم که نیت خوبی داشته باشند، سعی میکنند چیزی را که "ندارند" یا "شخصاً تجربه نکردهاند" یا چیزی که نیستند را آموزش دهند (یک ناجی باید قبلاً نجات یافته باشد) .
اگر شخصی را پیدا کردید که فقط با نظر یا گفتگوی معمولی او ، یک سخنرانی ساده ، یک ضبط صوتی ، یک ویدیو یا چیزی که نوشته است، نه تنها اطلاعات ، بلکه تجربهای را به شما میدهد که احساس شادی و سعادت شگفتانگیزی میکنید ، پس راهنمایی من این است که به آن شخص گوش دهید! از او پیروی کن! اگر کسی باعث میشود پس از یک لحظه ناچیز با او یا چیزی که نوشته است ، احساس کنید که در درون خود مرتب شدهاید ، به او گوش دهید... از او پیروی کنید.
اگر کسی باعث میشود احساس متفاوتی کنید، به شیوهای مثبت و دائمی ، به او گوش دهید... از او پیروی کنید. من بارها داستان زمانی را که برای اولین بار در سال 1979 سخنرانی Dexter Yager را شنیدم ، تعریف کردهام. من یک آخر هفته کامل به سمینار او گوش دادم. وقتی تمام شد ، از من پرسیده شد که چه چیزی یاد گرفتم ، گفتم هیچ چیز یاد نگرفتم. من نمیتوانستم چیزی را که او گفت و با من در خانه برخورد کرد به خاطر بیاورم یا به آن اشاره کنم. من در طول کل آخر هفته واقعاً عصبانی بودم زیرا او سخنران خوبی نبود و واقعاً چیزی به ما یاد نداد! اما من بعد از آن سمینار آخر هفته فردی تغییر کرده بودم! من تبدیل شده بودم! من در درون مرتب شده بودم. "بودن، جوهر، انرژی" او، من را لمس کرد.
این اتفاق در طول سالها ، 3 بار با 3 نفر مختلف برای من افتاد (تاثیر مثبتی که داشتم به دلیل انرژی آنها و این واقعیت بود که من آماده دریافت آن بودم!) ، آن ( "حضور؛ قدرت؛ انرژی ... نه خود آنها") جوهر من را بیدار کرد؛ انرژی؛ بودن؛ قدرت! من یک "تجربه" داشتم. من متفاوت بودم. بعد از ان من هرگز مثل قبل نخواهم بود! "قدرت آنها؛ عشق؛ جوهر؛ انرژی" من را باز کرد!
من احساس متفاوتی داشتم، به شیوهای مثبت، دائمی و عمده. این مانند یک قدرت کیهانی بود که از آنها میآمد و آگاهی و آگاهی معنوی را در من آغاز و بیدار کرد. من میتوانستم ببینم! من میتوانستم احساس کنم! من یک آگاهی داشتم! من یک "تجربه" داشتم که الهامبخش، قدرتمند، گسترش دهنده تمام وجود من و افزایش حس وضوح ادراک بود.
عمیقترین احساس سپاسگزاری و قدردانی را داشتم. این تا زمانی که به نوعی با آنها در ارتباط بودم افزایش یافت. این مانند این بود که آنها "نور" بودند و من یک شمع بودم که هنوز روشن نشده بود. "شعله/نور" آنها شمع من را روشن کرد! و با هم ، قدرت نور نمایی است.
هنگامی که شخصی را به صورت حضوری یا از طریق کتاب/سی دی/صوتی/سخنرانی/ویدئو/نوشتههای او ملاقات میکنید و قلب شما اثرات آن را احساس میکند و احساس میکنید "تغییر کردهاید"، "موجودی" را پیدا کردهاید که میتواند به شما کمک کند تواناییهای خود را آزاد کنید. ، ماهیت واقعی خدای خود و واقعاً شما را بیدار کنید تا بدانید که واقعاً کی هستید.
سپس میتوانید واقعاً تمام خواستههای خود را آشکار کنید و شادتر/خوشتر/سعادتمندتر و آرامتر از آنچه تصور کنید باشید. وقتی احساس میکنید که توسط یک "موجود" که از او یاد میگیرید کاملاً پذیرفته شده و دوست داشته میشوید و وقتی احساس میکنید که آن شخص واقعاً شما را "میشناسد"... یک منبع برای خود پیدا کردهاید. شما با احساس خود خواهید دانست.
خودتان میتوانید بفهمید زیرا آن شخص نخواهد گفت "به من نگاه کن"... بلکه میگوید "به درون خود نگاه کن، به خودت نگاه کن، کمال را در خودت ببین، پتانسیل و قدرت نامحدودی را که هستی ببین!" آنها به شما قدرت می بخشند.
به یاد داشته باشید که شما بیان خالص عشق خدا (منبع) هستید ، همانطور که خدا عشق است ، شما نیز همینطور هستید. شما عشق/کمال خالص هستید. به همین دلیل است که من بعد از یک سخنرانی یا جلسه میگویم: "امیدوارم هرگز مثل قبل نباشید". زیرا میدانم که هرگز بعد از تجربه یک کتاب/سی دی/سمینار و غیره مثل قبل نخواهید بود.
🌀part 2
● @Guru_lifee ●
🔰به چه کسی گوش میدهید؟
این سخنرانی به شما اگاهی مسدهد که به چه کسی باید گوش کنید و چرا.
وقتی میخواهید رویاهایتان به حقیقت تبدیل شود، به چه کسی گوش میکنید؟ چه کسی میتواند به شما کمک کند؟ از چه کسی میتوانید یاد بگیرید؟ توصیه چه کسی را باید بپذیرید؟ پاسخ این است: کسی که آنچه را که میخواهید دارد و در جایی که شما هستید بوده است. شما فقط میتوانید آنچه را که کسی برای دادن دارد دریافت کنید. و بیشترین چیزی که یک نفر میتواند بدهد، چیزی است که او شده است: حالت او؛ جوهر او؛ آنچه را که میداند (نه فقط در مورد آن میداند).
همچنین به خاطر داشته باشید که میتوانید و تشویق میکنم از همه، هر موقعیت و هر تجربهای بیاموزید. مانع اصلی یک فرد زمانی است که ذهن فکر میکند قبلاً میداند. وقتی به جایی میرسیم که از شنیدن صداها/سخنرانیها/سخنرانان یا خواندن کتابهایی که حقیقت را آشکار میکنند خسته میشویم، توانایی یادگیری خود را از دست دادهایم و نمیتوانیم پیش برویم.
در نهایت، وقتی با منبع خود یکی هستید (در هماهنگی با عدم مقاومت، و 100% اجازه دادن هستید) شما به سادگی به خودتان (خدا، منبع و غیره) گوش میدهید و احساسات خود را دنبال میکنید.
وقتی به این نقطه میرسید، شما آموزش پذیر ترین هستید و عاشق فرآیند بی پایان یادگیری هستید (تا زمانی که در بدنی هستید، در حال یادگیری هستید!). صدای درونی/احساسات شما (خود/خدا/منبع و غیره) است که همیشه درست است. باز هم به یاد داشته باشید که هرگز نمیتوانید اشتباه کنید! در مورد آن فکر کنید! احساسات خود را دنبال کنید، نه آنچه ذهن شما فکر میکند و به شما میگوید.
به عنوان یک موضوع عملی، همه ما نیاز به دیگران داریم تا به ما کمک کنند رشد کنیم، گسترش یابیم و پتانسیل واقعی خود را آزاد کنیم. و دقیقتر ما به کسی نیاز داریم که «قدرت او آزاد شده است» (در هماهنگی، کاملاً باز و از ذهن/افکار/خود جدا شده است). همانطور که انرژی آنها با انرژی ما برخورد می کند و آن را بیدار می کند!
یک فرمول جهانی ریاضی وجود دارد: شما به علاوه دیگری (تا زمانی که آن "دیگری" قبلاً قدرت، انرژی، آگاهی خود را آزاد کرده است) بر ذهن/خود غلبه می کند و به شما اجازه می دهد آزاد از آن باشید ، پتانسیل و توانایی های نامحدود خود را آزاد کنید، از جمله توانایی شما برای تجلی چیزهای مادی و توانایی شما برای همیشه شاد و شاد بودن. ما به چنین "موجود یا موجوداتی" نیاز داریم تا با شناخت کامل ماهیت شگفت انگیز و کامل خود، در آزادسازی توانایی های ما کمک کنند. (تا زمانی که آن فرد با منبع خود در هماهنگی باشد و قدرت کامل کیهانی نور/عشق/سلامتی بدون هیچ مقاومتی از او عبور کند). ما در ابتدا و در طول مسیر به چنین موجودی نیاز داریم تا به ما کمک کند از ذهن، افکار، خودمان آزاد شویم تا بتوانیم از قدرت/انرژی خود استفاده کنیم و خواستههای خود را هر چه که هستند، آشکار کنیم و آرامش واقعی را تجربه کنیم. هماهنگی؛ سعادت؛ شادی؛ رضایت؛ آرامش؛ سکوت
بنابراین، سوال این است که ما از کدام افراد پیروی کنیم و به چه کسی گوش دهیم؟ به کدام گروه/باشگاه/جامعه باید بپیوندیم؟ در چه آموزشی باید وقت و پول خود را سرمایه گذاری کنیم؟ از کدام "شخص" باید بیاموزیم و به آموزه های آنها اعتماد کنیم؟
🌀part 1
● @Guru_lifee ●
میخوام درسیو شروع کنم واستون بزارم که مورد علاقه خودمه و حرفایی که داخل پستا گفتمو کامل میکنه
🌀درس به چه کسی گوش میدهید
🔴مطمئنا این مطالب برای خیلی از شما قابل قبول نخواهد بود
چون ممکنه باورها ، افکار ، دید و نگرشی که شما دارید کاملا مخالف این درس ها باشه
بهتون توصیه میکنم موقع خواندن این درسها مغز خودتون رو خاموش کنید و با قلب خودتون درک کنید
زمانی که مغزتون رو خاموش میکنید بدون باور درست و قلت ، و کاملا اموزش پذیر هستید و عمق مطالب رو درک میکنید
درنهایت بعد از پایان درس میتونید با ذهن خودتون شروع به درک نقض یا پذیرش این درس ها کنید و بهترین تصمیم رو خواهید گرفنت چون عمیقا و بدون منیت اونهارو درک کردید
والدین نمیخواهند فرزندانشان تصمیمات اشتباهی بگیرند، بنابراین اجازه تصمیمگیری به آنها نمیدهند. و سپس کودک وابسته به والدین و دیگران میشود، و بعد والدین از این بابت دلخور میشوند، و این کم کم به یک سرزنش از طرف والدین تبدیل میشود.
اگر شما کودکان را تشویق کنید تا همه کاری که میتوانند انجام دهند را انجام دهند - و اشتیاق طبیعی که در آنها وجود دارد را خاموش نکنید، تا بتوانند بدرخشند و رشد کنند و به شما و خودشان نشان دهند که چقدر در سازگاری با تجربه فیزیکی خوب هستند - اینطور همه برنده میشوند.
از دالاس، TX در 13/3/99
#استر (و ابراهام و جری)
● @Guru_lifee ●
🔰هر روز تصمیمات بیشتری بگیرید.
چون تصمیمگیری به زندگی شما قدرت میبخشه. به همین دلیل، کمی بینظمی خوبه، چون اغلب تصمیم نمیگیری تا زمانی که خودت رو توی دردسر بندازی. و بعد، وسط دردسر، تصمیم میگیری، ولی این تصمیم نیروی حیات رو فرا میخوانه. آیا تا به حال جایی بودی که نمیتونستی تصمیم بگیری و احساس بیحالی میکردی؟ " و میگفتی ، نمیدونم. نمیدونم. نمیدونم چی کار کنم." و بعد تصمیم گرفتی و دوباره احساس زنده بودن کردی.
میخوایم بدونید که هیچ وقت کارهاتون تموم نمیشه. پس با این نگرش که "باید این کار رو انجام بدم " شروع نکنید، چون به هر حال هرگز تمام نمیشه. و چیز دیگه ای که میخوایم بدونید اینه که هیچوقت نمیتونید اشتباه کنید. پس تصمیم بگیرید. بگذارید زندگی جریان داشته باشد.
از لارکسبور، کالیفرنیا در ۱۶/۸/۹۸
با عشق ما،
#استر (و ابراهام و جری)
● @Guru_lifee ●
🔰لحظه حال
وقتی میتوانید در لحظه زندگی کنید، به آن ذهنآگاهی یا ذهنآگاهی میگویند. شما واقعاً توجه می کنید. شما در زمان حال هستید شما به گذشته فکر نمی کنید. شما به آینده (آنچه می خواهید یا نمی خواهید) فکر نمی کنید. شما کاملا حضور دارید. تو بچه گانه ای شما بازیگوش هستید. شما با حس شگفتی زندگی می کنید. شما از هر تجربه ای لذت می برید، مهم نیست که چه باشد! درست مانند یک کودک. تو هیچ اهمیتی به آینده نداری هیچ پشیمانی از گذشته ندارید. این مکان فوق العاده ای برای بودن است.
آن را امتحان کنید و خواهید دید
⚜#nuggets_of_gold⚜
● @Guru_lifee ●
❇️فایل pdf چنل رشد شخصی
تمامی مطالب متنی چنل رو (جهت دسترسی راحتتر شما ) داخل این pdf قرار دادم
برای دریافت اموزش های بیشتر داخل چنل Guru جوین بشید:
● @Guru_lifee ●
🔰بزرگترین معلمان شما
این درس به ما میآموزد که بزرگترین معلم شما چه کسانی هستند و از چه کسی بیشترین چیز را یاد میگیرید.
♦️بزرگترین معلم شما کیست؟ از چه کسی میتوانید بیشترین چیز را یاد بگیرید؟
در نظر بگیرید. اگر بتوانید تحت تأثیر آنچه هر « کسی به شما میگوید یا نمیگوید ، به شما انجام میدهد یا نمیدهد ، یا برای شما انجام میدهد » قرار نگیرید پس در واقه شما کنترل زندگی خود را در دست دارید. اگر بتوانید تمسخر، درد، رنج و تجربیات منفی را تحمل کنید، پس شما کنترل زندگی خود را در دست دارید.
اگر شرایط، وقایع و موقعیتها تأثیری بر احساسات شما ندارند ، پس شما کنترل زندگی خود را در دست دارید. بنابراین، همه آن افرادی که شما را اذیت میکنند، در مورد شما بد صحبت میکنند و با شما بیاحترامی میکنند، "مربیان" شما هستند. آنها به شما فرصت میدهند تا تمرین کنید که تحت تأثیر شرایط بیرونی قرار نگیرید.
آنها در حال آزمایش توانایی شما برای "برخورد" با موقعیتها در زندگی هستند.
چه قدر میتوانید تحمل کنید؟ چقدر میتوانید تحمل کنید؟ چقدر میتوانید تحمل کنید؟ اگر بتوانید هر چیزی را تحمل کنید ، پس قطعا برنده میشوید.
از کسانی که در مورد شما بد صحبت میکنند ، کارهای بدی با شما انجام میدهند و به شما بیاحترامی میکنند خوشحال باشید. برای تمام "چالشها" در زندگی سپاسگزار باشید. همه آنها در حال آزمایش شما و همزمان آموزش شما هستند.
اگر این را بدانید ، پس "بازی" را "درک" خواهید کرد. وقتی تحت تأثیر هیچ چیز "بیرونی" خود قرار نگیرید، پس تمام دنیا مال شما خواهد بود و تمام رویاهای شما به واقعیت تبدیل خواهد شد.
با عشق فراوان
● @Guru_lifee ●
