en
Feedback
𝗛

𝗛

Open in Telegram

این یه قرار داد بود بین زمین و آسمون ؛

Show more
832
Subscribers
+124 hours
-17 days
-1130 days
Posts Archive
𝗛
832
من بگردم گرد آن یاری که میگردد پی ام
مولانا

𝗛
832
Voice message01:55

𝗛
832
نمی‌دانم دارم روزهایم را می‌کشم، یا روزهایم دارند مرا می‌کشند. در هر صورت جنایتی در حال وقوع است.📚☕️
یادداشت‌های زیرزمینی ـ داستایفسکی

𝗛
832
سعی کردند مارا دفن کنند ، دریغ از اینکه ما بذر بودیم . پادشاهِ چریکِ تاریخ ، #ارنستوچه‌گوارا
سعی کردند مارا دفن کنند ، دریغ از اینکه ما بذر بودیم .
پادشاهِ چریکِ تاریخ ، #ارنستوچه‌گوارا

𝗛
832
سعی کردند مارا دفن کنند ، دریغ از اینکه ما بذر بودیم پادشاهِ چریکِ تاریخ ، #ارنستوچه‌گوارا
سعی کردند مارا دفن کنند ، دریغ از اینکه ما بذر بودیم
پادشاهِ چریکِ تاریخ ، #ارنستوچه‌گوارا

𝗛
832
تنم

𝗛
832
مردم هرگز‌‌‌‌‌ به‌ انگیزه‌هایتان ، به صداقتتان‌ و‌ به شدتِ رنج‌ هایتان یقین نمی‌آورند مگر به برکت مرگتان . تا وقتی زنده اید ، فقط از بدگمانی‌شان سهم‌ می‌برید .
سقوط / #آلبر‌کامو

𝗛
832
مردم هرگز‌‌‌‌‌ به‌ انگیزه‌هایتان ، به صداقتتان‌ و‌ به شدتِ رنج‌ هایتان یقین نمی‌آورند مگر به برکت مرگتان . تا وقتی زنده اید ، فقط از بدگمانی‌شان سهم‌ می‌برید .
سقوط / #آلبر‌کامو

𝗛
832
7-Band-Vasat-Mimiram-128.mp35.29 MB

𝗛
832
چرا که آدم‌ها را فقط یک بار از دست نمی‌دهی. با شنیدنِ آهنگی که تو را به یاد لبخند آن‌ها می‌اندازد دوباره آن‌ها را از دست می‌د
چرا که آدم‌ها را فقط یک بار از دست نمی‌دهی. با شنیدنِ آهنگی که تو را به یاد لبخند آن‌ها می‌اندازد دوباره آن‌ها را از دست می‌دهی. با گذشتن از کنار نشانه‌ای قدیمی. خندیدن به جوکی که اگر آن‌ها بودند به آن می‌خندیدند. بارها و بارها آن‌ها را از دست می‌دهی.
لنکالی / به امید دل بستم

𝗛
832
6961307720_final_1764988183.mp35.64 MB

𝗛
832
صداها اخرین حرفای آدمان به کساییکه دوسشون داشتن که البته بعضیاشونم فوت شدن .

𝗛
832
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقبِ سر نگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران

𝗛
832
الحمدالله یا رب عله کل حال 🤍

𝗛
832
yek Nafas Ey Peyke Sahri Ba Sedaye Zan.mp34.90 MB

𝗛
832
photo content

𝗛
832
yek Nafas Ey Peyke Sahri Ba Sedaye Zan.mp34.90 MB

𝗛
832
خواب نمی‌برد مرا یار نمی‌ خرد مرا مرگ نمیدَرَد مرا آه چه بی‌ بها شدم . . .

𝗛
832
یک روز سایه‌ای میان دو نفر ایستاد ؛ نه آن‌ قدر بزرگ که دیده شود و نه آن‌ قدر کوچک که بتوان از کنارش گذشت . از آن روز ، فاصله‌ها دیگر با قدم شمرده نمی‌ شدند . #آخرین‌آشتی

𝗛
832
یک روز سایه‌ای میان دو نفر ایستاد ؛ نه آن‌ قدر بزرگ که دیده شود و نه آن‌ قدر کوچک که بتوان از کنارش گذشت . از آن روز ، فاصله‌ها دیگر با قدم شمرده نمی‌ شدند . #آخرین‌آشتی - تیمو