𝖢𝖺𝗌𝖺𝗇𝗈𝗏𝖺
Open in Telegram
211
Subscribers
-224 hours
-37 days
-830 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+29
in 36 channels
November '24
+126
in 28 channels
Get PRO
October '24
+23
in 7 channels
Get PRO
September '24
+185
in 18 channels
Get PRO
August '240
in 91 channels
Get PRO
July '24
+34
in 12 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 09 December | +1 | |||
| 08 December | +15 | |||
| 07 December | +1 | |||
| 06 December | +7 | |||
| 05 December | 0 | |||
| 04 December | +4 | |||
| 03 December | +1 | |||
| 02 December | 0 | |||
| 01 December | 0 |
Channel Posts
| 2 | عسل میچکه ازش) | 122 |
| 3 | مارسی نازنازیه منه و خیلی خوشگله 🌟 | 115 |
| 4 | خب دیگه وقتِ رفتن رسیده ارکیده ها،
مراقب خودتون و کازانوا باشید،
تابستونِ بعدی میبینمتون🤍🙂↔️ | 233 |
| 5 | بلهه | 127 |
| 6 | اینجا اصلا فیو کسی هست؟ | 123 |
| 7 | روزِ آخر تابستونه و احتمالا تابستون بعدی من برگردم به کازانوا، پس مراقب خودتون باشید.
افرادی که هنور محصل هستن، موفق باشید خوشگلآ قطعا از پس هر چیزی برمیاید.
و افرادی که کنکور دارن،غذا خوب بخورید، خوب بخوابید، زیاد سخت نگیرید اما تلاشتونو بکنید،
استرستونو کنترل کنید چون باعث افتتون میشه..
میدونم فشار های زیادی روتونه فقط تحمل کنید ۱ سال تمام تلاشتونو بکنید و قول میدم از پسش برمیاید ارکیدههام.
و افرادی که دانشگاه میرن، نگران نباشید و سخت نگیرید، درساتونو بخونید و در کنار پاس کردن واحداتون از زندگیتون لذت ببرید.
بهترین نتیجه و بهترین لحظات سهیم قلبِ پاک و مهربونتون.
بازم هم میگم موفق باشید ارکیدههای کازانوآ🤍🌱 | 244 |
| 8 | ⛔️ اگر در توانم بود و این گوشی در دستم اومد از حمایت شما غافل نمیشم و در این چنل کوچیک فور خواهم کرد،
از چنل های زیبایِ شما لفت نمیدم عزیزکا ولی اگر شما خواستید میتونید لفت بدید. | 241 |
| 9 | درود ارکیدهها امیدوارم که روزگارتون به نیک بگذره، خواستم به اطلاعتون برسونم که تا مدتی کازانوا قراره خاک بخوره.
نمیشه اسمشو گذاشت بستن یا پاک کردن یا استراحت و ..، صرفا بخاطر زندگیِ شخصی بنده توانایی چرخوندن این کافه و پذیراییِ متناسب با ارزش های شما در این کافه از دستِ مارسی خارجه.
" صرفا مدتی بخاطر زندگی شخصی بنده در این چنل فعالیتی صورت نمیگیره،هر ماهچهرهای که درکنارم موند قدمش بهروی چشمانِ من و هر عزیزکردهای هم که لفت داد باز هم قدمش سرِ چشمانِ من،
سپاسگزارم که در این مدت از کازانوا حمایت کردید و بهش عشق ورزیدید"
دست بوس و قدردانِ مهرِ شما هستم.
مراقب قلب و مهربونیاتون باشید ارکیده های کازانوا.
-مارسی | 233 |
| 10 | sticker.webp | 157 |
| 11 | — تیلههای قهوهای چشمانت را از من گرفتی
درمـان مـن؟ حال نگاه آرامشبخشت
مهمان چشمان چه کسیست؟
عزیزکرده.. به کجا قدم میگذاشتی زمانی که چشمانم از دوریات همچون لکه ابر خاکستری میبارید و بر زیر قطرههای سوزناکش ذرهذره غرق میشدم؟ زمانی که نگاه آشفتهم از روی لبخندت، چشمانت و ابریشمهای خوشعطرت که بهرنگ آسمان شب در آمدهاند، برداشته نمیشد.. زمانی که از دور ملتمسانه نگاهَت میکردم و تو هوش و حواس خود را در کنج قلب دیگری به جا گذاشته بودی.. زمانی که با نگاهم تکبهتک جزئیاتت را همچون فرشتهای که آفریننده خویش را میستاید، مورد پرستش قرار میدادم.. چرا گوشهای از چرخش نگاهت را مهمان چشمان خیس از اشک من نکردی جانانم؟ حال که به ناچار چشمانم را از روی خدایبیرحمم برداشتم و به سرخیِ خون دستان زخمیام، آن هم زمانی که زمین را در نبودنت چنگ میزدم نگاه انداختم، به دنبال آرامش چشمانم میگردی؟ من خود را در قفس نبودنت از دست دادم؛ و تو نیز من را از دست دادی عزیزکردهی دلربا. دگر برای پرستش چشمهایی که نورشان به سیاهیشب در آمدهاند دیر شدهاست رنجشیرینمن.
| 130 |
| 12 | sticker.webp | 143 |
| 13 | ای کـاش قطـراتِ داغـی کـه از گوشـهی چشمانـم
به سمت چانـهام سفـر میکننـد،
مقصـدشان را به اعمـاق قلب سـردَت تغییـر مـیدادنـد.
در همـان لحظـهای کـه با من مثـل یک غریبـه رفتـار کـردی.
با منـی که گفتـه بـودی،
پـارهای از وجـودِ تو نـه؛ بلکـه تمـام تـوام!
ای کـاش داغـیِ آتـشِ قلبـم،
بغض گلـویم را جلـوی تو ذوب میکـرد..
نه زمانـی کـه مـرا با غـمهـایم،
پشتِ درهـای بستـهی آغـوشت رهـا کـردی و رفتـی..
تویـی که فکـر میکـردم تنهـا پـارهای از قلب منـی؛ امـا
اکنـون یقیـن دارم، بـا هر قَـدَمت،
تمـامِ تکـههـای قلب مـرا از جنـاق سینـهام دور میبـری.
ضربـانهـای آن احسـاسِ تپنـده
در دستـانِ تـو بـود کـه از دیدگـانم محـو شد؛
مـن بـرای بازخـواسـتِ قلبـم عاجـز بـودم.
فریـادِ اشکهـایم هیچـگاه به گـوشِ تو نرسـید.
پَـسمانـدهی روحـم زیرِ قـدمهـای بلنـدِ تو دفـن شـد.
بغض شـدم و رنـج کشیـدم. اشک شـدم و فـرو ریختـم.
آخریـن تکههـای شکستـه شـدهی من در پـسِ رفتـنِ تو آتـش گـرفت؛
ولـی تو حتـی بـرای دیدنِ خـاکستـرِ وجـودم، سـر برنگـردانـدی.
─╌ نوشتـههـایسوختـه، ثـورا | 110 |
| 14 | sticker.webp | 134 |
| 15 | sticker.webp | 465 |
| 16 | Feride & Mahir.mp3 | 446 |
| 17 | تو خیلی وقته که از پیش من رفتی!
درست خیلی قبل تر از اینکه بخوای بهش عمل کنی از پیش من رفته بودی.
من فهمیده بودم؛
از همون روزی که دیگه انقدر به چشمام بی تفاوت شدی که نفهمیدی تارِ مژه هام کم شده،
از همون روزی که دیگه برای تولدم روز شمار نذاشتی،
از همون روزی که دیگه قلبت از شوق دیدنم نمیتپید..
من فهمیده بودم؛
همونجایی که دیگه شوق دیدن چشمامو نداشتی، ننگ سرد بودن به دستام زدی، همونجایی که خواستم بغلت کنم و خستگیت رو به رخ کشیدی، اونجا که خواستم ببوسمت و مریضیت رو بهونه کردی.
از همون ساعتهایی که کنار من بودی، فهمیدم دیگه خبری از برقِ چشمات نیست،فهمیدم پروانهها مردن،میخندیدی..میخندیدی قلب ولی برای منی که حفظت بودم فایده ای نداشت..به کی میخندیدی اوژنی؟ به فکرِ کی اینطور قشنگ میخندیدی؟
من فهمیدم خبریه..فهمیدم چشمات یچیزی میگه، فهمیدم هربار لب به گفتن باز کردی بغضتو قورت دادی و یه لبخند تلخ تحویلم دادی..
همون بغضی که از من گرفته بود،
همون لبخندی که راهِ حرف های تو گلوتو بسته بود،
همون رنگ بی احساسی که صداقت چشمات رو گرفته بود..
همون بویِ دودی که عطر تنت رو گرفته بود..!
فقط بگو..بگو اوژنیِ نسکافه...
چقدر با خودت کلنجار رفتی تا بتونی بهم بگی که دیگه..قلبت برای نسکافه نمیتپه؟ | 1 484 |
| 18 | No text... | 735 |
| 19 | sticker.webp | 341 |
| 20 | وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جایی،
چَشم بد دور..
غزلخوان شده باشی جایی،
بله! یک روز توهم حالِ مرا میفهمی
چون که در آینه حیران شده باشی جایی!
ماهِ من طایفهیِ روزه بگیران چه کنند؟
شب عیدی که تو پنهان شده باشی جایی
من نشستم..بروی...مِی بخری برگردی..
ترسم این است مسلمان شده باشی جایی.۱ | 471 |
