870
Subscribers
-524 hours
-277 days
-12830 days
Posts Archive
870
یه بار آدم حالتو میپرسه ، دوبار میپرسه ، سه بار میپرسه ...
نه اینکه از روی وظیفه از روی رفاقت ؛ ولی یه جایی خسته میشی از اینکه همیشه تویی که پیگیرِ حالِ آدمایی.
870
من زود میبخشم ، اما نه به این معنی که یادم میره چه اتفاقی افتاده ، یا میتونم دوباره مثل قبل باشم ، بعضی رفتارها شاید بخشیده بشن اما اثری که روی آدم میزارن به این راحتیها از بین نمیره من میبخشم که بفهمی فقط دیگه از دستت عصبانی نیستم نه اینکه دوباره بهت اعتماد دارم و میخوام همه چیز مثل گذشته باشه.
870
کم کم یاد میگیری واسه هیچی اصرار نکنی ، شدنی میشه ، موندنی میمونه ، اومدنی میاد و رفتنی هم میره.
870
به قولِ امیر پارسا :
و ناگهان نوبتِ تو میشود ..
و خداوند با دستانی پر از نور تمام نبودن هارا جبران میکند ؛
بمان در ایمان ، حتی وقتی چیزی نمیبینی.
870
من همون دختریم که حاضره سخت ترین زبان دنیا + پنج زبان دیگه رو یاد بگیره ولی هیچوقت یك مسئله ریاضی رو حل نکنه.
870
یه وقتایی انقدر اتفاقا پشت سر هم روی سرت خراب میشن که دیگه حتی نمیدونی از کدومشون باید شروع کنی و فقط ساکت میشی و میذاری هرچی توی ذهنت هست دور سرت بچرخه.
نه حوصله توضیح دادن داری ، نه توانِ اینکه بگی من خوب نیستم ، فقط یه خستگی عمیق میمونه که هیچکس از بیرون نمیبینتش ، چون یاد گرفتی لبخند بزنی ، حرف بزنی و طوری رفتار کنی که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده ؛ در حالی که خودت خوب میدونی پشت این آرامشِ ظاهری ، داری ذره ذره فرو میریزی.
870
من آدم صلح جو و آرومی به حساب میام و سعی میکنم با همه مهربون باشم ،
پس خیلی باید مزخرف باشی که با تو بد باشم.
