242
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-930 days
Posts Archive
242
Repost from 「INTJ . ENTJ」
-تاحالا عاشق شدی؟
+فکر میکنم عشق رو تجربه کرده باشم. البته که عشق از نظر هر آدمی متفاوته و از نظر من، اهمیت زیاد و علاقه عمیق و شدید قلبی عه.
-خب؟ درموردش بگو.
+اوایل متوجه شدم برام با بقیه متفاوته. دوست داشتم زودتر وقتم آزاد بشه که باهاش وقت بگذرونم. و حتی منی که اولویت اولم همیشه خودم بودم، ناگهان حاضر بودم از کار و خودم بگذرم تا یک کلمه بیشتر باهاش صحبت کنم. دوست داشتم وقتی درحال انجام کارهای مهمم، اون پیشم باشه حتی اگه چیزی نمیگفت یا کاری نمیکرد، وجودش برام کافی بود. اولین بار بود همچین احساسی رو تجربه میکردم، برای همین حدس زدم که عشق همین باشه. همین که برای آینده کنار اون، برنامه ریزی میکردم.
-رابطتون چطور پیش رفت؟
+هیچوقت نتونستم جوری که باید، بهش نزدیک بشم. میدونم که اگه قدم جلو میذاشتم، اون هم به سمتم میاومد. ولی غرور و ترس از رد شدن جلوم رو گرفت. برای همین هنوز هم چیزی بیشتر از دوست نشدیم.
اون هنوز معتقده دوتا دوست صمیمی خوبیم که بهم اهمیت زیادی میدیم. ولی من میدونم که احساس من، بیشتر از دوستیه.
-بذار حدس بزنم، تو Intj ای؟
+دقیقا.
242
دیگه برام مهم نیست کسی باهام حرف نزنه، پیام هام رو جواب نده، دوستم داشته باشه یا ازم بدش بیاد، پشت سرم حرف بزنه، جایی دعوت نشم یا هر چیز دیگهای، کلا اهمیت دادن رو متوقف کردم.
