485
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-230 days
Posts Archive
شاید بپرسین چرا ازین شاخه به اون شاخه میپرم و رو یه موضوع واحد تمرکز ندارم توی شعر.
راستش باید بگم شعر یه شاعر ADHD اینطوریه
من و تو زاده ی عشقیم، سزاوار کجاست؟
که تو لایق من اما من لایق عشقت نیستم
من و تو پیر شدیم، عمر بدهکار کجاست؟
که تو مریم من اما من مسیحای تو نیستم
من و تو ما میشدیم، آنهمه اصرار کجاست؟
که تو نیاز من اما من هیچکس تو نیستم
من و تو کجای راهیم، روی تو غبارِ کجاست؟
که تو مقصد من اما من حتی قدمی نیستم
من و تو راز بودیم، چشم پر اسرار کجاست؟
که تو تمام من اما من گوشه چشمت نیستم
من و تو تضاد داریم ، آن زن دچار کجاست؟
که تو مرا بس اما من مرد آرزوهایت نیستم
من و تو؟ شاید بپرسی مرا بیمار کجاست؟
اکنون همه تویی و من بی تو چیزی نیستم
*شعر از خودم
