کـارامـلـو | Caramelo
Open in Telegram
189
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1030 days
Posts Archive
تووی دستامی، منتظر پروازی بعدِ این همه مست بازی باید دنبال فصل وایسیم دیگه استخر آبی نیستابری خانوم
حاجی یه نمه چربی که چاق نیست هیچ رفیقی بهتر از باجناق نیست داریم با هم میریم دور بعد خونه خالی و خواهرزنمم تو باغ نیستابری خانوم
شهر تیر توی زنانگی می زد اون تو خلوتش به یادی مردی بود اون نمیخواست تو سنت گا بره زمانش رسیده بود نقب بزنه تا دل حوادثابری خانوم
اشتباه از منه رات دادم تو دلم سیاهیتو نمیدید چشمای کور من اشتباه از منه من کجا تو گجا بعضیا غربتن تو نقش خونهان...ابری خانوم
میباره اشکام رو شهر گونم تا وقتی زندم با تو میمونم احساست من رو قلبت میدونه دوست دارم دیوونه دیوونهابری خانوم
برو دست رو این دلم نذار غم من حساب نداره چشمایی که چون دریا بشه شبا دیگه خواب ندارهابری خانوم
Mood:
دلتنگی و اندوهی عمیق در وجودم ریشه دوانده است. آرزو دارم با دیگران سخن بگویم و افکار و احساساتم را با آنها در میان بگذارم،اما در عین حال، قلبم به من میگوید که از هر گفتوگویی دوری کنم.
گویی کلمات در گلویم حبس شدهاند و دست و دلم به بیان احساساتم نمیرود.
این تناقض درونی، مرا در دنیایی از سکوت و تنهایی غرق کرده است:)
مردن
راحتترین
بخش ماجراست.
چیزی برایِ ترسیدن
وجود نداره.
چیزی برایِ
از دست دادن نیست.
﮼پناهگاه
