𝖵𝖾𝗋𝗌𝗂𝗈𝗇𝗌 𝗈𝖿 𝖢𝖡 ♰
Open in Telegram
—𝖶𝗂𝗍𝗁𝗈𝗎𝗍 𝖿𝗂𝗋𝖾 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗂𝗌 𝗇𝗈 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍... 𝖠𝗇𝖽 𝗂𝖿 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗂𝗌 𝗇𝗈 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍, 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝖻𝖾 𝗇𝗈 𝖿𝗂𝗋𝖾. ᰔᩚ 🥂 𝖳𝖺𝗅𝗄 𝗍𝗈 𝗎𝗌﹕ Hera; @BaekieBot Loey; @TheLoeyBot
Show moreIran219 417The category is not specified
233
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
🤩#LENORA 𓂃 Chapter 2
عنوان﹕لِنورا〰️
کاپلها﹕چانبک ⋆ کایسو
ژانر﹕اکشن ⋆ انگست ⋆ رمنس ⋆ پزشکی ⋆ اسمات
وضعیت﹕درحال آپ
نویسنده﹕ 𝖡𝗒𝗎𝗇 𝖧𝖾𝗋𝖺
───────── 💗 ────────
خلاصه ؛
زندگی همیشه قرار نبود طبق میلش پیش بره. بکهیون هم این رو خوب میدونست... درست از روزی که فهمید پارک چانیول، قهرمان موتورسواریای که مسابقاتش رو دنبال میکرد، درواقع رییس شرکت محبوب ترین نوشیدنی های الکلیـه. چی میشد اگه هربار ناخواسته باهم روبه رو میشدن؟ اونم وقتی که معتقد بود هیچ دیدار دوبارهای بیدلیل نیست!« مشاهدهی ویدیو تیزر اصلی » « معرفی شخصیت ها » ⬅️ آپ فیکشن فقط در این چنل ➡️
🤩#LENORA 𓂃 Chapter 1
عنوان﹕لِنورا〰️
کاپلها﹕چانبک ⋆ کایسو
ژانر﹕اکشن ⋆ انگست ⋆ رمنس ⋆ پزشکی ⋆ اسمات
وضعیت﹕درحال آپ
نویسنده﹕ 𝖡𝗒𝗎𝗇 𝖧𝖾𝗋𝖺
───────── 💗 ────────
خلاصه ؛
زندگی همیشه قرار نبود طبق میلش پیش بره. بکهیون هم این رو خوب میدونست... درست از روزی که فهمید پارک چانیول، قهرمان موتورسواریای که مسابقاتش رو دنبال میکرد، درواقع رییس شرکت محبوب ترین نوشیدنی های الکلیـه. چی میشد اگه هربار ناخواسته باهم روبه رو میشدن؟ اونم وقتی که معتقد بود هیچ دیدار دوبارهای بیدلیل نیست!« مشاهدهی ویدیو تیزر اصلی » « معرفی شخصیت ها » ⬅️ آپ فیکشن فقط در این چنل ➡️
#برنامه آپ لِنورا قراره به اینصورت باشه.
𓂃 #LENORA 〰️
• ویدیو تیزر اصلی
روزهای آپ﹕سهشنبه و جمعه
ساعت﹕نامشخص
وضعیت﹕درحال آپ
︙آپ بصورت منظمه و پارت ها کامل و بلندن. فقط گاها ممکنه شرط ووت و کامنت داشته باشیم برای بیشتر حمایت و دیده شدن. 💕— گروه نظرات لِنورا
🤩#LENORA 𓂃Teaser
عنوان﹕لِنورا〰️
کاپلها﹕چانبک ⋆ کایسو
ژانر﹕اکشن ⋆ انگست ⋆ رمنس ⋆ پزشکی ⋆ اسمات
نویسنده﹕ 𝖡𝗒𝗎𝗇 𝖧𝖾𝗋𝖺
ادیتور﹕𝖫𝗈𝖾𝗒 𝖯𝖺𝗋𝗄
────────── 💗 ─────────
انگشت اشارش رو روی گونهی لطیف پسر کشید و با لبخند به الههی زیباییش خیره شد.– میخوام از این به بعد لِنورا صدات کنم.
سرش رو به سمت دست چانیول کج کرد و متقابلا لبخند زد.+ لِنورا؟ میشه بگی معنیش چیه؟
درحالی که به چشمهاش خیره بود، شستش رو روی لبهای نرم و ظریفش کشید.– باریکهی نور. تو همون باریکهی نوری هستی که وقتی ابرای سیاه زندگیم رو پوشونده بودن، بهم تابیدی و حس زنده بودن دادی هیون... تو لِنورای منی. Coming soon... 🌟𝖵𝖾𝗋𝗌𝗂𝗈𝗇𝗌 𝖮𝖿 𝖢𝖡
Repost from N/a
سیلور اند سیلک دنیای واقعی بالاخره تو چنلشون مود برد و فیکی که خودشونن رو هم گذاشتن
+4
𝄈 𝖲𝗂𝗅𝗏𝖾𝗋 & 𝖲𝗂𝗅𝗄 🖤
چی باعث شده بود فکر کنه همه چیز میتونه عوض شه؟ چی باعث شده بود فکر کنه میتونه همه گندایی که روی روحش گرفته بود رو پاک کنه و از نو شروع کنه؟ که اونم میتونه عادی باشه... بک جلوی کمد تکون معذبی خورد. توجه چان بهش جلب شد. آهان! اون باعث شده بود... اونجا وایساده بود... توهم شیرینش... با چشمای مظلوم داشت چان رو نگاه میکرد و آروم با نوک پاش روی زمین خط میکشید تا خجالتش رو یه جوری خالی کنه. هنوزم میخواستش، وقتی که گفته بود همیشه میخوادش دروغ نگفته بود. فقط شاید بعضی خواستن ها بهتر بود هیچوقت به زبون نیان. برای یه مدت کوتاه بک این تصور رو بهش داده بود که شاید اونم چان رو میخواد. که شاید یه درصد از اون حدی که چان بک رو میخواد اونم چان رو میخواد اما زندگی چان هیچوقت به این شیرینی ها عادت نداشت. اون توهم انقدر شیرین بود که تمام تلخی های چان به خاطرش کمرنگ شده بودن و الان فهمیده بود اون شیرینی مصنوعی بوده. همهی اون لبخندهای خجالتی بک، مدلی که به چان میچسبید، تک تک واکنش هاش به لمس های چان همش تظاهر بود. و اون کوچولوی بی رحم چقدر خوب تظاهر کرده بود! خیلی برنامه ریزی شده... جوری که چان با عمق وجودش باور کرده بود نظر بک عوض شده، اما واقعیت همون چیزی بود که چان اون اولا ناخواسته از سرش گذشته بود. بک اومده بود اینجا تا چان رو نابود کنه!
