en
Feedback
همنای

همنای

Open in Telegram

Show more
Iran500 077The category is not specified
249
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
امشب ساعت ۲۱، داستانی از #ابراهیم_گلستان خواهید شنید. #بخشی_از_داستان #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

#رادی #داستان_کوتاه #ولفگانگ_بورشرت #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

امشب ساعت ۲۱، داستانی از #ولفگانگ_بورشرت خواهید شنید. #بخشی_از_داستان #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

نامه پابلو نرودا به آلبرتینا رزا #پابلو_نرودا #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

#اندوه #داستان_کوتاه #آنتوان_چخوف #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

امشب ساعت ۲۱، داستانی از #آنتوان_چخوف خواهید شنید. #بخشی_از_داستان #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم #مهرداد_اوستا #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

مرا نصیب، غم آمد، به شادی همه عالم چرا که از همه عالم محبت تو گزیدم #مهرداد_اوستا @hamnaay

#رضا_براهنی #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

من اگر زن بودم آیا تو می‌شدم؟ #رضا_براهنی @hamnaay

#پرسیوال_اورت #تعمیرکار #داستان_کوتاه #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

«آدم باید مراقب چیزهایی که درست می‌کند باشد. اگر سوپاپ یک موتور را درست کنی، اما یاتاقان بسته باشد، همچنان کار می‌کند اما فشار بیشتر می‌شود.» شرمن به صورت متعجب داگلاس نگاهی انداخت. «اگر یک کویر را پرِ آب کنی، احتمالا یک دریا را خالی کرده‌ای. درست کردن، کار پیچیده‌ای است.» داگلاس پرسید: «خب، حالا ما باید چه کار بکنیم؟» شرمن گریه‌اش گرفته بود. اشک از روی گونه‌اش می‌لغزید، زیر چانه‌اش پیچ می‌خورد و توی یقه‌ی باز پیراهن آبی آسمانی‌اش می‌افتاد. داگلاس نگاهش می‌کرد. باورش نمی‌شد او همان مردی باشد که آن همه چیز را درست کرده، آن همه وسیله، آن همه رابطه‌های انسانی و آن همه کار و نگرانی و دغدغه، حتی زن مرده‌ای را هم زنده کرده بود. شرمن چشمهای اشک‌آلودش را بالا آورد و به داگلاس نگاه کرد: «من آن دریای خالی هستم.» #پرسیوال_اورت @hamnaay

امشب ساعت ۲۱، داستانی از #پرسیوال_اورت خواهید شنید. #بخشی_از_داستان #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

لاله‌رخا! سمن‌برا! سرو روان کیستی؟ سنگ‌دلا! ستم‌گرا! آفت جان کیستی؟ #خاقانی #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

سنگ‌دلا! ستم‌گرا! آفت جان کیستی؟ #خاقانی @hamnaay

ای نامه‌ی من! در این دل شب با من بنشین و درد دل کن گر دردسری رسیدت از من ای نامه‌ی من! مرا بحل کن #منوچهر_نیستانی #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

این نامه هنوز به دست او نرسیده و من چه دیوانه‌ام که دارم از این نامه‌ی بی‌خبر، احوال «او» را می‌پرسم. با آن حرف می‌زنم، می‌خندم و می‌گریم. #منوچهر_نیستانی @hamnaay

دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت جان مژده داده‌ام که چو جان در بر آرمت #شهریار #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay

تا شویمت از آن گل عارض غبار راه ابری شدم ز شوق، که اشکی ببارمت #شهریار @hamnaay

#نامه #سید_مهدی_ابوالقاسمی @hamnaay