کمد آقای ووپی
Open in Telegram
دنیا دوست داره به سمت آنتروپی پیش بره، منم همینطور! @TheHotaru_bot شناس http://t.me/HidenChat_Bot?start=834698470 ناشناس
Show more233
Subscribers
No data24 hours
+47 days
No data30 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+5
in 0 channels
August '26
+12
in 3 channels
Get PRO
July '26
+20
in 5 channels
Get PRO
June '26
+15
in 1 channels
Get PRO
May '260
in 0 channels
Get PRO
April '26
+1
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+9
in 1 channels
Get PRO
January '26
+5
in 0 channels
Get PRO
December '25
+13
in 3 channels
Get PRO
November '25
+21
in 2 channels
Get PRO
October '25
+51
in 6 channels
Get PRO
September '25
+41
in 9 channels
Get PRO
August '25
+38
in 6 channels
Get PRO
July '25
+9
in 3 channels
Get PRO
June '25
+23
in 6 channels
Get PRO
May '25
+51
in 14 channels
Get PRO
April '25
+11
in 8 channels
Get PRO
March '25
+20
in 11 channels
Get PRO
February '25
+45
in 10 channels
Get PRO
January '25
+27
in 3 channels
Get PRO
December '24
+7
in 6 channels
Get PRO
November '240
in 9 channels
Get PRO
October '24
+18
in 7 channels
Get PRO
September '240
in 9 channels
Get PRO
August '24
+4
in 3 channels
Get PRO
July '240
in 3 channels
Get PRO
June '24
+37
in 3 channels
Get PRO
May '240
in 4 channels
Get PRO
April '24
+50
in 3 channels
Get PRO
March '240
in 12 channels
Get PRO
February '24
+2
in 9 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 22 September | 0 | |||
| 21 September | 0 | |||
| 20 September | 0 | |||
| 19 September | +2 | |||
| 18 September | 0 | |||
| 17 September | +1 | |||
| 16 September | 0 | |||
| 15 September | +1 | |||
| 14 September | 0 | |||
| 13 September | 0 | |||
| 12 September | 0 | |||
| 11 September | 0 | |||
| 10 September | 0 | |||
| 09 September | 0 | |||
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
| 2 | گفتیم یک نفسی بکشیم از دست این چیزمیزهای وایرال راحت بشیم و کسی درون کلهی همایونی نخواند کیلیاندیکدادور
که ناگاه، سروکلهی نییییکلاس جکّسون پیدا شد. | 13 |
| 3 | من هی میگم چرا قدیمیای این داستان یه جورین که رمز و رازشون زیاده و انگار خودشون میدونن و ما نمیدونیما، نگو سهگانهی پیش درآمد داشته و من گیج ندیده بودم 😂.
حالا من کجام؟ فصل چهار سریال.
این حجم از هوشمندی از انسان قرن ۲۱ واقعا ستودنیه.
حالا نکتهی جالبشو میدونید چیه؟ خود کاراکتر کتابدار هم خیلی حواسپرته😂 (مثلا خواستم بگم منم). | 35 |
| 4 | صبح رفتم از کابینت بهارنارنج بردارم بریزم توی چایی که چشمم خورد به ایشون.
عه؟
بعد جالبه همین محصول رو همین برند دومدل دیکه لیبل زده که تو هر کدوم، عربیشو یه چیز متفاوت نوشته. | 37 |
| 5 | صبح بخییییییرر | 37 |
| 6 | حالا شانگریلا چیه؟ یه جور آرمانشهر خیالی و بهشتیه که توی کوههای کونلون در تبت قرار داره، که میگه اینجا مردمانش به بهترین شکل ممکن زندگی میکنند و اینا | 44 |
| 7 | یه جاش اینا میخواستن برن شانگریلا، ولی نمیشد از وسط یه گارد محافظتی همینطوری رد شد، پس چه راه حلی به ذهن کتابدار رسید؟
اودییییسیوس😁 | 43 |
| 8 | خوشحالم که میتونم جاهای مختلفش رو تعریف کنم و اسپویل حساب نشه^^ | 43 |
| 9 | حالا یادم اومد یه سریالی هم قبلا میدیدم، البته نصفه ولش کردم ولی اونم جالب بود. اسمش The lost symbol بود، یه نمادشناس که یه روز منتورش گم میشه و حالا بابد کلی معما حل کنه تا استادش رو که گروگان گرفته شده رو پیدا کنه. | 43 |
| 10 | خیلی بامزن، برای هرچیزی راهحلهای عجیب دارن و این راهحلها ممکنه شامل رفتن به آلاسکا باشه تا اینکه از توی خونه با جادو حل بشه.
و خب درجواب هر سوالی میگن
We are librarians 🤷🏻♂ | 45 |
| 11 | با سرعتی که فقط از من در مواقع تنش برمیاد، سه فصلش رو دیدم. یک فصل دیگه مونده تا بیام سری جدیدش که پارسال پخش شده و جزو بهترین سریالهای سال شده رو ببینم.
برای بعدش؟ نمیدونم. یه سریال طولانیتر پیدا میکنم. | 44 |
| 12 | ادم کنجکاو میشه وقتی دیسلایک میذارید، یعنی که خب بفرمایید و توضیح بدید🤨 | 1 |
| 13 | چه استاکر نرم و لطیفی بود. البته همین که بدونی یکی داره استاکت میکنه وحشتناک هست به تنهایی. ولی خب، چالش بود، سخت نمیگیریم. | 50 |
| 14 | کاشکی، هرمس بشنو و کمک برسون لطفا. | 51 |
| 15 | No text... | 52 |
| 16 | و اینطوری شد که استاکر از استاکری خسته شد. | 50 |
| 17 | زیبا بود. میشد زمان رو دستکاری کرد و برد به قبل از ۲۱ خرداد و با گفتن این جمله نشون داد که نخیر، با مسخره کردنم فقط خودتون میخندید و احتمالا یه امتیاز توی ذهنم کم میشه ازتون.
سیستم امتیازدهی دارم؟ بله که دارم، نصف بچگیم دیدم گریفیندور بابت هرکاری امتیاز میگرفت معلومه توی کلهی من هم- | 49 |
| 18 | آخ نه😭 | 47 |
| 19 | هیولای توی کمده؟😨😨 | 47 |
| 20 | [ For کمد آقای ووپی ] 𐦖
دنبال کردنش؟ گاهی بهم حس زندگی کردن تو یه کمد شلوغ و بهمریخته رو میده. انگار نشستم توی کمد، بین اون همه وسایل و لباسهای جورواجور و دارم یواشکی از لای در نگاهش میکنم.
آدم عجیبیه. درک علاقهای که به شیمی داره واسم سخته. گوشیش پره از عکسهای رندومی که از واکنشها و آزمایشهای مختلف گرفته. و میتونه ساعتها در مورد ترکیبات شیمیایی عجیبغریب حرف بزنه، بدون اینکه حتی خسته بشه.
هرچند که منم توی مدرسه از شیمی بدم نمیاومد. اتفاقا واسم جالب هم بود. اما فکر کنم معلم خوبی نداشتم که نرفتم دنبالش. شاید اگه یکی مثل اون معلمم بود اوضاع فرق میکرد. اتفاقا به نظرم معلم خوبی هم میشه. از اونهاییه که سرشون پره از اطلاعات مختلف و دوست دارن این اطلاعات رو با بقیه تقسیم کنن. یهو می بینی بدون هیچ مقدمهچینیای نیم ساعته که داره در مورد رنگ قهوهای حرف میزنه. یا یهو گیر میده به دانشمندهای ناشناخته و تا ته زندگیشون رو درمیاره. و بعد میشینه برای فوتبال اشک میریزه و میخنده.
میدونم. فوتبال یکی از بخشهای غیرمنتظره شخصیتشه. چون معمولا با خودت فکر میکنی عمرا اگه نردی مثل اون از چیزی مثل فوتبال خوشش بیاد. ولی فقط خوشش نمیاد، فوتبال واسش فقط یه سرگرمی نیست. رسما یه دنیای دیگهاس که برای فاصله گرفتن از واقعیت کسالت بار، جلوی تلویزیون میشینه و برای نود دقیقه توش غرق میشه.
شبهایی که تیم موردعلاقهاش دیروقت بازی داره پنجرهاش رو چک میکنم. و اون معمولا بیداره، نشسته جلوی تلویزیون و چشم دوخته به صفحه سبز رنگ. این یکی رو خوب درموردش درک میکنم و قضاوتی در کار نیست. چون آخه آدم دیگه کجا میتونه همچین احساساتی رو تجربه کنه؟ نشستی جلوی تلویزیون، اما حس میکنی کنارشون توی زمینی، یا یه جایی روی نیمکت نشستی و داری براشون فریاد میزنی. اونا اون سر دنیا توپ رو از یه چارچوب مشخص عبور میدن و تو اینجا غرق خوشحالی میشی. زمین میخورن و تو همراهشون درد میکشی. گاهی از باختشون اشک میریزی و گاهی از بردشون و هیچ چیزی نمیتونه تو رو اینطوری به وجد بیاره. و من این رو خوب درک میکنم.
یه شاپ کوچولو داره که قراره یه روز انقدر بزرگ بشه که سرش رو درد بیاره. آزمایشگاه خونه دومشه و انقدر از این آزمایشگاه به اون آزمایشگاه دنبالش رفتم که حالم بده. شبیه اون شخصیتهاست که بین آزمایشهاشون یهو به یه کشف عجیب میرسن. کشفی که یا میتونه دنیا رو نجات بده و یا همه چیز رو از بین ببره. و خلاصه اگه بخوام صادق باشم ذهن جذابی داره. یکم بهم ریخته هست، ولی خوبیش اینه که توش حوصلهات سر نمیره. و منم حوصله ام سر نرفته. از دیدن ماجراهاش، از شنیدن جوری که کلمات رو لفظ قلم پشت هم میچینه، و از تجربه کردن این زندگی همراهش لذت میبرم. و فکر نکنم حالا حالاها خسته بشم.
امیدوارم اونم خسته نشه. چون باید شاپ کوچیکش بزرگ بشه و سرش رو درد بیاره. باید بین آزمایشهاش به کشفهای عجیب و خونهخرابکن برسه. و باید یه روزی از توی جایگاه بازی تیم موردعلاقهاش رو تماشا کنه. پس امیدوارم که خسته نشه. | 45 |
