.𝗥𝗲𝗰𝗶𝘁𝗮𝗹.
Open in Telegram
‹ 🏷️ › ᥕᥱᥣᥴ᥆mᥱ 𝗍᥆ 𝗍һᥱ ᥣᥲᥒძ ᥆𝖿 s𝗍᥆rіᥱs. 𝄒 ˓˓ @ChoiKylebot ⸝ @xarchivew · ࣪ 𓈒
Show more507
Subscribers
-424 hours
-157 days
-3330 days
Posts Archive
507
+1
⌗ کاپل: سوگیو
⌗ ژانر: انگست، ملودرام، عاشقانه
⌗ سناریو:
چوی سوبین یکی از معروف ترین ترانهسرا ها و آهنگ نویسهای نسل جدید کره به طور ناگهانی از دنیای موسیقی خداحافظی کرد و ناپدید شد و در همون زمان بود که خواننده ناآشنایی با آهنگ های جدید و اغلب غمگین که خودش رو black معروفی میکرد روی کار اومد، اما نکته عجیب اینجاست که هیچکس نه بلک رو دیده و چیزی راجع بهش میدونه.
⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ •
سوبین بعد از چند دقیقه بستهی داروها رو به گوشهای پرت کرد و روی کاناپه دراز کشید.
برای چند دقیقه چشمهاشو بست و سعی کرد بدون فکر کردن به چیزی بخوابه اما حرکت انگشتهایی بین موهاش اون رو وادار کرد تا دوباره چشمهاشو باز کنه.
+حالت چطوره عزیزکم؟
سوبین لبخند محوی به چهرهی غمگین پسر بالای سرش زد.
+خسته به نظر میای بینی!
–معلومه که خستم...تو نمیدونی که برای دیدنت چقدر باید درد بکشم.
سوبین نگاهش رو بین چشمهای مشکی درحال محو شدن چرخوند و با صدای لرزونی زمزمه کرد.
–دلم برات تنگ شده گیو...دیگه نمیخوام قرص بخورم...
507
+1
⌗ کاپل: سوگیو
⌗ ژانر: موزیکال، فانتزی، رمانتیک
⌗ سناریو:
در دنیای پریان یک قانون مهم وجود و اون اینکه "هیچکس نباید با پری قلمرو دیگر ارتباط برقرار کنه" و همه در عین اطاعت میدونن که بالاخره روزی این قانون شکسته میشه.
و اون روز...غروب یک روز گرم تابستونی بود که پری باد با پری خاک ملاقات کرد.
⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ •
سوبین در حالیکه جای مناسبی برای نشستن پیدا میکرد آروم لب زد:
–موی بلند واقعا بهت میاد.
+ولی باید برام کوتاهشون کنی
–چرا...توی باد اذیت میشی ؟؟
بومگیو لبخند محوی زد و دست هاشو پشتش برد و همینطور که به پسرموطلایی نزدیک میشد با حرکت انگشتت نسیم ملایمی رو به وجود آورد.
+دلم برای درخشش ستاره های داخل چشمات وقتی کار خاصی برام انجام میدی تنگ شده عسلم.
507
+1
⌗ کاپل: یونبین
⌗ ژانر: کمدی، عاشقانه، اسمات
⌗ سناریو:
شاید رابطه استاد و دانشجو عجیب بیاد ولی نه برای سوبین.
چوی سوبین دانشجوی ممتازی رشته ادبیات انگلیسی دانشگاه سئول هست که بعد سه ترم معدل الف شدن و تلاش های متوالی تونست توجه تک استاد جوان و جذاب دانشکده رو به خودش جلب کنه.
⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ •
+سوبین پاشو دیگه.
پسر مو خرمایی باشهای زیر لب گفت و به پهلو چرخید و مجدد خوابید.
+تروخدا پاشوووو
یونجون با قدرت بازوی پسر کوچیکتر رو گرفت و بالا کشید.
+یه هفته اومدیم تعطیلات و تو دو روزه فقط خوابیدی بسه دیگه
سوبین همینطور که با چشم های تقریبا بسته به پسربزرگتر نگاه میکرد دستش رو داخل موهاش کرد و بهم ریخت
–استاد چوی فقط به خاطر بیستی که بهم دادی میخوای ازم بیگاری بکشی؟؟؟
و قبل اینکه فرصت حرفی به یونجون بده پتو رو دورش پیچید و دوباره خودش روی تخت انداخت
–ولم کن مرتیکه
+چی گفتییییی!!!
507
+1
⌗ کاپل: ؟!
⌗ ژانر: کمدی، رمانتیک
⌗ سناریو:
جایی که یه دختر مو بلوند اروپایی که برای ایدل شدن به کره مهاجرت کرده در نگاه اول جذب دختری میشه که توی اتاق کناری هتل ساکنه.
⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ •
+دو دقیقه آروم بگیر دارم فرم پر میکنم.
–اه خیلی غر میزنی.
+همیشه انقدر شیطون بودی!!
–اره اجوما
دختر کوچولو با حالت تخسی زبونش رو بیرون آورد که فکش توسط نوناش گرفته شد و به جلو کشیده شد.
+بهتره ساکت باشی وگرنه از روش خودم استفاده میکنم و مطمئنم دوسش نداری.
دختر کوچولو نگاه متعجبش رو روی صورتش چرخوند اما اثری از شوخی پیدا نکرد، بنابراین سرشو عقب کشید و با انداخت یک پاش روی پای دیگش مودبانه نشست تا کار نوناش تموم بشه.
507
+1
⌗ کاپل: تهگیو
⌗ ژانر: درام، رمانتیک
⌗ سناریو:
چوی بومگیو دانشجو معروف و محبوب رشته عکاسی باید برای پروژه جدید استادش از یه مدل انسانی استفاده کنه و این برای بومگیویی چه از از برقرار کردن ارتباط با آدما خوشش نمیاد زیادی رومخه.
ولی چی میشه اگر یکی از دانشجوهای رشتهی گرافیک که شایعات ناخوشایندی هم پشت سرش هست جلو روش سبز بشه؟
⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ •
+کانگ!! بهت گفتم نه یعنی نه و تمام.
بومگیو خودشو کنار کشید و خواست از بغل پسر مو مشکی رد بشه که تهیون باز هم با برداشتن قدمی جلوش ایستاد.
–خب چرا؟
پسرکوچکتر چشم هاشو توی کاسه چرخوند و تا اومد بهش بپره تهیون دست هاشو جلوی دهنش گذاشت و لبخند محوی میزنم.
–بیا فقط یه بار امتحان کن بهت تضمین میدم که پشیمون نمیشی!
و بعد آروم دستش رو پایین آوردن و با چشم های منتظر به بومگیو چشم دوخت.
+کافیه اذیت کنی تا دوربین رو بکنم تو حلقت.
پسربزرگتر تک خنده ای زد و موهاش رو بهم ریخت.
–من پسر خوبیم، حالا بیا بریم به لوکیشن پیشنهادیم
507
+1
⌗ کاپل: سوجون
⌗ ژانر: اسمات، رمانتیک، درام
⌗ سناریو:
چوی یونجون مدل تازهکار برند جواهر CS که بهخاطر حالت چهرش داخل مصاحبهی اخیرش این روزها خیلی معروف شده.
یکی از عادتهای دردسر سازش اینکه همیشه دیر به سر قرارهاش میرسه و همین موضوع باعث شده که مدیرعامل شرکت رو توی جلسات نبینه چون برعکس اون ایشون زود میاد و زود میره.
چی میشه اگر توی جشن دهمین سال شرکت اون پسری که باهاش از سر مستی لاس زده بوده پسر ارشد رییس و مدیر عامل شرکت باشه؟
⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ • ⊹ •
یونجون دست هاشو روی دست مرد رو به روش گذاشت و لبخند مستانه ای زد
+واقعا دست های بزرگی داری...
–دوسش داری؟
یونجون سرشو بالا آورد و چشم های خمارش رو به مرد دوخت.
+اره..میتونم داشته باشمش؟
–حتما سوییتی.
مرد دستاشو دور کمرش حلقه کرد و با فشار خفیفی توی بغلش کشید و با پایین آوردن سرش لباشو به گوشش نزدیک کرد.
–امیدوار بعدا پشیمون نشی.
یونجون سرشو عقب برد و نگاهش رو بین چشمهای مشکی پسربزرگتر چرخوند
+مطمئنم پشیمون میشم.
و ثانیه ای بعد لب هاشو روی لبای پسر گذاشت و بوسهی عمیق و ارومی رو شروع کرد.
