en
Feedback
•شعری‌جات•

•شعری‌جات•

Open in Telegram
1 069
Subscribers
+124 hours
+47 days
-2530 days
Posts Archive
00:45"

یک ساعت و بیست دقیقه غیبت. درود بر عالم زنان😌💅

Repost from N/a
آن بهشتی که همه در طلبش مُعتکف اند منِ کافر همه شب با تو به آغوش کشم✨ #خواجوی_کرمانی @avaze_ma

اینکارو باهام نکن شهرزاد.

از تنم تا تنش یک وجب بود وقت چسبیدنِ لب به لب بود عقل! امّـا جدایی طلب بود بود! امـّـا دخالت نمی کرد!   عشق ِ من ، لکه‌ی دامنش بود من حواسم به پیراهنش بود او حواسش به مرز تنش بود بود! امــّا رعایت نمی کرد!!   آن شب از جان مستم چه می‌خواست دست او روی دستم چه می‌خواست وسوسه از شکستم چه می‌خواست تف بر این ارتجاعِ صعودی!   دستش افتاد در موج مویم پاره شد جامه از رو به رویم! مانده‌ام از چه چیزی بگویم! آه یوسف! تو دیگر که بودی…   عقل می‌گوید : « این کار زشت است » عشق می‌گوید : « این سرنوشت است! اولین درب‌های بهشت است آخرین دکمه‌های لباســش! »   باز کردم! رسیدم به آتش! آتش، امّــا برای سیاوَش! خیره در سرخیِ التماسش غرق در آبیِ چشم‌هایش من حواسم به او… او حواسش… آخرین دکمه‌های لباسش… آخرین دکمه‌های لباسش…
#یاسر_قنبرلو
INSTAGRAM | @SHERIJAT_IR

Repost from N/a
مهم نیست چقدر واژه ها زیبا باشند،رفتار ها،اولویت ها،همیشه نشان میدهند تو در زندگی کسی چه جایگاهی داری . ‌.

همین.

🦭فراموشمان نکنید یک وقتتت هستیم دورادور
کمی خسته راهیم🦭🤍

Repost from N/a
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالی چه آغوشی، چه امّیدی به این احساس تو خالی کبوتر با کبوتر مانده اما از سر اجبار در این دنیای تودرتو، تو دیگر از چه مینالی؟ یکی را دوستش داری که او دنبال غیر از توست کجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی؟ #سیمین_بهبهانی

علف هَرز چه داند ڪه خزان چیست گلم با ڪسی ازغمِ دل گو ڪِه خودش غم دارد...
#هاتف_حضرتی

اینم 14 شد

03:13

تایم بی‌خوابی👩🏻‍🦯

پاییز داره می‌رسه چیکار می‌خوای بکنی سینگل بدبخت؟!🦭💔

بگو کاریت ندارم🔪

این ری اکشنو کی زد

بچها میتونید چنل های ادبی‌تونو اینجا اضافه کنید🤍

دستم را بگیر! هنوز آنقدر کوچک هستم که اگر صدایی آشنا به گوشم نرسد، راه خانه را گم می‌کنم...
#علی_مطری
INSTAGRAM | @SHERIJAT_IR

زیر مجموعه ی خودم هستم مثل مجموعه ای که سخت تهی ست در سرم فکر کاشتن دارم گرچه باغ من از درخت تهی ست! عشق آهوی تیزپا شد و من ببر بی حرکت پتوهایم خشمگین نیستم که تا امروز نرسیدم به آرزوهایم نرسیدن رسیدن محض است آبزی آب را نمی بیند هرکه در ماه زندگی بکند رنگ مهتاب را نمی بیند دوری و دوستی حکایت ماست غیر از این هرچه هست در هوس است پای احساس در میان باشد انتخاب پرنده ها قفس است وسعت کوچک رهایی را از نگاه اسیر باید دید کوه در رشته کوه بسیار است کوه را در کویر باید دید گرچه باغ من از درخت تهی ست در سرم فکر کاشتن دارم شعر را، عشق را، مکاشفه را همه را از نداشتن دارم... :)
#یاسر_قنبرلو
INSTAGRAM | @SHERIJAT_IR