en
Feedback
"𝐷𝑂𝑁'𝑡. ᷤ ⷨ ⷪ ᷜᷜ ⷷ𝑂𝐹𝐹𝐼𝐶𝐸𝑅؛"

"𝐷𝑂𝑁'𝑡. ᷤ ⷨ ⷪ ᷜᷜ ⷷ𝑂𝐹𝐹𝐼𝐶𝐸𝑅؛"

Open in Telegram

"غیر از من هر چه بود ؛ وجود مکرر است" 𝑃𝑟𝑖𝑣𝑎𝑡𝑒 : t.me/OFFICER_KIM 𝐴𝑣𝑖𝑛 : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7849183684 𝑴𝒐𝒐𝒏 : http://t.me/HidenChat_Bot?start=6740296066

Show more
378
Subscribers
-524 hours
-57 days
-3030 days
Posts Archive
عاقبت به من آیی؛ که منتهایت منم.
+1
عاقبت به من آیی؛ که منتهایت منم.

Мне нужны новые ненавистники старых я начинаю им нравиться

می‌دونستین قلب آوین آبی‌رنگه؟

Armin-Zareei-Dobare-Bargard.mp36.63 MB

لعنت به چشمانش.
که هیچگاه آن دو تیلهٔ زُمرَدین پاک باختهٔ آسمانی اش را ندیده... اما از طِیف آبی ها برایش گفتم که به گوارایِ دریای بی ساحلش، عُمری همچو مَستی‌شهوی در همهٔ رگ و پی من دوید. گویا تنها مظهرِ ستایشش در نگاه اول، اجرای ماموریتِ غرقِ در شکنجه من بوده؟
لعنت به لبانش.
که هیچگاه آن دو قلوهٔ زُمردینِ مُسری اش را نچشیده... اما از لرزهٔ ناخودآگاهِ آرواره های پولادینم برایش گفتم که چطور گرگی به خاکستر افتاده، جسد دندان هایش در انتظاره لمسِ مِذاقِ آن دو پیکرهٔ دریغ شده به خون رسید. گویا جنونِ زائل شده از عشقی نهفته در خز و پوستین برایش شوخی‌ای وحشتناک و بی درد بوده؟
لعنت به دستانش.
که هیچ‌‌گاه آن ماهیچهٔ اَلوارگونِ در هم تنیده اش به دور تنِ نسخ کشیده ام، رمیدهٔ آغوش نکشیده... اما از گُرّه رشتهٔ های استخوانی ام برایش گفتم که به موازات حضانتِ این تن، خُرد میشود و به وصلهٔ ای بی پناه میمانَد که در خاک غلطیده... گویا وصفِ زمین گیره داستان فراقِ تو از برای من، اینک کُنجِ عزِلَتِ مرگ بوده؟ و لعنت و سوگند به قلم که من هنوز برای او مینویسم و دیگران میخوانندش.

«آنچه که زندگی بوده‌است از دست داده‌ام، گذاشتم و خواستم از دستم برود و بعد از آنکه من رفتم، به درک، می‌خواهد کسی کاغذپاره‌های
«آنچه که زندگی بوده‌است از دست داده‌ام، گذاشتم و خواستم از دستم برود و بعد از آنکه من رفتم، به درک، می‌خواهد کسی کاغذپاره‌های مرا بخواند، می‌خواهد هفتاد سال سیاه هم نخواند، من فقط برای این احتیاج به نوشتن که عجالتاً برایم ضروری شده‌است می‌نویسم.»
_صادق هدایت.

طُ‌شدی‌تموم‌ذوق‌این‌دختر،ابدی‌ِمن♡.

اشک از سر سورپرایز تولدم و دلتنگی.