251
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
251
داستانِمنزیادیطولانی،غمگینومزخرفه؛
درستمثلزخمایرویبدنم!
کههرکدومیادآورشخصیازگذشتهیمنه.
زخمایبزرگزخمایکوچیک
اونادرآخر«من»روتشکیلمیدن؛
باهمهتروماهاواخلاقیاتوخصوصیات.
شایددلیلخیلیاشوندلبستنباشه
شایدزوداعتمادکردنباشه
شایدمازسرسادگیِاونبچهکوچولوییِکه
الانخیلیارومتومقبرهیتاریکشخوابیده
وباورکردهدیگهنیازیبهشنیست.
هرچیکههستالانداستانفرقکرده
دیگهنهخبریازاونهمهتوجهومهربونیهست
نهخبریازاونتلاشهایبیهودهبرایموندنآدما.
منباهمهچیزاییکهبهممربوطمیشدخاکشدم
ودیگهقرارنیستهیچیمثلقبلبشه!
251
آره؛منیهمرواریدگمشدم،تواقیانوسچشمات.
توهرگزمنوپیدانمیکنیچوناونقدرنگاهتمحو
ماهتهکهمرواریدکوچولوییمثلمنهرچندبدرخشه
اماتوجهتروجلبنمیکنه.
منبینامواجاشکات،بینسیلدرداتو
بینساحلخیسِگونههاتگیرافتادم؛
امابهجایآرزوکردنبرایرهاشدنخودم،
آرزومیکنمیهروزماهبهاقیانوسراهپیداکنهتا
معجزهیمَدباعثشهبرایهمیشه
غرقچشماتبشمماهزادم"
