en
Feedback
🪅 𝑯𝒆𝒄𝒕𝒊𝒄⁷

🪅 𝑯𝒆𝒄𝒕𝒊𝒄⁷

Open in Telegram

𝐏𝐞𝐨𝐩𝐥𝐞 𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐨 𝐢𝐧 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐛𝐮𝐭 𝐁𝐚𝐧𝐠𝐭𝐚𝐧 𝐰𝐢𝐥𝐥 𝐚𝐥𝐰𝐚𝐲𝐬 𝐬𝐭𝐚𝐲. 𝘽𝙏𝙎 𝙄𝙎 𝘽𝘼𝘾𝙆⊙⊝⊜ @Sakurayomibot

Show more
Buy Ad
121
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
خواستم اینجا بگم آخه پیوی دیانا هم چند بار گفته بودم که از حرف نزدن با مهسا و درسا خیلی ناناعتم:(

راستش درسته که قطعی نت اعصابمو خراب کرد و دیوونه شدم، اما باعث شد بعد مدتها با مهسا و درسا حرف بزنم و از این بابت خوشحالم. نمیدونم چیشد یه روز رندوم دیگه باهم حرف نزدیم اونقدر و همینجوری پیش رفت تا قطعی نت که توی سوپر اپلیکیشن‌ها باهم حرف زدیم کلی و کادوی تولدشون رو بهشون دادم با تاخیر

sticker.webp0.00 KB

چهار سال پیش، وقتی اون ویدیو رو دیدم و اشک‌های اعضا رو دیدم، فکر می‌کردم سخت‌ترین بخش ماجرا همین انتظار کشیدن باشه. فکر می‌کر
+1
چهار سال پیش، وقتی اون ویدیو رو دیدم و اشک‌های اعضا رو دیدم، فکر می‌کردم سخت‌ترین بخش ماجرا همین انتظار کشیدن باشه. فکر می‌کردم یه روزی می‌رسه که دوباره کنار هم برگردن، دوباره عکس گروهی بگیرن، دوباره بخندن و من هم مثل همیشه خوشحال بشم. اون موقع نمی‌دونستم که انتظار، آسون‌ترین بخش داستانه. نمی‌دونستم وقتی بالاخره اون روز برسه، دنیا دیگه همون دنیا نباشه. من دیگه همون آدم نباشم. امروز به عکس گروهی فستا ۲۰۲۶ نگاه می‌کنم و نمی‌دونم باید چیکار کنم. باید خوشحال باشم، نه؟ همون لحظه‌ایه که سال‌ها منتظرش بودیم. همون تصویریه که بارها توی ذهنمون تصورش کرده بودیم. هفت نفر کنار هم. دوباره. اما هرچی بیشتر به عکس نگاه می‌کنم، بیشتر احساس می‌کنم یه چیزی توی دلم شکسته. نه به خاطر اونا. به خاطر خودم. به خاطر تمام آدم‌هایی که دیگه نیستن. به خاطر تمام اتفاق‌هایی که هیچ‌وقت نباید می‌افتادن. به خاطر تمام روزهایی که فقط سعی کردیم دوام بیاریم. گاهی حس می‌کنم حق شادی کردن از ما گرفته شده. انگار هر بار که می‌خوام از یه چیز کوچیک خوشحال بشم، یه صدا توی سرم می‌گه چطور می‌تونی بخندی وقتی این همه درد وجود داره؟ چطور می‌تونی ذوق کنی وقتی این همه آدم دیگه اینجا نیستن؟ چطور می‌تونی جشن بگیری وقتی دنیا اینقدر عوض شده؟ و من جوابی براش ندارم. فقط می‌دونم که خسته‌ام. خیلی خسته‌ام. خسته از تلاش کردن. خسته از امیدوار موندن. خسته از اینکه هر سال به خودم بگم شاید سال بعد بهتر بشه. ۲۱ سالمه و وقتی به زندگیم نگاه می‌کنم، چیزی نمی‌بینم که بهش افتخار کنم. هیچ موفقیت بزرگی ندارم. هیچ رویایی که بهش رسیده باشم ندارم. فقط یه عالمه روز پشت سر هم هست که گذشتن. و یه نسخه از خودم که هر سال بیشتر از قبل گم شده. برای همین وقتی به بی‌تی‌اس فکر می‌کنم، مسئله فقط یه گروه موسیقی نیست. اونا برای من آهنگ نبودن. سرگرمی نبودن. یه علاقه ساده نبودن. اونا جایی بودن که وقتی از همه چیز خسته می‌شدم برمی‌گشتم سمتش. آخرین پناهگاه من بودن. آخرین چیزی که با وجود تمام تغییرات، ثابت موند. و شاید برای همین دیدن این عکس اینقدر درد داره. چون یادم می‌اندازه که اونا برگشتن. ولی خیلی از چیزهای دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردن. خیلی از آدم‌ها برنمی‌گردن. خیلی از نسخه‌های قدیمی خودمون برنمی‌گردن. من هنوز عاشق بی‌تی‌اسم. شاید بیشتر از هر زمان دیگه‌ای. اما این عشق دیگه شبیه عشق چهار سال پیش نیست. اون موقع با ذوق و هیجان دوستشون داشتم. الان با دلتنگی. با غم. با یه قلبی که خیلی چیزها رو از دست داده. گاهی به عکسشون نگاه می‌کنم و لبخند می‌زنم.دو همزمان بغض می‌کنم. و شاید اشکالی نداشته باشه. شاید لازم نباشه بین غمگین بودن خوشحال بودن یکی رو انتخاب کنم. شاید بشه هر دو رو همزمان حس کرد. شاید بشه برای هفت نفری که بعد از سال‌ها دوباره کنار هم ایستادن خوشحال بود و همزمان برای تمام چیزهایی که تو این سال‌ها از دست رفتن سوگواری کرد. فقط می‌دونم که هنوز دوستشون دارم. همون‌قدر عمیق. همون‌قدر واقعی. و شاید همین عشق کوچیک، تنها چیزی باشه که بعد از این همه سال و این همه تغییر، هنوز از من باقی مونده.

why'd you only call me when you're high?

وقتی این عکس رو دیدم ، ته دلم گرم شد . از اون حس هایی که بنگتن توی نگاهش تموم حرفاشو میزنه. "ما برگشتیم خونه" ، "همه چیز درست
وقتی این عکس رو دیدم ، ته دلم گرم شد . از اون حس هایی که بنگتن توی نگاهش تموم حرفاشو میزنه. "ما برگشتیم خونه" ، "همه چیز درست میشه" ، "حالا ما کنارت هستیم". بنگتن دقیقا همون کسایی هستن که وقتی نگاهشون میکنی ته دلت قرص میشه که تنها نیستی.

من عاشق این ادیتم.

sticker.webp0.10 KB

sticker.webp0.04 KB

امیدوارم جای خوبی باشی و این عکسا رو ببینی رهای عزیز.

اما این عکسا توی طبیعت و سرسبزی گرفته شدن و اولین چیزی که به ذهنم رسید رها بود... رهایی که عاشق زندگی بود اما توسط آدمای بی رحم که قلبی ندارن زندگیش ازش گرفته شد.

Repost from N/a
تموم دردای این چند وقت و سربازی جبران شد

و شاید گفتن اینا جلوی کسایی که آرمی نیستن خیلی عجیب بنظر برسه و مسخرمون کنن اما حقیقت اینه که they don't know about us. اونا درمورد رابطه‌ی بنگتن و آرمی هیچی نمیدونن.

خدا مشکلاتم رو آفرید و برای عذرخواهی بهم بنگتن داد.

کلاس هشتم سخت ترین سال زندگیم بود و اگه اون موقع بنگتن رو نمی‌شناختم الان زنده نبودم.

زندگیم بدون بنگتن اصلا قرار نبود وجود داشته باشه. اگه بنگتن نبودن من همون سال 401 تو اوج افسردگی و مشکلاتم غرق میشدم و می‌مردم.