en
Feedback
همونی که همیشه دوست داشت رشت زندگی کنه.

همونی که همیشه دوست داشت رشت زندگی کنه.

Open in Telegram

پارسا،طالب ارشد. یه دانشجوی زیست‌شناسیِ خوش‌حال.🔬 بغل می‌خوای؟بیا بغلم.🧡

Show more
257
Subscribers
-224 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
Repost from هُبوط
سهمِ من از جهان‌ بوسیدنِ لب هایِ توست.

Repost from هُبوط
لطفا این پست + پست موردعلاقه‌تون ازینجارو فور کنید، ازتون فور میزنم✨

تراپیِ پسرا ریش و سبیل رو تمیز کردن و صفا دادنه.

امروز از دنده‌ی چپ بلند نشدم و حالم خوبه. عجیب‌تر از اون صبحونه خوردم،عجیب‌تر تر از اون چایی هم خوردم. الله اکبر به این همه تغییر.🔥

تصمیم گرفتم شبا زود بخوابم(چه شرو وری.) چون شبا برام خطرناک شدن. کل روزا بی حسم و تقریبا لمس شدم ولی شب که میشه نسبت به همهٔ آدما نظرم تغییر میکنه. احساس میکنم یه نفر لایق یه فرصت دوبارست و دلم برای یکی تنگ میشه؛ به گذشته و آینده فکر میکنم. خلاصه که جز ضرر زدن هیچ منفعتی برام نداشته.

sometimes, you end up losing yourself trying to hold onto someone who never cared about losing you. بعضی وقتا خودتو از دست میدی، درست وقتی که داری تلاشتو میکنی تا یه نفر دیگرو نگه داری که هیچ وقت براش اهمیت نداشته تو رو از دست بده.

Repost from |with zeiinab|
رفقای کنکوریم 🤍 برای تک تک تون آرزو میکنم سال بعد همین موقع‌ها از دانشگاهی که رشته هدف‌تون رو دنبال می‌کنید پیامک بیاد به علت برگزاری کنکور ، ورود به دانشکده ممنوع می‌باشد :))

بهم گفت «خیلی لیاقتش رو داری که یکی بیاد تو زندگیت که فراموش کنی هر چی شده. همون جوری مراقبت باشه که خودت از تهِ دل مراقبِ دیگرانی.»

امشب برای ۹۷۴ین بار در موردِ اتفاقاتِ سال پیش با احمدرضا صحبت کردم. و حالا به شکل خیلی عجیبی در مقایسه با دفعه‌های پیش ذهنم خالی‌تر شده. انگار که هیچ‌وقت همچین چیزی توی ذهنم نیومده.

خیلی مراقب باشید جزوه‌هاتون رو به کی می‌دین. من ترم سه یه جزوه‌ی ورزش به احمدرضا دادم،همون جزوه جوری این پسر رو انداخت گردنم که حالا خودمم بخوام نمی‌تونم ازش دل بکنم. مثل کوالا چسبیده بهم. ولی خب بچه خوبیه،کنار می‌آم باهاش.

من با هر کسی دعوا کنم،بحثم بشه،دست به یقه شم و به فکر قطع ارتباط برای همیشه بیفتم ولی با احمدرضا نمی‌تونم این کارو بکنم. شده از دستش عصبانی بشم،باهاش بحث کنم ولی هیچ‌وقت خشمم نتونست در برابر احمدرضا برنده بشه. انگار هیچه. جوری چشماش مظلومه که واقعا دلم نمی‌آد. نهایتا یک ساعت از بحثم باهاش بگذره بعد اون تایم خود به خود آروم می‌شم و پیشنهادِ یه قدم زدن ساده یا بیرون رفتن می‌دم. کلا این بشر یه جورِ دیگه‌ست. با آدمای عادی فرق داره.

یعنی یه ممبرای عجیبی تو چنلم پیدا می‌شه که الله و اکبر. پناه می‌برم به دکمه‌ی بَن از شرِ این ممبرای رانده شده.

Repost from HOME🌿
_داری بد عادتم می‌کنی +خب بد عادت شو برام _ازش خسته نمی‌شی؟ +ادم از امیدش خسته می‌شه؟ امیدی که تو باشی حتی یه "از نفس افتاده"
+1
_داری بد عادتم می‌کنی +خب بد عادت شو برام _ازش خسته نمی‌شی؟ +ادم از امیدش خسته می‌شه؟ امیدی که تو باشی حتی یه "از نفس افتاده" رو دوباره وادار به ادامه‌ی زندگی می‌کنه