en
Feedback
آبی دوردست؛

آبی دوردست؛

Open in Telegram

آبیِ دورترین‌ جایی که به چشم می‌بینی؛ رنگِ جایی که هرگز نمی‌توانی بروی. • «آن‌چه دور است»: www.abiyedourdast.ir • یوتوب «آبی دوردست»: https://youtube.com/@abiyedourdast?si=fYi4d65rEZ0UA-ig

Show more
3 848
Subscribers
+124 hours
+87 days
+1730 days
Posts Archive
فکر.

کسی را که فراتر از او نیست سجده می‌کنم. و آن را که مبداء و علت‌امور است و بازگشت‌تمامی موجودات به سوی‌اوست تمجید می‌کنم. اوست که به هر موجودی داناست. او از ازل تا ابد عالم به ذات‌خویش است زیرا علم او نبودها را نیز می‌داند و جهل در هیچ وقت یا حالی متوجه او نیست. - رساله پاتانجل؛ ابوریحان بیرونی.

از جملهٔ رفتگان این راه دراز بازآمده کیست تا به ما گوید راز!؟ پس بر سر این دو راههٔ آز و نیاز تا هیچ نمانی که نمی‌آیی باز - خیام.

d7d17934.mp34.24 MB

قلم را در مرکب فرو بردم و بر کاغذ آوردم، از آن خون بر صفحه جاری شد. پوستِ کاغذ شکافت؛ خونِ هزار کس در هر سطر می‌جوشید. - طومار شیخ شرزین.

داشتنت کوتاه بود، هم‌چون درختی که تا دست زدم، گنجشک‌هایش پریدند. - لاادری.
داشتنت کوتاه بود، هم‌چون درختی که تا دست زدم، گنجشک‌هایش پریدند. - لاادری.

نگویم حال خود از حال من گو بی‌خبر باشد به بی‌دردان بیان درد دل درد دگر باشد - ابوالحسن فراهانی.

من باغبانِ آن درختم که از سراب می‌روید. ‌هرگاه معشوقی گریست، با ساکسیفونِ آفتاب آشتی‌اش می‌دهیم. هرگاه دلگیر شد نیِ صبح را برایش می‌نوازیم، قهر که کرد با فلوت مهتاب بازش می‌گردانیم، ما خادمانِ آوازهاییم... مهتاب را به نُت تبدیل می‌کنیم... روشنایی را موسیقی می‌کنیم... مورخ روشنایی‌های غمگینیم، گیتی‌شناسِ ماهِ آواره‌ایم. ریتمِ دریا را اندازه می‌گیریم که زیر طوفانِ روشنایی عقب‌نشینی می‌کند، صدای شهرهایی که نور، آنان را برای همیشه فراموش کرده، کوچه‌هایی را پاک می‌کنیم که خزانِ تاریکی در آن می‌وزد، ما مهندس آن درختانیم که نور بالایشان لانه می‌سازد. هرکس به دنبال آسمانی است، که ابرهایش نور ببارند... بگذارد بیاید نزد ما چنین آسمانی هست. هرکس که دنبال دریایی می‌گردد، ماهیانش از نور باشند و... ما چنین دریایی را داریم. ‌ - خنده غمگین‌ترت می‌کند؛ بختیار علی، برگردانِ مریوان حلبچه‌ای.

من از بازویِ خود دارم بسی شُکر که زورِ مردم آزاری ندارم - حافظ.

«احساسم شبیه کسی بود که وسطِ گشتن پیِ چیزی، فهمیده یادش رفته دنبال چی بوده.» - پین بال؛ هاروکی موراکامی.

«زین بحر کسی صرفه نبرده‌ست مگر موج.» - بیدل دهلوی.

cb81fa67.mp37.87 MB

طفلی به نام شادی، دیری‌ست گم شده‌ست با چشم‌های روشنِ براق با گیسویی بلند به بالای آرزو هرکس ازو نشانی دارد ما را کند خبر این هم نشان ما: یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر - محمدرضا شفیعی کدکنی.

033e06cd.mp33.95 MB

با توام ای شور ای دلشوره‌ی شیرین با توام ای شادیِ غمگین! با توام ای غم! غم مبهم! ای نمی‌دانم! هرچه هستی باش! ای کاش... نه، جز اینم آرزویی نیست: هرچه هستی باش! اما باش! - قیصر امین‌پور.

76bac95c.mp316.14 MB

همه‌ش به یاد تو بودم و فکر می‌کردم که آیا برایت نامه بنویسم یا نه. شاید فکر کنی دیوانه شده‌ام. نامه‌ام را به کجا بفرستم؟ آخر من که نشانی تو را ندارم. - سوگ مادر؛ شاهرخ مسکوب.

دردم به جان رسید و طبیبم پدید نیست داروفروشِ خسته‌دلان را دکان کجاست؟ - خواجوی‌کرمانی.

May We Meet Again_ Konstantin Rotärmel..mp31.89 MB