𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.
Closed channel
Fic / Au • 🦋 Unknown: https://t.me/+1SgVnUz7gDwxNWY8 • 🦋 GP: https://t.me/+-QB8ydb4KldlMzQ0 • 🦋 Wattpad ID: fercansso Sec ch fic: @fercansso • 🦋 Daily: @rainydayswithoutyou • ~ 🦋 ~ • @Fercanssobot http://t.me/HidenChat_Bot?start=840106795
Show more215
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1030 days
Posts Archive
215
من دارم پیام میدم بهت همسری 😔
تو شبیه دوست دخترایی شدی که وسط ظهر میگن شب بخیر😔
https://t.me/fercanssofic/19916
215
وای حالا بازم سناریو داری واجب شد نظر بدم....بابا خب پس چیشد اون جونگهان خجالتی و سربهزیری که هر چیزی میخواست بگه لکنت میگرفت؟:)چرا لاس میزنی مرد. نه آخه ببین خودت کرم داریییجایجاس این همه سجاعت از کجا میاد واقعا=))
و سونگچولی که از حرف پسرکش تعجب کرده دستشو بالا میاره و گونهشو نوازش میکنه، دم گوشش آروم زمزمه میکنه : SAY DADDY PLEASE
215
https://t.me/fercanssofic/19907
عهههههههههههههیهیهیهسخسخس!!!!!!!! تمومش کنید دارم میگم تمومش کنیددد
215
سلام به دختر زیبام، حالت چطوره؟
همونطور که قول دادم، از امتحان برگشتم ولی چون کار داشتم و بعدش کلاس داشتم الان اومدم و میخوام به سناریوهات نظر بدم امیدوارم که دیگه ناراحت نباشی و کلی هم بوست کردم :(
سناریوی اول که گفتی از هم جدا میشن، یه روند کاملا منطقی و تنش احساساته. البته از یه طرف هم متوجه نمیشم چرا سونگچول با هرکس که بهش نزدیک میشه خیلی عادی رفتار میکنه و میگه و میخنده.یعنی نه اینکه بخواد داد و بیداد کنه و بگه من دوست پسر دارم نه فقط یه کاری کنه که جونگهان انقدر بین درگیری ها و فشاری که روشه غصه سونگچولشو نخوره😭
وقتی که مدام از هم دور باشن کم کم رابطهشون سرد میشه و خب اون هیجان اولشو از دست میدن و اینجاش هم کاملا منطقیه چون فکر میکنن دیگه حسی بهم ندارن و رابطهشون فقط یه بار اضافیه رو دوششون.
و این مهمونی، دقیقا چیزیه که لازمه برای شکل گیری دوباره رابطهشون:) من بهش میگم معجزه و همیشه هم دنبالش بودم ولی حیف ما از این شانسا نداریم:(
"میذارن بدون هیچ حرکت دیگه ای فقط یک قسمت کوچیک از وجود همدیگه رو داشته باشن" اونا که قطعا تمام وجودشون متعلق به همه ولی همین لمس کوچیک هم خاطرات و احساساتشونو زنده میکنه و منم گریه_و البته دست ونوو هم ببوسم که همچین تدارکاتی چیده برای رسوندن عاشق و معشوق به هم=)
آها و اینکه لوس بودن جونگهان پیش بویفیش منطقیه ولی لعنتی چرا سونگچول...اونم برای برانگیختن حسادت هان؟مردک باز تو سنی ازت گذشته چرا با دختر مردم. تازه دختره هم کلی فحشش دادم مرسی😭
حالا دختره نمیرفت بیرون مگه خونه خالشه وایساده تن مرتیکه رو دید میزنه وای عصبیمسممش "پس چی فکر کردی؟! به خاطر دیدن تو اومدم؟!" خاک بر سرمون لو رفتی.
الان همه جا ساکت، فاصله تن هاشون کم، و نفس های گرمشون به بدن هم میخوره و وقت چیه؟آره لواط.😡 ولی من دارم گوزپیچ میشم لعنتی یهو خشمگینه بعد میخواد به فاک بده بعد احساسی میشه گونه هاشو نوازش میکنه بابا اه به قول خودت نمیدونیم بزنیم بالا یا گریه کنیم.
ببین من دیگه نمیکشم و هیچی هم نمیگم،خودت حال الانمو بفهم😭
توروخدا میشه جونگهان سونگچولو "پروانه آبیِ من" صدا بزنه😭😭 حس میکنم خیلی قشنگه و برازندشه. چون چرا که نه؟! اینکه سونگچول همیشه مثل پروانه دور گلش میچرخیده و مراقبش بوده و نماد عشق و دگرگونیه
و اینکه بازم شرمنده که نمیدونستم چه چیزی بگم و فقط تنهایی عر زدم-دیگه قهر نیستی که باهامون دوست دخترم؟!💋
215
https://t.me/fercanssofic/19899
اینو پین کن ... خیلی از ریدرا و اونایی که پیگیر چنل هستن هم لازمه اینو یاد بگیرن 🙄🙄
