en
Feedback
𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.

𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.

Closed channel

Fic / Au • 🦋 Unknown: https://t.me/+1SgVnUz7gDwxNWY8 • 🦋 GP: https://t.me/+-QB8ydb4KldlMzQ0 • 🦋 Wattpad ID: fercansso Sec ch fic: @fercansso • 🦋 Daily: @rainydayswithoutyou • ~ 🦋 ~ • @Fercanssobot http://t.me/HidenChat_Bot?start=840106795

Show more
215
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1030 days
Posts Archive
( حالا خوبه اصلا فصل دویی وجود نداره. )

کو؟

ای بابا من ضجه هاتون رو برای فصل دوم نمی‌بینم😳

ای جان ارادت داریم

Repost from Wanda's House
فرناز رو با تیر هم نمیشه متوقف کرد یهو میاد اتک میزنه.

منی که بایس ندارم چی

خب دیگه تشنه بمونید😳🫵🏻🫵🏻

دست های تنومند سونگچول به کمر و پهلو های پسر مو بلند کشیده شدن. کمی تن هان رو بالا تر کشید جوری که از روی زمین فاصله گرفت. زیر باسن و کمرش رو گرفت و در حالی که تقریبا اجازه ی تنفس به پسر کوچکتر نمی‌داد، به طرف، تخت رفت.

هیحییییییحیحیححیحسححس

با عشق، دلتنگی، تنش، خشونت و... نیاز.

دست هاش رو محکم به دور گردن برهنه‌ی مرد حلقه کرد و به عمق دوری دوسال، لب هاش رو بوسید.

اما وقتی که دست هاش سردی دستگیره رو لمس کردن، به عقب گرد کرد.

اما

پسر، سری تکون داد و حالا با زانو هایی که به زور وزنش رو نگه داشته بودن، به سمت در قدم برداشت.

با بغض، کمی به زمین خیره شد. « میتونی برگردی پیش دوست پسرت، شب خوبی داشته باشی.» مرد بزرگتر با سرد ترین لحن ممکن، زمزمه کرد.

« این چیزیه که تو میخوای؟! جدایی؟!» سونگچول زمزمه کرد. پسر مو بلند با اضطراب، گفت:« من... من فکر نمیکنم که درست باشه به هم برگردی-» اما با فاصله گرفتن ناگهانی مرد و سرد شدن تنش، متوجه شد که، سونگچول عقب کشیده.

دارم میگم چشم میام پیوی کادو اختصاصی میدم

جونگهان در حالی که نفس نفس می‌زد، با اخم و سردرگمی نگاهش کرد. « چ-چرا منو بوسیدی؟! ما از هم جدا شدیم!»

بعد از فاصله گرفتن سونگچول، صدای بمش داخل گوشش پیچید. « هیچکس، تاکید میکنم که هیچکس! از تو خوشگل تر نیست. و تو توی این دوسال حتی خوشگل تر شدی.»