𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.
Closed channel
Fic / Au • 🦋 Unknown: https://t.me/+1SgVnUz7gDwxNWY8 • 🦋 GP: https://t.me/+-QB8ydb4KldlMzQ0 • 🦋 Wattpad ID: fercansso Sec ch fic: @fercansso • 🦋 Daily: @rainydayswithoutyou • ~ 🦋 ~ • @Fercanssobot http://t.me/HidenChat_Bot?start=840106795
Show more215
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1030 days
Posts Archive
215
توش میخواستم آسیب به خود ( Self harm )، آدم های تاکسیک، دوستی های قشنگ و دوستی های خطرناک، حملات مجازی ( سایبر بولی ) بگم.
215
میخواستم راجع به کارکتر هایی بنویسم که اعتماد به نفس کاملی ندارن، میخواستم از دوستی، از عشق های نوجوانی و درد هایی که نوجوون ها تجربه میکنن بنویسن.
215
بچه ها من همیشه عاشق نوشتن سناریو هایی راجع به نوجوون ها بودم که مثل True beauty و بهار از دوردست سبز است و و هندوانهی چشمک زن باشه.
215
دارم میمیرم که واستون این جونگهان رو توصیف کنم.
اما حس میکنم که باز هم مثل منیجر و آیدل ایگنور میشه.
215
« تو چرا انقدر شیطانی هستی؟»
« من؟ نه!»
« نمیدونی که دوازده نفر علیه یک نفره؟»
« میخوای که من رو شکست بدی؟ توی همین لحظه شانسش رو از دست دادی و باختی.»
215
دوستان یادم افتاد تو نانا تور ( آیریس نخون حرفمو ) همه مثل خیار وایستادن گفتن ورنون تو اتاقه، سونگکوان برو تو 👨🏻❤️💋👨🏻.
