en
Feedback
𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.

𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.

Closed channel

Fic / Au • 🦋 Unknown: https://t.me/+1SgVnUz7gDwxNWY8 • 🦋 GP: https://t.me/+-QB8ydb4KldlMzQ0 • 🦋 Wattpad ID: fercansso Sec ch fic: @fercansso • 🦋 Daily: @rainydayswithoutyou • ~ 🦋 ~ • @Fercanssobot http://t.me/HidenChat_Bot?start=840106795

Show more
215
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1030 days
Posts Archive
توش می‌خواستم آسیب به خود ( Self harm )، آدم های تاکسیک، دوستی های قشنگ و دوستی های خطرناک، حملات مجازی ( سایبر بولی ) بگم.

یه سناریو داشتم، برای بی تی اس بود، اما به شدت... غمگینه.

می‌خواستم راجع به کارکتر هایی بنویسم که اعتماد به نفس کاملی ندارن، میخواستم از دوستی، از عشق های نوجوانی و درد هایی که نوجوون ها تجربه می‌کنن بنویسن.

بچه ها من همیشه عاشق نوشتن سناریو هایی راجع به نوجوون ها بودم که مثل True beauty و بهار از دوردست سبز است و و هندوانه‌ی چشمک زن باشه.

Fatima don't be jealous, u r VIP. Don't forget that.

ساکت شو خوبه وات د هل

من باهاشون آشتی نکردم هنوز

دارم می‌میرم که واستون این جونگهان رو توصیف کنم. اما حس میکنم که باز هم مثل منیجر و آیدل ایگنور می‌شه.

جونگهان رو شناختید؟ البته که به همین سادگی ها نیست.

خب، همتون می‌گید فیکشن بعدی چیه؟ بیاید اینجا یکم راهنمایی بدم بهتون.

« تو چرا انقدر شیطانی هستی؟» « من؟ نه!» « نمیدونی که دوازده نفر علیه یک نفره؟» « میخوای که من رو شکست بدی؟ توی همین لحظه شانسش رو از دست دادی و باختی.»

دوست دارید با سناریو هام آزارتون بدم، نه؟

0.46 KB

Repost from N/a
میدونستم میخوای از تولدم بگذره که دیگه ندی

بچه ها سگم اگر عملیش نکنم.

دوستان یادم افتاد تو نانا تور ( آیریس نخون حرفمو ) همه مثل خیار وایستادن گفتن ورنون تو اتاقه، سونگکوان برو تو 👨🏻‍❤️‍💋‍👨🏻.

یه خبر خوش بدم؟