شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر
📈 Analytical overview of Telegram channel شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر
Channel شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر (@vir486) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 11 872 subscribers, ranking 3 210 in the Books category and 26 845 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 11 872 subscribers.
According to the latest data from 09 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -250 over the last 30 days and by -11 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 12.03%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 3.71% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 1 428 views. Within the first day, a publication typically gains 441 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 17.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as شعر, سعدی, حافظ, شاه, شاهنامه.
📝 Description and content policy
Channel description not provided.
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 10 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 10 September | +2 | |||
| 09 September | 0 | |||
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | +1 | |||
| 01 September | +1 |
| 2 | می خور که شیخ و حافظ و مُفتی و مُحتسِب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
حافظ | 347 |
| 3 | صحبتهای دکتر قیامتی در ۳۵ سالگرد استقلال تاجیکستان.
باشد روزی برای ایران چنین داد سخن دهد. | 606 |
| 4 | خون ریختن به ناحق و با غیر ساختن
امروز میتوانی، فردا چه میکنی؟
عمادخراسانی
۱۸و۱۸دی
@vir486 | 451 |
| 5 | دنیا به دست اوباش است
و نیکان به گناهِ لیاقت میمیرند.
طومار شیخِ شرزین
بهرام بیضایی
@vir486 | 596 |
| 6 | اگر با تو گردون نشیند به راز
نیابی هم از گردشِ او جَواز
همو تاج و تخت و بلندی دهد
همو تیرگی و نژندی دهد
به دشمن همی ماند و هم به دوست
ازو مغز یابی،گهی، گاه پوست
که گیتی یکی نغز بازیگرست
که هر دم ورا بازیی دیگرست
نگر تا نبندی دل اندر جهان
نباشی بدو ایمن اندر نهان
سرت گر بساید بر ابرِ سیاه
سرانجام خاکست ازو جایگاه
یکی را ز ماهی به ماه آورد
یکی را زِ مَه زیرِ چاه آورد
پادشاهی نوذر
شاهنامه فردوسی
@vir486 | 604 |
| 7 | خرّم آن روز که دگر به وطن نگوییم این خرابشده. | 695 |
| 8 | فردوسی شاعر قدرت است یا شاعر خرد؟
یاسر عرب
این روزها دوباره اسم فردوسی و شاهنامه زیاد شنیده میشود. رستم تهمتن به میان اشعار حماسی آمده و آرش کمانگیر اهمیت همراهی با پرتاب موشک پیدا کرده است.
در روزهای جنگ و تهدید، طبیعی است که ملتها سراغ قهرمانان تاریخی خود بروند. و رستمشان به مثابه نماد ایستادگی، قدرت و دفاع از ایران به میدان بیاید.
اما طرح یک سؤالی متفاوت نیز بجاست! و آن اینکه ما فردوسی را برای رستمش میخواهیم یا برای خردش؟
ما معمولاً شاهنامه را با شمشیر و گرز و نبرد به یاد میآوریم. اما جالب است که خود فردوسی، شاهنامه را با قدرت شروع نمیکند بلکه با خرد شروع میکند:
«به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد»
یعنی قبل از هر چیزی، فردوسی میگوید انسان، با خرد، انسان است. شاید برای همین بود که خیلی از ما در کودکی، فردوسی را نه با رستم بلکه با این جمله که سرمشق دفتر مشق بود شناختیم؛
"توانا بود هر که دانا بود"
این جمله، حتی اگر درباره انتساب دقیقش بحثهایی وجود داشته باشد، یک برداشت عمیق از فردوسی را در فرهنگ ما ساخته. اینکه توانایی واقعی، از دانایی میآید.
اما چرا امروز بیشتر رستم را میبینیم و کمتر خرد فردوسی را؟ چون در لحظه های بحران، ما بیشتر دنبال قدرت میگردیم. دنبال کسی که بایستد، بجنگد و شکست نخورد.
اما شاهنامه اتفاقا یک هشدار بزرگ دارد.
بزرگترین شکستها همیشه از کمبود قدرت نمیآیند بلکه از کمبود خرد میآیند!
رستم را ببینید. بزرگترین پهلوان ایران است. هیچکس در میدان جنگ حریف او نیست. اما بزرگترین تراژدی زندگیاش زمانی رخ میدهد که حقیقت را نمیبیند و سهراب، فرزند خودش، را میکشد!
فردوسی اینجا یک حرف بزرگ میزند:
ممکن است آنقدر قدرتمند باشی که دشمنانت را شکست بدهی، اما اگر درست نبینی و درست تشخیص ندهی، ممکن است نزدیکترین آدم زندگیات را با همان قدرت نابود کنی!
کیکاووس هم همین است. قدرت دارد، پادشاه است، سپاه دارد. اما مشکلش تصمیم های غلط است.
اسفندیار هم پهلوان بزرگی است، اما وقتی غرور و فرمان جای گفتوگو و خرد را میگیرد، پایانش تراژیک میشود.
انگار فردوسی هزار سال پیش یک درس مهم به ما داده و آن اینکه قدرت بدون خرد، دیر یا زود خودش تبدیل به خطر میشود!
جهان در قرن بیستم آرامآرام از دورهای که ایدئولوژیها حرف اول را میزدند، وارد دوره دانش، فناوری، اطلاعات و تکنولوژی شد. حتی نظامهایی که بر پایه ایدئولوژی شکل گرفته بودند، برای بقا مجبور شدند به علم، تخصص، فناوری و شایستهسالاری تکیه کنند.
چون قدرت در جهان امروز فقط تعداد موشک و وسعت خاک نیست. قدرت یعنی اطلاعات دقیق، فهم درست واقعیت، داشتن آدمهای متخصص در جای درست، و توان تصمیم گرفتن زیرکانه در لحظههای حساس!
فردوسی اگر بود امروز از ما میپرسید؛
قدرت را فقط در ابزارهای سخت دیدهایم یا به همان اندازه برای خرد سازمان یافته، دانش، فناوری و توان تحلیل، سرمایه گذاری کردهایم؟
فردوسی رستم را خلق کرد. از دفاع از ایران گفت و از پهلوانی سرود. اما به ما یاد داد که رستم بدون خرد، کافی نیست!
رستم قهرمان شاهنامه و خرد قهرمان فردوسی است. شاید امروز که دوباره به فردوسی برگشتهایم، بهتر باشد فقط گرز رستم را نبینیم، بلکه صدای خرد فردوسی را هم بشنویم. چون ملتها فقط با بازوی قوی که زنده نمیمانند، بلکه با ارادهها و ذهنهای قوی زنده میمانند.
@vir486 | 1 018 |
| 9 | به نام نامی جاویدنامان وطن. | 752 |
| 10 | سپاس از همراهیتان که در این غیبت چندماهه، همچنان هستید.
دلتان خوش باد و تنتان بیگزند | 750 |
| 11 | درودی چو بوی خوش آشنایی. | 763 |
| 12 | شِکوههای ابوریحان بیرونی از مردم روزگارش
چون در كار مردم اين روزگار مینگرم میبينم كه همگان در همهجا سيمای نادانی به خود گرفتهاند و با اصحاب فضل دشمنی میورزند و هركس را كه به زيورِ دانش آراسته است، میآزارند و گونهگونه ستم و بيداد دربارهٔ او میكنند.
با آنكه امّت بر گمراهی يكسخن نمیشود، چنان است كه گويی همگان بر نيك شمردن ناپسندترين خویها و زيانمندترين آنها كه آزمندی نه بر راهِ درست آن است، گِرد هم آمدهاند. در ميان ايشان نمیبينی جز دستی كه دراز است و از پستی خودداری نمیورزد و به آزرم و بزرگمنشی بازنمیگردد. در اينباره بر مَرْكَبِ همچشمی سوارند و از هر فرصتی برای بيشتر نمودن اين آزمندی بهره میگيرند و كار به جايی كشيده است كه يكباره دانشها را ترك گفتهاند و به خدمتگزاران دانش بيزاری مینمايند. كسانی از ايشان كه در اين راه زيادهروی پيشی كردهاند، دانش را به گمراهی نسبت میدهند تا همانندان نادان خود را به آن دشمن سازند و به آن رنگ بددينی میزنند تا در كوفتنِ دارندگانِ دانش را بر خود بگشايند و بدينگونه، با برافتادن ايشان، چگونگی احوال خودشان پوشيده بماند.
تحديد نِهايات الأماكِن لِتَصحيح مسافات المساكن، ترجمهٔ احمد آرام، ج ۲، ص ۱-۲
@vir486 | 1 232 |
| 13 | دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن تو
مرا سیران کجا باشد مرا تحویل و رفتن تو
بدیدم بیتو من خود را تو دیدی بیخودم هم تو
به زیر خاک دررفتم نرفتم من بیا من تو
اگر گویم تو میگویی من آن ظلمت ز خود بینم
از آن ظلمت که میگریم سری چون ماه برزن تو
گریبانم دریدستم ز خود دامن کشیدستم
که تا گیری گریبانم کشی از مهر دامن تو
گریبانم دریدی تو و دامانم کشیدی تو
کدامم من چه نامم من مرا جان تو مرا تن تو
پشیمانم پشیمانم پشیمان تو پشیمان تو
چو سوسن صد زبانم من زبان و نطق و سوسن تو
دو چشمم خیره در رویت گهی چوگان گَهی گویت
تویی حیران تویی چوگان تویی دو چشم روشن تو
به یک اندیشه حنظل را کنی بر من چو صد شکر
به یک اندیشه شکر را کنی چون زهر دشمن تو
تویی شکر تویی حنظل تویی اندیشه مبدل
تویی مور و سلیمان تو تویی خورشید و روزن تو
بدم من کافر احول شدم توحید را اکمل
تویی احول کن کافر تویی ایمان و مؤمن تو
«مولانا»
@vir486 | 1 398 |
| 14 | وقتی زمان تراکم اندوهی است
و لحظه لحظه گلویت را می فشارد
وقتی که چشمهايت
در گودنای حفره رخسارت تاب می خورد.
آه
این آدمی چگونه جهان را به دوزخی تبدیل می کند
از یاد می برم تمام شعرهای عالم را
و از گلویم آوایی چون دود برمی آید.
با وسعت کویر نگاهم رها شده ست
و مثل ماسه تنت را می بینم
که آرام و ذره ذره می کاهد و به باد می رود.
از سایه ات که در نفس نور می جنبد
آوای استخوان هایت در چارسوی عالم می پیچد
و سرنوشت ات
از سرزمین خسته ات آن سوتر
بر نیمی از تمام زمین خانه می کند.
این سرنوشت کیست
وز سینه کدام جهنم وزیده است؟
از هر طرف که میروی
آشفته بازمی آیی
و خویشتن را در می یابی.
مائیم و این زمانه
و دیگر کجای عالم را باید شکافت؟
داننده ای نبود و گشاینده ای نبود
جز دست هایت از همه آفتاب
بر رازهای دایمی ات
تابنده ای نبود.
تاریک مانده است زمانت
و اندیشه ات به دایره بام و شام
درمانده است و راه به جایی نمی برد...
-محمد مختاری
@vir486 | 1 605 |
| 15 | انسان بندی است بسته میان حیوان و ابر انسان؛ بندی بر فراز مغاکی!
«فریدریش نیچه»
سبک کردن بارِ هستی با «جادوی واژەها | magic of words»
https://t.me/jadooyevazheha
https://t.me/jadooyevazheha | 186 |
| 16 | جایگاه مادران در جهانبینی ایرانی:
نیایش فرانک هنگام دادن روانامه یا پروانهی جنگ با ضحاک به فریدون:
فروريخت آب از مژه مادرش
همیخواند با خونِ دل داوَرَش
به يزدان همیگفت: «زنهارِ من
سپردم تُرا ای جهاندارِ من
بگردان ز جانش بدِ جادُوان
بپرداز گيتی ز نابخردان
فريدون پس از این نیایش راهی جنگ با اژیدهاک میشود. نیایش فرانک بسیار خردمندانه و آرمانی است؛ چون او پس از نیایش به جان فرزند -که بدیهیترین رفتار از سوی هر مادر در هر زمان و در هر جای گیتیست- مادرانه برای همهٔ فرزندان همهٔ مادران هم نیایش میکند: «بپرداز گیتی ز نابخردان»
فرانک با این نیایش در حقّ همهٔ مردم جهان، مهربانانه و بسیار خردمندانه نیایش میکند تا آفریدگار توانا، گیتی را از «نابخردان» پاک کند -که به راستی آرزوی هر زن و مرد نیکاندیش از آغاز جهان همین بوده و هست.
@vir486 | 1 468 |
| 17 | چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند.
@vir486 | 1 823 |
| 18 | افلاک که جز غم نفزایند دگر
ننهند به جا تا نربایند دگر
ناآمدگان اگر بدانند که ما
از دهر چه میکشیم نایند دگر
#خیام
@vir486 | 2 264 |
| 19 | آزادی متولد می شود شبانه
هر کجا که ممکن باشد
در روزنی بر دیوار
یا در مسیر بادهای یخ زده
#رنه_شار
@vir486 | 2 147 |
| 20 | اگه کسی تل وصله بره این ربات کانفیگ تست رایگان میده سرعتشم خوبه
فقط دان نکنین که حجمش تمام نشه قشنگ یه هفته ده روز برا تل کافیه
صد الی دویست مگ میده بدون محدودیت زمانی
https://t.me/TheMonjiBot?start=INngYJ | 81 |
