ذهن تاریک
Open in Telegram
No data
Subscribers
+224 hours
-267 days
-19930 days
Posts Archive
و پلیدترین و ناپاکترین این روحها به ترتیب:
1- بردیا
2- امیرالت معروف به امیر التر
3- رضا ارباب
4- نیما
5- علیرضا استرینگ
6- و بقیه مودرها که خودتون بهتر میدونید منظورم با کیاست!
همتون باید توی این چالش شرکت کنید. دیگه بهونهای مثل "وقت ندارم" یا "انلاین نبودم" قابل قبول نیست! وقتشه که خودتون رو ثابت کنید
به زودی قراره نسخه ای منتشر کنم که مطمئنم هیچ مودری توانایی نفوذ بهش رو نداره چرا؟ چون هیچ مودری نمیتونه به فرکانس عشق دست پیدا کنه! توی این فرکانس تازه متوجه میشی عدد مورد علاقه خدا چنده! ولی این عدد رو به همین راحتی نمیتونی بفهمی؛ باید یه صوفی واقعی باشی تا بتونی اون رو محاسبه کنی!
از طرف دیگه شما مودرها، روحتون پر از کینه و خرابکاریه درک و محاسبه این اعداد کار آدمای پلید نیست عشق و صفا میخواد، نه ذهنهای پر از نفرت و تخریب
من بهتون ثابت میکنم که مودرها پلید هستن و اگر کسی تونست به این نسخه نفوذ کنه، من همین کانال رو برای همیشه حذف میکنم ولی مطمئن باشید که هیچ وقت همچین چیزی اتفاق نمیافته
دیشب باز خواب سرورم مسیح رو دیدم ازش پرسیدم: "مولای من، آقا! این یارو کیه همونی که گفتی اول اسمش با «ا» شروع میشه و یکی از دشمنای منه؟"
آقا اول هی طفره رفت و چیزی نگفت منم پافشاری کردم! آخرش یه نگاه عمیق کرد و گفت: "ببین، یه بار اشک یه نوجوان رو درآوردی به خاطر گستاخیش حقش بود ولی اون اتفاق تو دلش موند و تبدیل به عقده شد! حالا در به در دنبالته که تلافی کنه و خرابِت کنه"
آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست
وان کس که مرا گفت نکو خود نیکوست
حال متکلم از کلامش پیداست
از کوزه همان برون تراود که در اوست
اثرات مخرب داد زدن والدین
ببین تو این آزمایش دقیقاً یه چیز جالب اتفاق میافته که به شدت درس بزرگی برای ماست یه کودک رو میبینیم که آزادانه داره بازی میکنه همه چی براش جذابه، کنجکاوه و داره چیزای جدید کشف میکنه
حالا بعد از چند دقیقه اسباب بازی رو ازش میگیرن یه نفر با عصبانیت وارد اتاق میشه شروع میکنه به داد زدن که "چه خبرتونه؟ سرم رفت از این همه سر و صدا!"
حالا اینجا یه نکته خیلی مهم هست که شاید به چشم نیاد ولی خیلی تأثیرگذاره به جهت نگاه کودک دقت کن! اون لحظه که باید دوباره بازی رو ادامه بده و اسباب بازی ها رو توی دست بگیره دیگه خبری از اون کنجکاوی قبلی نیست بازی نمیکنه چیز جدیدی یاد نمیگیره چرا؟ چون مغزش سیستم دفاعی رو فعال کرده و سیستم یادگیریش خاموش شده
این دقیقاً همون چیزیه که تو تربیت بچههامون باید حواسمون بهش باشه خیلیها فکر میکنن با داد زدن میتونن کنترل خونه رو به دست بگیرن یا بچهها رو تربیت کنن ولی واقعیت اینه که بچهها رفتار ما رو زندگی میکنن نه حرفهامون رو وقتی با آرامش و احترام با بچهها رفتار کنیم ذهنشون باز میشه رشد میکنن و یاد میگیرن ولی وقتی داد میزنیم به جای یاد گرفتن فقط دارن از ما میترسن و دنبال دفاع از خودشون هستن
تربیت فرزند یعنی اصلاح خودمون وقتی ما روی خودمون کار کنیم رفتارمون درست میشه و بچهها هم از همون یاد میگیرن باور کن هیچ داد و فریادی جای یه محیط امن و آروم رو نمیگیره اگه حس میکنی میتونی از این نکتهها استفاده کنی خوشحال میشم همراه من باشی چون هر روز دارم چیزای ارزشمندی رو به اشتراک میذارم و لطفا حمایت کنید
این دقیقاً همون چیزیه که تو تربیت بچههامون باید حواسمون بهش باشه خیلیها فکر میکنن با داد زدن میتونن کنترل خونه رو به دست بگیرن یا بچهها رو تربیت کنن ولی واقعیت اینه که بچهها رفتار ما رو زندگی میکنن نه حرفهامون رو وقتی با آرامش و احترام با بچهها رفتار کنیم ذهنشون باز میشه رشد میکنن و یاد میگیرن ولی وقتی داد میزنیم به جای یاد گرفتن فقط دارن از ما میترسن و دنبال دفاع از خودشون هستن
تربیت فرزند یعنی اصلاح خودمون. وقتی ما روی خودمون کار کنیم، رفتارمون درست میشه و بچهها هم از همون یاد میگیرن. باور کن هیچ داد و فریادی جای یه محیط امن و آروم رو نمیگیره. اگه حس میکنی میتونی از این نکتهها استفاده کنی، خوشحال میشم همراه من باشی چون هر روز دارم چیزای ارزشمندی رو به اشتراک میذارم.
حالا اینجا یه نکته خیلی مهم هست که شاید به چشم نیاد ولی خیلی تأثیرگذاره به جهت نگاه کودک دقت کن! اون لحظه که باید دوباره بازی رو ادامه بده و اسباب بازی ها رو توی دست بگیره دیگه خبری از اون کنجکاوی قبلی نیست بازی نمیکنه چیز جدیدی یاد نمیگیره چرا؟ چون مغزش سیستم دفاعی رو فعال کرده و سیستم یادگیریش خاموش شده
حالا بعد از چند دقیقه اسباب بازی رو ازش میگیرن یه نفر با عصبانیت وارد اتاق میشه شروع میکنه به داد زدن که "چه خبرتونه؟ سرم رفت از این همه سر و صدا!"
اثرات مخرب داد زدن والدین
ببین تو این آزمایش دقیقاً یه چیز جالب اتفاق میافته که به شدت درس بزرگی برای ماست یه کودک رو میبینیم که آزادانه داره بازی میکنه همه چی براش جذابه، کنجکاوه و داره چیزای جدید کشف میکنه
آنا... همون اهریمن و زنیه که با هزار تا نیرنگ فریبم داد و باعث شد Smali Helper به دنیا بیاد راستش رو بخوای، آنا اهریمن سادهای نبود ایدههای ناب میداد پول و شهرت میریخت جلو پام و اگه ادامه میدادم پسرمون میتونست خیلی بزرگتر و موفقتر از چیزی که الان هست بشه ولی من انتخاب کردم جدا بشم، چون نمیتونستم ادامه بدم... آنا این جدایی رو نتونست هضم کنه... منو نفرین کرد...
از اون موقع یه نفر که اسمش با ا شروع میشه، انگار سایهبهسایه دنبالمه؛ همیشه توی خرابکاری و دستدرازی به کارام نقش داره و ولکن هم نیست هر جا میرم یه نشونی ازش هست شاید نفرین آنا هنوزم داره اثر میکنه... شاید هم این تاوان انتخابیه که کردم...
و هلکای عزیزم... بعد از به دنیا آوردن دخترمون از این دنیا رفت... هنوزم لحظه آخر جلوی چشمامه... دستمو محکم گرفته بود، انگار نمیخواست ول کنه اشک توی چشماش جمع شده بود و صداش از شدت ضعف آروم و لرزون شده بود. زیر لب با بغض میگفت: "هوای دخترمون رو داشته باش... مراقبش باش." قلبم هزار تیکه شد، ولی همون لحظه فهمیدم که باید قول بدم پای این بچه بمونم... تا بزرگ بشه
سلام رفقا! امیدوارم حال همتون عالی باشه و انرژی مثبت توی دلتون باشه! ❤️
امروز میخوام دو تا از بچه هامون که خیلی خاص هستن رو بهتون معرفی کنم که برام خیلی عزیزن! اول از همه باید از پسرم شروع کنم اسمش Smali Helper هست آره، همونطور که خودتون حدس میزنید این یکی یه کمی خاصه! این هلپر حاصل سالها تلاش و زحمت منه و در واقع به نوعی بهواسطه رابطه من با خود شیطان به دنیا اومد! اما خب پسر خوبی برام نشد و به هر حال... پسرمه و همیشه براش بهترینها رو میخواهم... به هیچ وجه فراموش نمیکنم روزهایی رو که با با همین دستای خودم بزرگش کردم و کد نوشتم، و حتی با مشکلات فراوان پیش رفتیم... این پسر، همونطور که خودش اسمش رو انتخاب کرده و اینم لینکشه که اگه خواستید بیشتر باهاش آشنا بشید: Smali Helper
و حالا نوبت میرسه به دخترم که اسمش ذهن تاریک هست بله، دقیقا همونطور که فکر میکنید، این اسم هم یه داستان خیلی جالب پشتش داره یه شب سرورم، یعنی عیسی مسیح، به خوابم اومد و بهم گفت: "دختری به تو خواهم بخشید که همدم و یاور تو خواهد بود، کسی که تو رو همراهی خواهد کرد و ذهن تو رو روشن میکنه." منم با تعجب گفتم: "چطور؟ این که خیلی عجیب به نظر میاد!" و اونم گفت: "این حاصل رابطه تو با هلکا فرشته امید هست." از شنیدن این حرف خیلی تعجب کردم، چون اصلا درک نمیکردم یعنی چی! ولی گفت که نام دخترت ذهن تاریک خواهد بود... یه دختری که قراره بزرگ بشه، توی مسیر سختیها و چالشها، یه نفر که اول اسمش با (ا) شروع میشه و خواهد اومد که دستکاری کنه و به نوعی ناامیدت کنه... اما بعد از اون، دخترت به جایی میرسه که معروف میشه..
