342
Subscribers
-124 hours
-37 days
+930 days
Posts Archive
342
Repost from ·Alaska, Alaska·
با توجه به شرایطی که داخلش زندگی میکنیم، هر روزی که میگذرونیم شبیه به یک معجزهس. آدمها توی این شرایط بیشتر از هر زمان دیگهای دوست دارن صحبت کنن، فقط برای اینکه بدونن تنها نیستن. درمورد هرچیزی! سریالی که دیدن، کتابی که خوندن، مکانی که رفتن، روزمرهشون و… چون آدمها دوست دارن به این فکر کنن که زندگی عادیشون رو، به هر شکلی که هست، دارن پیش میبرن. وسط این دوران، هر کسی قطعا دغدغهها و مشکلهای بزرگ خودش رو داره، اما این دلیل نمیشه مشکلات کوچیک نداشته باشه. دلیل نمیشه که نتونه درمورد چیزهای کوچیک حرف بزنه. آدم میتونه همزمان از اتفاقهای بزرگی که داره توی زندگیش میافته بترسه و از یه فیلمی که دیشب دیده هم خوشش بیاد. میتونه نگران آیندهش باشه و در همون لحظه دلش بخواد دربارهی یه آهنگ جدید حرف بزنه. این دوتا قرار نیست همدیگه رو خنثی کنن.
اگر کانالی اینجا دارید، درمورد همهچیز داخلش صحبت کنید. نمیدونم چرا آدمها کانال داشتن رو انقدر جدی میگیرن! صدمین عکس از قهوهتون رو بذارید، از وسیلهی رندوم کوچیکی که امروز خریدید عکس بگیرید، از بازیگر مورد علاقهتون که توی فلان فیلم بازی کرده بگید. از چیزی که امروز خوشحالتون کرد بنویسید، حتی اگر خیلی مسخره و کوچیکه. از چیزی که اعصابتون رو خرد کرد بگید. هیچکدومش بیاهمیت نیست.
دغدغهی ما قرار بود این چیزها باشه؛ چیزهای خیلی کوچکتر. فقط چون خاورمیانهای هستیم، ناگهان مجبور شدیم به چیزهای خیلی بزرگتری فکر کنیم. یک سری آدم جمع شدیم کنار هم که فقط بدونیم تنها نیستیم. همین! مگه نه اینکه همهمون میدونیم اگه گوشیمون رو زمین بذاریم، واقعیت و چیزهای بزرگتر روی ما سایه میاندازن؟
342
دلم خواست الان😭
اگه رسپیت شیر یا آب داره رسپیتو عوض کن چون کیک هویج گردو رطوبت هویج برای پختنش کافیه.
342
کتابخونمو نگاه کردم اینا به ذهنم اومد.
ابیگیل، ماگدا سابو
شکسپیر و شرکا، جرمی مرسر
از قیطریه تا اورنج کانتی، حمیدرضا صدر
و کسی نمیداند در کدام زمین میمیرد، مهزاد الیاسی
رویای یک آدم مضحک، داستایفسکی
342
من ورودی هفتمم راستش، دوماه قبل از آزمون تیزهوشان یه دوستی پیدا کردم که فرزانگان درس میخوند و باعث شد عاشق فرزانگان پنج بشم. همون عشقه باعث شد قبول بشم همین فقط😭
