580
Subscribers
-124 hours
-357 days
-28030 days
Posts Archive
580
- من کاملا غرق تنهاییام شده ام
شب پس از شب ، تنها در اتاقم
فکر میکنم ، و فکر هایم هم فکر میکنند
در نمایش دوتایی ازین قلب تغییر ناپذیر
و هر وقت سوت قطار میدمد
من شروع به یادآوردن یک سفر میکنم
آن خاطرات جوانی
سپس میفهمم این نه جوانی من است، نه سفر من
دنبال خاطراتی میگردم که آنجا نیستند ، این قلب من
خودش را میبندد، افسرده میشود مانند یک جعبه ی جواهر های بدلی کهنه
و بعد این گونه های غرق شده ، این لب های در هم شکسته
تلخی پرورده شده با ظلم در سکوت به بیرون هجوم میآورد...
من عادت کرده به همین ها بزرگ شده ام ، و یاد گرفتم که تحملش کنم
اما گاهی اوقات هر درجه ای از تنهایی شما را غمگین میکند
و در حالی به قاطعیت بدانم ، برخی وقت ها اینطور به نظر میرسد که
این اشک ها دیگر اشک های وقتی که عاشق کسی بودم نیستند...
- چویا ناکاهارا
580
Bernadette, you are my liberty I celebrate the day that you changed my history Life and death will always lead you into love and regret But you have answers, and I have the key to Bernadette
580
میدونی مسئله اینجاست که من دووم اوردم، بازم دووم میارم ولی شاید میخواستم معنی زندگیم یچیزی بیشتر از دووم اوردن باشه.
