en
Feedback
امهال بدهی‌ها

امهال بدهی‌ها

Open in Telegram

http://t.me/BluChtBot?start=61a6aa09b1d5ab8f85

Show more
Iran147 062The category is not specified
230
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-230 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+1
in 0 channels
August '260
in 0 channels
Get PRO
July '26
+10
in 2 channels
Get PRO
June '26
+12
in 1 channels
Get PRO
May '26
+3
in 0 channels
Get PRO
April '26
+2
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+7
in 0 channels
Get PRO
January '26
+6
in 1 channels
Get PRO
December '25
+6
in 2 channels
Get PRO
November '25
+8
in 1 channels
Get PRO
October '25
+12
in 2 channels
Get PRO
September '25
+30
in 3 channels
Get PRO
August '25
+17
in 2 channels
Get PRO
July '25
+4
in 1 channels
Get PRO
June '25
+214
in 3 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
10 September0
09 September0
08 September+1
07 September0
06 September0
05 September0
04 September0
03 September0
02 September0
01 September0
Channel Posts
روزمره داره بدون هیچ اتفاق حائز اهمیتی میگذره و حتی با خودمم انچنان حرفی ندارم.

2
من‌ اگه مامانبزرگم رو ببرم دکتر
من‌ اگه مامانبزرگم رو ببرم دکتر
84
3
برای کهیر و حساسیتم کورتون می‌خورم، بعد به‌خاطر کورتون عفونت می‌گیرم، بعد برای عفونت باید آنتی‌بیوتیک بخورم.
برای کهیر و حساسیتم کورتون می‌خورم، بعد به‌خاطر کورتون عفونت می‌گیرم، بعد برای عفونت باید آنتی‌بیوتیک بخورم.
115
4
گوشیم از دستم افتاد و صفحه‌ش ترک برداشت و از زور فشار عصبی و تهوع نمیتونم برگردم سرکارم:)
102
5
اونایی که با ذوق اینو لایک کردن خیلی بامزن، چون عملاً یه حرف سیاسی صدسال‌عقب‌مونده رو در بسته‌بندی میم گرفتن و فکر کردن دارن به یه شوخی خفن می‌خندن. طرف لازم نیست خودش بشینه بگه «به نظرم زن‌ها زیادی حق گرفتن». کافیه یه ویدئو ببینه که مبارزه برای حق رأی رو وصل می‌کنه به چندتا زن امروزی که عمداً مسخره، افراطی یا مبتذل انتخاب شدن، بعد هم با رضایت لایک بزنه. کار ایدئولوژی دقیقاً همین‌جاست. لازم نیست همیشه توی قالب مقاله و سخنرانی بیاد. خیلی وقت‌ها با خنده، میم و «بابا شوخی بود» خیلی راحت‌تر وارد ذهن می‌شه. کل شوخی روی یه پیش‌فرض خیلی مشخص سوار شده. زن‌های گذشته برای حق رأی جنگیدن، حالا بیا آینده رو ببین، فمینیست‌ها دارن داد می‌زنن، یکی گوزش رو می‌فروشه، پس ببین این آزادی آخرش به چی رسید. این خودش یه گزاره سیاسیه. هیچ شوخی‌ای بی‌بافتار نیست. اینکه چه کسی رو سوژه می‌کنی، چه چیزی رو مسخره می‌کنی، چه چیزهایی رو کنار هم می‌چینی و انتظار داری مخاطب دقیقاً به کجاش بخنده، همه‌ش معنا داره. اینجا خنده از این ایده میاد که زن‌ها «زیادی آزاد شدن» و نتیجه آزادی‌شون هم شده ابتذال و حماقت. جالب‌تر اینه که این منطق فقط وقتی درباره زن‌ها گفته می‌شه برای یه عده طبیعی به نظر میاد. هر روز هزار مدل مرد احمق، کلاهبردار، اینفلوئنسر، معتاد به توجه، متجاوز، قاتل و دلقک اینترنتی می‌بینی. هیچ‌کس از وجود اون‌ها نتیجه نمی‌گیره که شاید حق رأی دادن به مردها از اول اشتباه بوده. چون حق سیاسی مردها از قبل بدیهی فرض شده. ولی درباره زن‌ها هنوز یه تصور قدیمی ته ذهن خیلی‌ها هست که انگار حقوقشون مشروطه. انگار باید ثابت کنن عاقل، محترم و «شایسته» آزادی هستن تا حق برابر داشته باشن. از این جهت، خود لایک‌ها از ویدئو جالب‌ترن. چون نشون می‌دن برای پخش یه ایده ارتجاعی لازم نیست کسی واقعاً استدلال کنه. فقط کافیه اونو تبدیل کنی به یه کلیپ سی‌ثانیه‌ای، چندتا تصویر تحریک‌کننده بذاری توش و کاری کنی مخاطب احساس کنه جزو آدم‌هاییه که «فهمیده این فمینیسم چه مسخره‌بازیه». بعد هم هرکس ایراد بگیره، راه فرار آماده‌ست. می‌گن «چقدر جدی می‌گیری، شوخیه دیگه». در حالی که اگر شوخی هیچ حرفی برای گفتن نداشت، اصلاً خنده‌اش هم کار نمی‌کرد. مخاطب دقیقاً چون پیش‌فرض پشتش رو می‌فهمه می‌خنده. و شاید حال‌به‌هم‌زن‌ترین بخشش همین باشه که یه مبارزه تاریخی واقعی، با هزینه واقعی، تحقیر، زندان و محرومیت واقعی، تبدیل می‌شه به وسیله‌ای برای شوخی با این ایده که «کاش اصلاً این حق رو نمی‌گرفتید». بعد یه عده هم زیرش قهقهه می‌زنن، بدون اینکه حتی متوجه باشن دارن به چی می‌خندن.
123
6
روزهایی مثل امروز که مرکز hiv میرم خیلی از مراجعین زوج هستن و برام سوال میشه چجوری میتونن با کسی بمونن که مریضشون کرده، تازه ۹۰ درصدشون این بیماری رو از خیانت گرفتن.
121
7
برای وضعیت آلرژی و کهیر زدن‌هام قرار شد یک دوره یک ماهه دارو بخورم جواب نده باید برم برای شروع ارامبخش‌ها مختلف سلام به ارامش سلام به خوشبختی سلام به زندگی در سوییس
118
8
sticker.webp
156
9
روزهایی که دسته جمعی طرحی‌ها میریم بیرون و راجع به اینده حرف میزنیم خیلی میترکم.
159
10
امروز خواستگار داشتم محل کارم و انقدر خندیدم لپ‌هام درد میکنه.
188
11
توی یک بحران اقتصادی هر مرحله از بدتر شدن شرایط در ابتدا یک شوک محسوب میشه. افزایش شدید قیمت ها. کاهش قدرت خرید. کمبود کالا. بیکاری. سقوط ارزش پول و ناامنی اقتصادی هر کدام اولش خشم و اضطراب زیادی ایجاد میکنن. اما وقتی این وضعیت برای مدت طولانی ادامه پیدا میکنه واکنش آدم‌ها به تدریج دچار تغییر میشه. مغز انسان برای قرار گرفتن دائمی در وضعیت هشدار ساخته نشده. اگر یک تهدید به جای اینکه یک اتفاق کوتاه مدت باشه تبدیل به محیط دائمی زندگی بشه سیستم عصبی به تدریج خودش رو با اون تطبیق می دهد. محرکی که اوایلش بسیار شدید و غیرقابل تحمل به نظر می رسید بعد از مدتی به بخشی از وضعیت عادی تبدیل می شه. اساس عادت پذیری و سازگاری روانی گونه‌مون به این شکله. برای همینه در یک اقتصاد فرسوده مثل ایران افزایش قیمت‌های جدید دیگه همون اندازه شوک افزایش قبلی را ایجاد نکنه. نقطه مرجع ذهنی آدم‌ها تغییر میکنه چیزی که چند سال قبل غیرقابل تصور بود حالا تبدیل به بخشی از زندگی روزمره میشه افزیشی که باعث شلوغی ۹۸ شد رو هر روز داریم و خبری نیست. و هر چند ساعت گوشیم رو چک میکنم به یک دوستم رقم جدید دلار رو گزارش میدم و نعش خودم رو میکشم رو کارهام. نسبت به همچی بی حس و کرختم ولی خب این بیحسی نیست. ما داریم غرق میشیم. فقط دیگه مثل قبل دست و پا نمی‌زنیم. چون یه جایی آدم میفهمه تقلا کردن فایده ای نداره. اعتراض فایده نداره جنگ‌ نداره شاید هیچی فایده نداره. شاید هم غرق شدیم و هنوز از پذیرشش امتناع میکنیم، تو فاز انکاریم و فکر میکنیم داریم ادامه میدیم در حین فرو رفتن.
191
12
عطسه‌های من موقع پریود از موشک‌های ایران بیشتر خون و خونریزی راه میندازه.
213
13
اقای ترامپ مرد باش درمانگاه ما رو بزن زیرزمینش پر اورانیومه.
173
14
از موشک چندم جنگه؟
175
15
هر انفجار هزارتومن میاد رو دلار.
179
16
چرا در محتوای پورن از کلماتی مثل استپ مام و استپ سیستر اینقدر استفاده میشه اگر کمی به ساختار محتوای پورن آنلاین دقت کنیم یک الگوی عجیب خیلی سریع خودش رو نشان میده استفاده گسترده از برچسب هایی مثل stepmom stepsister stepbrother و به طور کلی سناریوهایی که از روابط خانوادگی یا شبه خانوادگی استفاده میکننن، که اولش عجیب به نظر میرسد چون رابطه خانوادگی در دنیای واقعی یک تابوی جدی محسوب میشن. طبیعتا انتظار داریم چنین مفهومی باعث دفع مخاطب شود اما دقیقا همین ویژگی یک ابزار بازاریابیه. در مارکتینگ یک اصل شناخته شده وجود داره که هرچقدر یک محرک از نظر اجتماعی برجسته‌تر یا ممنوعه‌تر باشه احتمال بیشتری داره که بتواند توجه را جلب کنه در اقتصاد توجه ارزش یک محتوا فقط به کیفیت اون وابسته نیست بلکه به تواناییش در متوقف کردن رفتار کاربر و ایجاد کنجکاوی هم وابسته است محتوای جنسی هم از این قاعده مستثنی نیست و وقتی یک محرک جنسی با یک عنصر تابو ترکیب میشه میتواند از طریق افزایش novelty و curiosity ارزش توجه بیشتری ایجاد کنه البته اینجا یک نکته مهم وجود داره و اون تفاوت میان فانتزی step family و incest واقعی است stepmom یا stepsister از نظر زیستی لزوما خویشاوند فرد نیستن و همین مسئله به تولیدکننده اجازه میده از نشانه های آشنای رابطه خانوادگی برای ساختن یک سناریوی تابوشکن استفاده کنه بدون اینکه دقیقا همان مفهوم خویشاوندی ژنتیکی را بازنمایی کنه (مشکلات اخلاقی، محارم و دینی رو دور بزنن) بنابراین کلمه step در اینجا فقط یک توصیف رابطه نیست بلکه بخشی از معماری محتواست چون در کوتاه‌ترین شکل ممکن یک سناریو و یک زمینه داستانی مشخص را به کاربر منتقل میکنه این موضوع در فضای پلتفرم‌های دیجیتال اهمیت بیشتری داره چون محتوای آنلاین در محیطی رقابت میکنه که تعداد زیادی محرک به صورت همزمان برای جلب توجه کاربر وجود دارد در چنین محیطی عنوان و thumbnail و tag عملا نقش ابزارهای acquisition را پیدا میکنن و تولیدکننده باید در چند ثانیه یک محرک مشخص ایجاد کند کلمات مرتبط با تابو از این نظر بسیار قدرتمند هستن چون بدون نیاز به توضیح طولانی میتوانند یک مفهوم کامل را فعال کنن. از طرف دیگر این سیستم توسط الگوریتم های recommendation میتواند تقویت بشه، اگر یک دسته محتوایی نرخ کلیک یا زمان مشاهده بالاتری ایجاد کنه. الگوریتم ممکنه اون رو بیشتر در معرض کاربران قرار بده و این افزایش exposure دوباره داده بیشتری برای تولیدکنندگان ایجاد میکنه و این چرخه باعث میشه تا تولیدکننده‌ها هم با مشاهده تقاضای ظاهری به سمت تولید بیشتر همان category حرکت کنن در نتیجه یک feedback loop شکل میگیره که در آن توجه بیشتر باعث تولید بیشتر و تولید بیشتر باعث دیده شدن بیشتر میشه. به همین دلیل فراوانی یک category در یک پلتفرم را نباید مستقیما معادل شیوع اون ترجیح در جمعیت بدونیم ممکنه یک محتوای خاص به دلیل ویژگی‌های الگوریتمی و نرخ engagement بسیار بیشتر از میزان علاقه واقعی جامعه دیده بشه در کل هرچیزی در یک پلتفرم زیاد دیده میشه الزاما چیزی نیست که اکثر مردم آن را میخوان، و به احتمال زیاد اون موضوع چیزی هست که سیستم توزیع محتوا تشخیص داده میتواند توجه بیشتری بگیره. از نظر روانشناسی مصرف کننده نیز تابو بودن یک محرک لزوما به معنای جذابیت واقعی اون نیست تابو میتواند به عنوان یک novelty amplifier عمل بکنه یعنی یک محرک آشنا را با یک عنصر غیرمنتظره ترکیب بشه و همین تضاد باعث افزایش توجه بشه در چنین شرایطی حتی کنجکاوی میتوانه قبل از علاقه شکل بگیره و در نهایت تولید کننده رو به اون چیزی که میخواد برسونه یعنی کلیک بازدید کننده.
196
17
قیمت دلار ۵ تومن دیگه افزایش داشته باشه حقوقم میره زیر ۹۰ دلار.
145
18
+6
No text...
157
19
وضعیت اینجوریه که هرچقدر ما بیشتر به‌ گا میریم قشر پولدار بیشتر رد میده
110
20
+3
No text...
115