en
Feedback
‌ ‌ ‌𝘭𝘢𝘷𝘪𝘯𝘢.

‌ ‌ ‌𝘭𝘢𝘷𝘪𝘯𝘢.

Open in Telegram

‌ ‌ 𝘸𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘪𝘵 𝘣𝘦 𝘴𝘰 𝘴𝘦𝘭𝘧𝘪𝘴𝘩 𝘪𝘧 𝘐 𝘢𝘴𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘵𝘰 𝘥𝘢𝘯𝘤𝘦 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘮𝘦 𝘶𝘯𝘵𝘪𝘭 𝘳𝘦𝘢𝘤𝘩𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘩𝘦 𝘢𝘳𝘵 𝘰𝘧 𝘥𝘺𝘪𝘯𝘨?

Show more
993
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-6330 days
Posts Archive
I like miserable people. I'm attracted to unhappy souls, ones who think about human sufferings and consider life as unwanted, unbearable, and chaotic burden on them. There is something tragically romantic about them, that when they fall in love with you, they consider you their sole reason for existence; they want to live for you, only for you and with you.

Ist das der Engel, der vom dämmernden Himmel hinunter flog? Ist das der Teufel, der aus der Felsenspalte heraus kroch?
Tränen, Ärger, Mitleid, Grausamkeit Frieden, Chaos, Glaube, Verrat Wir werden gegen unser Schicksal ankämpfen Wir dürfen uns nicht in unser Schicksal ergeben
Mit Trauer und Entscheidung im Herzen zeigen wir den Willen weiterzugehen Niemand darf eigensinnig seines Lebens beraubt werden

03 Hiroyuki Sawano - You See Big Girl _ T T.mp313.88 MB

You're tryna hold on to my heart, it's too late You rather burn it into the ground and escape And you just keep on draggin' me to the grave Run away, run away, run before it all fades Before I turn into somebody you hate You're chasin' somethin' that we never could save And you just keep on draggin' me to the grave To the grave, to the grave, to my grave, to my grave And you just keep on chasin' me to the grave

To whom do I owe the biggest apology? No one's been crueler than I've been to me.

03. Fade Away.mp39.02 MB

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید قصه‌ی بی سر و سامانی من گوش کنید گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟ سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟ روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربده جویی بودیم عقل و دین باخته دیوانه‌ی رویی بودیم بسته سلسله‌ی سلسله مویی بودیم کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود یک گرفتار از این جمله که هستند نبود نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت اول آنکس که خریدار شدش من بودم باعث گرمی بازار شدش من بودم عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او داد رسوایی من شهرت زیبایی او بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد کی سر برگ من بی سروسامان دارد چاره اینست و ندارم به از این رای دگر که دهم جای دگر دل به دل آرای دگر چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود من بر این هستم و البته چنین خواهد بود پیش او یار نو و یار کهن هردو یکی‌ست حرمت مدعی و حرمت من هردو یکی‌ست قول زاغ و غزل مرغ چمن هردو یکی‌ست نغمه بلبل و غوغای زغن هر دو یکی‌ست این ندانسته که قدر همه یکسان نبود زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود چون چنین است پی کار دگر باشم به چند روزی پی دلدار دگر باشم به عندلیب گل رخسار دگر باشم به مرغ خوش نغمه گلزار دگر باشم به نوگلی کو که شوم بلبل دستان سازش سازم از تازه جوانان چمن ممتازش آن که بر جانم از او دم به دم آزاری هست میتوان یافت که بر دل ز منش باری هست از من و بندگی من اگر اشعاری هست بفروشد که به هر گوشه که خریداری هست به وفاداری من نیست در این شهر کسی بنده ای همچو مرا هست خریدار بسی مدتی در ره عشق تو دویدیم بس است راه صد بادیه‌ی درد بریدیم بس است قدم از راه طلب باز کشیدیم بس است اول و آخر این مرحله دیدیم بس است بعد از این ما و سر کوی دل آرای دگر با غزالی به غزلخوانی و غوغای دگر تو مپندار که مهر از دل محزون نرود آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود وین محبت به صد افسانه و افسون نرود چه گمان غلط است این برود چون نرود چند کس از تو و یاران تو آزرده شود دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود ای پسر چند به کام دگرانت بینم تو چه دانی مایه عیش مدام دگرانت بینم ساقی مجلس عام دگرانت بینم تو چه دانی که شدی یار چه بی باکی چند چه هوسها که ندارند هوسناکی چند یار این طایفه خانه برانداز مباش از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش میشوی شهره به این فرقه هم آواز مباش غافل از لعب حریفان دغل باز مباش به که مشغول به این شغل نسازی خود را این نه کاری ست مبادا که ببازی خود را در کمین تو بسی عیب شماران هستند سینه پر درد ز تو کینه گذاران هستند داغ بر سینه ز تو سینه فکاران هستند غرض اینست که در قصد تو یاران هستند.

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید قصه‌ی بی سر و سامانی من گوش کنید گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟ سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟ روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربده جویی بودیم عقل و دین باخته دیوانه‌ی رویی بودیم بسته سلسله‌ی سلسله مویی بودیم کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود یک گرفتار از این جمله که هستند نبود نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت اول آنکس که خریدار شدش من بودم باعث گرمی بازار شدش من بودم عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او داد رسوایی من شهرت زیبایی او بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد کی سر برگ من بی سروسامان دارد چاره اینست و ندارم به از این رای دگر که دهم جای دگر دل به دل آرای دگر چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود من بر این هستم و البته چنین خواهد بود پیش او یار نو و یار کهن هردو یکی‌ست حرمت مدعی و حرمت من هردو یکی‌ست قول زاغ و غزل مرغ چمن هردو یکی‌ست نغمه بلبل و غوغای زغن هر دو یکی‌ست این ندانسته که قدر همه یکسان نبود زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود چون چنین است پی کار دگر باشم به چند روزی پی دلدار دگر باشم به عندلیب گل رخسار دگر باشم به مرغ خوش نغمه گلزار دگر باشم به نوگلی کو که شوم بلبل دستان سازش سازم از تازه جوانان چمن ممتازش آن که بر جانم از او دم به دم آزاری هست میتوان یافت که بر دل ز منش باری هست از من و بندگی من اگر اشعاری هست بفروشد که به هر گوشه که خریداری هست به وفاداری من نیست در این شهر کسی بنده ای همچو مرا هست خریدار بسی مدتی در ره عشق تو دویدیم بس است راه صد بادیه‌ی درد بریدیم بس است قدم از راه طلب باز کشیدیم بس است اول و آخر این مرحله دیدیم بس است بعد از این ما و سر کوی دل آرای دگر با غزالی به غزلخوانی و غوغای دگر تو مپندار که مهر از دل محزون نرود آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود وین محبت به صد افسانه و افسون نرود چه گمان غلط است این برود چون نرود چند کس از تو و یاران تو آزرده شود دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود ای پسر چند به کام دگرانت بینم تو چه دانی مایه عیش مدام دگرانت بینم ساقی مجلس عام دگرانت بینم تو چه دانی که شدی یار چه بی باکی چند چه هوسها که ندارند هوسناکی چند یار این طایفه خانه برانداز مباش از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش میشوی شهره به این فرقه هم آواز مباش غافل از لعب حریفان دغل باز مباش به که مشغول به این شغل نسازی خود را این نه کاری ست مبادا که ببازی خود را در کمین تو بسی عیب شماران هستند سینه پر درد ز تو کینه گذاران هستند داغ بر سینه ز تو سینه فکاران هستند غرض اینست که در قصد تو یاران هستند.

My soul bleeds, and the blood steadily, silently, disturbingly slowly, swallows me whole.

Kingslayer Destroying castles in the sky Kingslayer I'll fight for you until I die Kingslayer Destroying castles in the sky Kingslayer Forevermore the apple of my eye I'd sacrifice it all to guide you Never have to battle alone Kingslayer Come and collect us from the night.

Bring Me the Horizon - Kingslayer (feat. BABYMETAL).mp38.65 MB

this one's yours.

you wanted to read what piece of thing do I write

Through fire and storm, through night and ache, She bends, but never dares to break. Her heart is soft, yet lined with steel, She loves too deep, she dares to feel. The world has tried to dim her light, Yet still, she glows, so warm, so bright. A soul so brave, so pure, so true The sweetest strength, like morning dew.

05. Aaryan Shah - Vantage Point.mp311.76 MB

Repost from Liminal
نجات دهنده تو آیینه نیست، نجات دهنده قهوه‌ست. قهوه.

Cherries in the ashtray Take me through the day I just got to make you A drunken memory See you in the puddles Of my chardonnay Sleeping in my bathtub I can't wash you away Keep me safe up in the clouds 'Cause I can't come raining down Make the monsters sleep in my mind Sing your lu-lu-lullaby🌟

1|1 - forevermore - ASAL (320).mp35.82 MB