پزشک لنگان
Closed channel
520
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-2730 days
Posts Archive
520
نمیتونم اتفاقات بد زندگی رو کنترل کنم، پس به جاش همه جارو تمیز میکنم to pretend I can control everything.
520
مهربون بودن باید یک انتخاب باشه، نه یک حرکت از روی ترس یا حتی روتین رفتاری. من با تو مهربون نیستم چون میترسم باهام بد باشی، یا چون با همه مهربونم تو هم روش. من با تو مهربونم چون فکر میکنم لایق رفتار خوب هستی. اگر لایق نباشی یا هنوز شایستگیش رو بدست نیاورده باشی، رفتار خنثی من برات کافیه.
520
+2
این open fracture زیبا و خورد شدگی دوبل تیبیا و فیبولا با مکانیسم car to car accident تقدیم به شب بیداران چنل🌹
520
I loved you enough To ignore the things That should have been red flags. The way you pulled away When I needed you close. The way your words felt warm, But your actions were cold. I told myself it was enough— The little moments of affection, The glimpses of the person I wanted you to be. I held on to the hope That if I loved you harder, You’d finally see me. I gave and gave, Until I had nothing left. I bent my boundaries, Let go of my needs, And became someone I didn’t recognize Just to make you stay.
520
You can keep overthinking about why it ended، review scenarios in your head, ask questions, but the only answer out there is that somebody didn’t care enough to fight. And that should be enough for you to let go.
520
برخلاف تصورات فانتزی کنکوریا و ترمکا و سریالای مدیکالهاب طوری، کشیک های طولانی آدم رو اخته میکنه. نصفه شب با خستگی میگید و میخندید و مریض میبینید و غیبت این اتند و اون نرس رو میکنید و هیچکس هیچ فکر شومی توی سرش نمیاد و روی اون یکی کراش نمیزنه و صبح خداحافظی میکنید و میرید پی کارتون. حداقل برای آدم های نرمال اینطوره.
520
اورژانس زیباییه، بیمارستان زیباتری. پسر ۲۳ ساله با MI اومد و آنکال اینترونشن تشریف نیاورد برای پرایمری و رتپلاز بازی شروع شد. چجوری شب سرشون رو شب میزارن روی بالش و خوابشون میبره، نمیدونم.
520
خدایا خواهش میکنم امشب نرسای موردعلاقم کشیک شب باشن
خواهش میکنم
خواهش میکنم
خواهش میکنم.
520
So if I sell my apartment اگر خونهم رو بفروشم And you have some kids with an internet starlet و تو با یه ستاره اینترنتی ازدواج کنی و بچه دار بشید Will that make your memory fade from this scarlet maroon like it never happened باعث میشه خاطرههات از ذهنم پاک بشه، انگار هیچوقت اتفاق نیفتاد؟ Could it be enough to just float in your orbit همین کافیه که فقط یکی از آدمای دور و برت باشم؟ Can we watch our phantoms like watching wild horses اونوقت دیگه میتونیم فقط از دور به هم نگاه کنیم بدون اینکه بخوایم همدیگه رو تغییر بدیم؟ Cooler in theory but not if you force it To be, it just didn't happen من و تو فقط در حد یه تئوری خوب بودیم، به اجبار کنار هم بودنمون شدنی نبود..
520
در رویاهایم،
تو غمهایت را روی میز رها میکنی
من برایت چای دم میکنم
هوای بینمان نفس کشیدنیست
و به اندازه کل دنیا، وقت داریم..
520
قبلنا یه حالتی داشتیم بعنوان «حوصلهم سر رفته.» هیچ کاری نداشتی بکنی و کرخت میشدی و دنبال یه کاری و داستانی بودی برای اشتغال فکریت.
الان دیگه حوصله آدم سر نمیره. به محض اینکه بیکار میشی هزارجور غم و ناکامی هست که یادت میاد و سلول به سلول مغزتو پر میکنه.
520
We get a hair cut, gym membership, build a different body, new clothings, new style, make academic achievements, because the best way of healing is to go through a change and grow out of pain.
520
دو دقه اومدیم بیرون حال و هوامون عوض شه توی پاساژ و رستوران و کوفت و زهرمار، فقط چاووشی. چاووشی. چاووشی. چاووشی.
بابا ما هم آدمیم. ما هم انسانیم.
