𝐅𝐚𝐫𝐞𝐰𝐞𝐥𝐥 𝐰𝐚𝐧𝐝𝐞𝐫𝐥𝐮𝐬𝐭
Open in Telegram
پریسا اسکندری خانقاهی. مترجم نشر آذرباد | کارشناس ادبیات انگلیسی|مدرس زبان و ترجمه چنل ناشناسم: https://t.me/byallmeanslesttalk تبلیغ: https://t.me/tabliiiighbegir اطلاعات کتابهام: https://t.me/parisaeskandarii/3
Show more3 536
Subscribers
+424 hours
+77 days
+5930 days
Posts Archive
3 539
Repost from جانپناه
سرتاسر جهان بوک بلاگری یک شغل محسوب میشه که اتفاقا درآمد خوبی هم داره، همکاری با ناشرین و ایجنتها و دریافت pr package های مختلف رو داره و فقط در ایرانه که ادبیات رو به درجهای از «تقدس» میرسونن که یه عکس ساده گرفتن، یا اینکه با دوستها و همکارهای بلاگرت بخوای بری نشست ادبی «ادایی» محسوب میشه.
وا؟
3 539
من واقعا از مقنعه متنفرم، نه فقط چون پوشیدنش اذیت کنندهست، چون برام مظهر تمام چیزهای مسخرهایه که یه دورانی تو مغزم کرده بودن. و این چند روز که مجبورم به خاطر دانشگاه بپوشم واقعا دارم عذاب میکشم. بیشتر از لحاظ روانی تا از لحاظ گرما و جسمی.
3 539
یه جا وسط حرفهاش گفت ببین من sure هستم. و بعد جفتمون بهش خندیدیم و گفتم خب؟ Sure هستی که چی؟😂 الان شده اینساید جوکمون که الینا sure هستی یا نه؟
3 539
دلم واقعا برای نوشتن تنگ شده. من واقعا ده برابر ترجمه، تو نوشتن استعداد دارم، تو ایده پردازی و ساختن پلات توییست و کنار هم چیدن کلمات... یه روز مجموعه فانتزی خودم رو چاپ میکنم. Promise.
3 539
من سهشنبه غروب ثبت نام دوره «تاثیر ساختار زبان فارسی در ترجمه» رو باز میکنم. خواستم پیشاپیش اعلام کنم. شرایط و نحوه برگذاریش رو هم همون موقع اعلام میکنم.
3 539
میدونستید هاجر بجز اینکه یه کتاب خیلی زیبا و جالب ترجمه کرده که میتونید او چنلش بخونید، یه کمیک خیلی جالب هم داره ترجمه میکنه که برای کتابخونهاست؟
یه سر به چنلش بزنید جالبه:
https://t.me/A_Study_In_Drowning_Duology
3 539
یعنی خب، سی سال خیلی زیاده، میدونید؟ سی خیلی عدد گندهایه. من جدی اونقدر بزرگ نیستم. روحیهام اینجوریه که با دیدن انسان موردعلاقم میزنم زیر گریه، گلها باعث میشن ذوق کنم و گربهها باعث میشن بغض کنم، بستنی عروسکی باعث میشه کیف کنم و دوستام باعث میشن بلند بلند وسط خیابون بخندم و لباسهام اکثرا صورتی و قرمزن و کتابهام فانتزی.
3 539
من واقعا احساس نمیکنم بیست و نه سالمه. نمیدونم چجوری درست توضیحش بدم ولی این هیچ ربطی به شاد بودن یا جوون موندن ظاهری نداره. حس نمیکنم سی ساله باشم چون شبیه هیچ سی سالهای نیستم که دورم یا تو جامعه میبینم. انقدر حس نمیکنم وارد سیرشدن رو که دچار بحران سی سالگی که این همه درموردش شنیدم هم نشدم.
3 539
به مائده گفتم بیا بریم بازار من به یه کیف سفید نیاز دارم. نذار هیچی جز اون بخرم. الان یه پلوشرت قرمز، یه کیف قرمز و یه آلستار قرمز دارم.
3 539
دلم میخواد این ایونت رو برم، هیچکس نیست که تهران باشه و به زبان آلمانی علاقه مند باشه و باهام بیاد؟ بهاش: ۷۹۰
3 539
ناراحتش کردم؟ بله.
ولی جبران کردم. به نظرم اینکه بلد باشی کوتاه بیای و جبران کنی خیلی مهمه.
جبران کردن از ته دل همراه با پشیمونی قلبی، و تلاش برای تکرار نکردن اون کار، هر مشکلی رو درست میکنه. مهم نیست چقدر بزرگ باشه.
3 539
+3
تولد آنیتاست. خواستم به این مناسبت بگم ماه اول دوستیمون گفته بود هیچ کدوم از دوستیهاش بیشتر از سه ماه براش مهم نیستن، آدمها جالب نیستن و یا خستهاش میکنن یا ناراحت.
چهارساله دوستیم و هر روز بیشتر از قبل دوستیمون محکم میشه:)))
3 539
اینکه من غیبم زده بخاطر اینه که دارم با تمرکز ترجمه میکنم. از صبح که حالم خوب شده تنها چیزی که میتونم بهش فکر کنم ترجمهست. یکم بهش رسیدگی کنم بعد دوباره همه پیویها و ناشناسها رو سین میزنم.
3 539
یه چیز خیلی جالب تو این کافه اتفاق افتاده. ویتر اینجا یه دختره بود که هجده ساله بود، وقتی دید دوتا برادری که صاحب این کافهان با دخترای مختلف اینجا دیت میذارن و حرف میزنن و همزمان چندتا رو هندل میکنن رفت دخترها رو تو اینستا فالو کرد و براشون تعریف کرد همهچیز رو. سر این کارش اخراج شد ولی خب کاسه کوزه اینا رو هم بهم زد😂
