дьявол
Open in Telegram
247
Subscribers
No data24 hours
-137 days
-5430 days
Posts Archive
247
Repost from 𝗠𝘆 𝗛𝗲𝗮𝗿𝘁 -
سلام جگر گوشه جانم ، هنوز هم مرا به یاد داری؟!
نمیدانم این نامه چندم است که به دستانت نمیرسد اما طاقت ندارم ، طاقتِ قلبم به پایان رسیده است؛ من امشب بی قرار تر از شب های دیگر هستم .
اینجا خالیست تمام تو در کنارِ من ، در این زندان که برایم حبس ابد بریدهاند تنها مانده ام.
ای کاش اینجا بودی کنار من ماه عزیزم ، گرهِ انگشتانت بینِ دستانم خالیست. هنوز هم ردِ بوسه های من بر روی قلبت جا مانده است؟! .
من خاموش شده ام گرمای قلبم ، اینجا بدون تو همه مرا طرد کردهاند عزیز ترینم حتی گلها هم با رفتنت پژمرده شدهاند .
متاسفم جانانِ من؛ بهت قول داده بودنم نورِ چشمانم را برای تاریکی راهت روشن نگه دارم ، اما چشمانِ من خالی از هر امیدی ایست سوی چشمانم را به شوقِ دیدار تو از دست داده ام .
فرماندهم ، چرا آفریدهت رو فراموش کردی؟!کنارِ ساحلِ دریا مرا در موجِ نگاهت غرق و غرق کردی ، آنقدر زیبا بودی که نمیتوانستم مقابلِ تمام وجودت بایستم. تو میدانستی با صدایت چطور افسار قلبِ مرا با دستانت بگیری .
+ تمام تو برای من خلق شده فرشته ی من ، لبهات ، صدات ، تنت حتی قلبت! تماما متعلق به من هستن!
- من آفریده شدم برای تو فرمانده؟! برای بوسیدنِ زخمهای قلبت؟ مرهم شدنِ شکستگی های روحت؟ پرستیدنِ هر نگاهت؟ اگه قلبم رو بهت بدم ، ترکم نمیکنی؟
+ به تمامِ روح و عشقِ پاکت قسم میخورم پسرک درمونده من ، نمیتونم آفریدهم رو ترک بکنم .چطور توانستی دلی را که بهت داده بودم با چشمانت جان دادنش را ببینی به دادش نرسی؟! تو دیدی چگونه نفس هایت را نفس میکشیدم ، خودت شدی خالقِ دنیای امنِ من . حالا با دستانت دنیای مرا بر سرم آوار میکنی؟! اگر زیر آوار این زندان جان دهم و چشمانم را ببندم ، به دنبال قلبِ مرده من میآیی؟! .
247
Repost from 𝘿𝘼𝙍𝙆 𝙋𝘼𝙄𝙉,𝙏𝙀𝙍
+1
— غمِ نداشتنت همچون ابریتیره
بر قلبِ درماندهام سایه افکنده،
درد نبودنت، زجر کمی نیست..
به من برگرد جانِ از تن رفتهی من.
شاید این آخرین نامهای باشه که برات مینویسم، معبودِتاریکیِمن.– Tap to read
247
Repost from M𝖺𝗅︎𝖽𝗂𝖼︎𝗂𝗈𝗇︎
ㅤ⤹ 𝖫𝗈 ꤔ𝗈𝗇𝗈 𝗏𝖾𝗅𝖾𝗇𝗈 𝖾 𝖺𝗇𝖼𝗁𝖾 𝗍𝗎 ꤔ𝖾𝗂 𝗏𝖾𝗅𝖾𝗇𝗈
ㅤㅤㅤㅤ ㅤ( ⅌ — ꤝ𝗎𝗍𝗍𝗈 𝗂𝗅 𝖽𝗂𝖺v𝗈𝗅𝗈 è 𝗆𝗂𝗈 ꤐ𝖺𝗋𝗈𝗅𝖾
ㅤㅤ𝗏𝖾𝗅𝖾𝗇𝗈𝗌𝗈 ㅤㅤ. . . 𝖢 'è 𝗏𝖾𝗅𝖾𝗇𝗈 𝗇𝖾𝗅𝗅𝖾 𝗆𝗂𝖾 𝗏𝖾𝗇𝖾 ¿?
247
Repost from 𝖣𝗋𝗎𝗀
_ یادت میاد قبلا بهت میگفتم اگه با یه غریبه ببینمت همونجارو به اتیش میکشم؟
+ زیادی روم حساس بودی کیم!
_ و تو از این حساس بودنه خوشت میومد؟
+از حسادت کردنات بیشتر، که دیگه توجه نمیکردی.
_توجهای نمیکردم چون حسم و از دست
میدادم وقتی میدیدم همه میتونن توجهت و داشته باشن.
+نمیکردی؟ مطمئنی؟ همین الانشم میتونم
صدای ضربان قلبتو که به خاطر وجود منه بشنوم.
_زیادی مطمئنی که دلیل ضربانِ قلبمو به وجود خودت میدونی، من حتی بالاترین ضربان قلبمو موقع بدترین اشتباهاتمم داشتم جئون.
+یعنی الان داری اشتباه میکنی؟
_آره چون حتی دیگه حاضر نیستم ذرهای اتیش
روشن کنم تا ببینمت، تا پیدات کنم، تا بشنومت
و الان دارم به اشتباه وقتمو هدر میدم برا خاکستری که زمین ریخته شده و دیگه نمیشه جمعش کرد..
